خطاهای استراتژیک در سیاست ورزی دولت
اتفاقاتی که طی دیروز و امروز در عرصه سیاست و رسانه های کشور افتاد قطعا روز دوازده آذر نود و دو را روز تاریخی در عرصه سیاسی کشور خواهد کرد؛ از رویی احمدی نژاد و یارانش تیم دولت را به مناظره دعوت کرده اند و از سوی دیگر دولت مردان با دستپاچگی از عبارتی چون «در حد هم نبودن» و «به شرط راستگویی» استفاده کرده اند.
مجموعه رویدادهای حاصله طی صد روز گذشته از رفتار دولتمردان در عدم تعامل با دانشجویان، رفتار با صدا و سیما و مجریان آن، حمله به دولتمردان گذشته و... نشانگر آن است که سیاستگذاران دولت یازدهم، -با همه داعیه سیاست ورزی خود- برآوردی از میزان «اقتدار» خویش نقصان دارند، یا اساساً در درک اصل مفهوم «اقتدار»، با دشواری موجهاند!
بیگمان و از هر زاویه دیدی که به موضوع بنگریم، دولتمردان مجموعهای از خطاهای راهبردی را در تقابل با سایر نیروهای سیاسی مرتکب شدند، و این مجموعه به ظاهر کهنه کار درک درستی از مفهوم «اقتدار» و «قدرت» ندارند.
در آخرین پرده از رفتارهای غیر سیاسی دولت، دکتر حسن روحانی، در حالی گزارش صد روزه خویش را به هجو غیرمنصفانه دولت پیشین تقلیل داد، که میتوانست در یک تحلیل ساده از افکار عمومی ایرانی و سنجش میزان محبوبیت خود و رقبای سیاسی که یا خدمات احمدینژاد را به رسمیت میشناسند، یا اساساً احمدینژادیاند، در مییافت که نباید اینچنین در بیانی فارغ از آداب، انبوه خدمات رئیس جمهور پیشین را نادیده بگیرند. همان طور که مقام معظم رهبری، به عنوان پرنفوذترین و باتدبیرترین و پرامیدترین نخبه سیاسی حال حاضر ایران، مکرراً و تا آخرین روزها، به خدمات احمدینژاد اشاره داشتند و از آنها یاد می کردند.
متصدی مقام ریاست جمهوری، باید بداند که از ابتدا با یک اکثریت لغزان و با میزان متوسط از محبوبیت به قدرت رسیده است، و نباید علاوه بر آنکه رئیس جمهور پیش از خود را اینچنین، «هجو» و «هزل» نماید، از این حد هم عبور کند، و باز در طعنهای آشکار از واژه قبیح و طعنهآلود «سرهنگ» استفاده نماید.
آقای روحانی از این حد هم قدم را فراتر می گذارد و مجلس شورای اسلامی را -که به لحاظ همراهی بیشترین تعامل را با دولت داشته- به طعنه بیازارد و در نهایت حتی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را که به دفعات و در مصادیق بسیار خود را با دولت هماهنگ کرده است کنایه می زند و بعد از گفتگوی ویژه خبری مشخص می شود که نهاد ریاست جمهوری خود مجری های برنامه را تغییر داده است و مجریان مد نظرش را نیز قرنطینه کرده، تلفن های همراه آنها را گرفته است و آنها را تهدید کرده که در مورد دو موضوع "آمریکا" و "فتنه" سوالی پرسیده نشود.
روز گذشته پس از گذشت یک هفته از گزارش روحانی، رئیس جمهور سابق، دکتر محمود احمدینژاد، در نامهای مؤدبانه و زیرکانه، خطاب به رئیس جمهور، دکتر حسن روحانی، ضمن تقدیر از خدمات دولت او، و اعلام مراتب یاری و دوستی و همراهی به ایشان و به کشور، اعلام آمادگی کرد تا در دفاع از مساعی دولتمردان پیشین و مدیران امروز کشور، در یک مناظره با دکتر حسن روحانی شرکت نماید. با اختلاف یکی دو ساعت بعد از انتشار نامه احمدی نژاد، دو تن از ارکان دولت تدبیر و امید، با بی تدبیری به این نامه پاسخ دادند.
محمد رضا صادق؛ صریحاً رئیس جمهور سابق را به "دروغگویی" متهم کرد. این در حالی است که دکتر حسن روحانی و تیم مشاوران ایشان این روزها در موضوعاتی مانند «ممنوع القلم»، «گندم»، «جزئیات و ضمایم قرارداد ژنو»، «خزانه خالی»، «بدهیهای دولت ماضی»، «صورت اموال شخصی» و... در مظان اثبات صداقت خویشاند.
از سوی دیگر اکبر ترکان هم در بیان دیگری، گفت: «اطلاعی از ارسال نامه محمود احمدینژاد رئیس جمهور سابق به حسن روحانی رئیس جمهور برای برگزاری مناظره ندارم»؛ اگر اطلاع داشت، چه میگفت و چه وجناتی از خود بروز میداد؟
او در ادامه گفت: «شرط این مناظره آن است که رئیس دولت دهم راستگو باشد!». به این حد از آدابشکنی بسنده نکرد و اضافه نمود: «حسن روحانی و محمود احمدینژاد در یک سطح قرار ندارند که بخواهند با هم مناظره کنند!». ترکان چند ساعت بعد، مصاحبه دیگری انجام داد و گفت: «شخصاً حاضر به مناظره با احمدینژاد است. من نه به عنوان نماینده دولت، بلکه به عنوان شخص ”اکبر ترکان“ حاضر به مناظره با احمدینژاد هستم. برادرانه به آقای احمدینژاد پیشنهاد میکنم که از پیشگاه ملت معذرتخواهی و از پیشگاه خدا طلب مغفرت کند، زیرا، خسارتهای فراوانی به کشور در حوزه اقتصاد، سیاست و اعتماد مردم به دولت وارد کرده است».
ترکان در آخر افزود: «مزاج احمدینژاد با فضای آرام سازگاری ندارد. مدتی است که کشور آرام است و ما شاهد رفتارهای منطقی در همه عرصههای حکومتی هستیم و این وضعیت مورد پسند احمدینژاد نیست.»
صحبت های این دو عضو دولت درحالی است که از ابتدای مسئله دولت با یک بازی باخت-باخت مواجه شده است؛ چناچه اگر وارد مناظره شود با توجه به آمارهایی که احمدی نژاد و دولتش در کنار طیب نیا؛ وزیر اقتصاد روحانی می دهد در تضاد با نظرات روحانی است و اگر روحانی در مناظره شرکت نکند باز بازنده این بازی خواهد بود؛ البته نحوه برخورد دولتمردان و ادبیات مواجهه با رئیس جمهور سابق خود از عزت دولت یازدهم خواهد کاست.
و در همین روز سراسر خطا برای دولتمردان یازدهم، سخنگوی دولت در توجیه بهکارگیری مدیران بازنشسته، «قایقران» و «ملوان» را در توصیف مدیران جوان و مدیران بازنشسته استفاده کرد که خارج از چهارچوب سیاست ورزی درست بوده است.
این خطاهای اخیر کنار خطا در عزل و نصبهایی که منتقدین بسیاری را معطوف دولت کرده است انبانی است از بیتدبیری که بیشتر از همه نشانگر سیاست ورزی غریزی دولتمردان بعد از دستیابی به دولت است.
تغییرات گسترده در دولت که از آن به "تغییر قطاری مدیران" تعبیر می شود؛ کار را به جایی رسانده که به نظر نمیرسد در پایان فصل نقل و انتقالات، چیزی از مدیران دولت پیشین در مصادر امر باقی مانده باشد. صرفنظر از این که این جانشینیها تا چه اندازه با تدبیر همراه است؟ و تا چه حد با عدالت و تدبیر اتفاق افتاده؟ سؤال این است که این مدیران پس از عزل به کجا میروند و چه میکنند؟
آشکارا است که دولت، تصور روشنی از جایگاه «مدیریت» ندارد. تصور دولتمردان آن است این «مدیران»، نه گروه نخبه و الیت، بلکه نیروهای کمتوان هستند که پس از عزل، خانه نشین خواهند شد. این خطای استراتژیک در حالی است که دولت تدبیر و امید، با این اقدام، یک قشر نخبه بزرگ و در عین حال توانمند و جوان و بهرهمند از یک شبکه گسترده روابط رسمی و غیر رسمی را در موقعیت تقابل با خود قرار نمیدهد؟
همه اینها، جشنواره ای است از خطاهای سیاست ورزی که از سطح خطاهای معمولی یک دولت و سیاستمدارانش گذر کرده است، و نشان میدهد که آنها در تحلیلهای راهبردی خود به خطا میروند؛ آنها یا در برآورد میزان «اقتدار» خویش نقصان دارند، یا اساساً در درک اصل مفهوم «اقتدار»، با دشواری موجهاند، یا هر دو، که هر دو.
منتشر شده در:
میکائیل دیانی