آرایش انتخاباتی با حضور «جلیلی، مشایی و هاشمی» چگونه خواهد شد؟

انتخابات ریاست جمهوری مهمترین واقعه‌ای است که سرنوشت 4 ساله کشور را تعیین می کند. برخلاف نظر بسیاری از سیاستمداران که انتخابات را رأی مردم به یک شخصیت می دانند باید این پدیده را به دو قسم تقسیم کنیم که قسم اول مهم تر و پایه‌ای تر است نسبت به قسم دوم!.

در هر انتخابات مردم دو چیز را تعیین می‌کنند و به دو چیز رأی می دهند. رأی اول که کندن تعرفه از دفترچه تعرفه ها است رأی به حاکمیت نظام سیاسی و رأی دوم که داخل تعرفه خواهند نوشت رأی به یک جریان؛ تفکر و یا شخصیت است. پس در هر انتخابات مردم در درجه اول به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد و بعد از آن به سراغ کاندیدای اصلح می روند که این نیز مهم است.

آنچه در بالا گفته شد برای دشمنان انقلاب طیفی از استراتژیها را تبیین می‌کند که در شرایط حداکثری تلاش برای کمرنگ کردن انتخابات و پایین آوردن تعداد رأی دهندگان است که موجب لطمه زدن به مشروعیت شود و در طیف حداقلی آن کلیک روی گزینه ایست که بیشتر از دیگران به سازش با آنها تن دهد و البته این خود گزینه ای برای رد برخی از کاندیداها در هنگام انتخاب است.

اما انتخابات یازدهم ریاست جمهوری امروز به مرحله خاص خود رسیده است. امروز کسی از کمبود آرا و عدم شرکت در انتخابات نگرانی ندارد و همه بر این باور هستند که شرکت در انتخابات ریاست جمهوری یک حق و یک وظیفه شرعی است لیکن دعوا بر سر گزینه های موجود در انتخابات است.

آنچه که در درجه اول مورد مخالفت مردم قرار گرفت تکثر موجود در کاندیداها بود که این امر در چند روز ثبت نام نامزدها بیشتر هم شد اما از آن مهم تر آرایش سیاسی است که در انتخابات حاصل شده است. آرایشی که بی شباهت به انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 نیست. ائتلاف 5 گانه که در آن دوران با کاندیداتوری لاریجانی به میدان آمده بود امروز ابوترابی فرد را گزینه مد نظر خود معرفی کرد هر چند که متکی به زیر میز ائتلاف کوبید و با استناد به آرای بالایش در نظرسنجی ها وارد صحنه شد.

ائتلاف 2+1 که از ابتدا خروجی اش مشخص شده بود و قالیباف 7 سالی است برنامه دولتش را تبیین کرده است با چالش تکثر مواجه شد و ولایتی نیز مصمم به ادامه راه در کنار قالیباف قرار گرفت.

از سوی دیگر اصلاحطلبان که در سال 84 نیز با تکثر کاندیدا مواجه بودند در این انتخابات نیز با چند کاندیدا وارد صحنه شدند. عارف و شریعتمداری که آمده بودند و روحانی نیز که از ابتدا به عنوان گزینه مشترک هاشمی و خاتمی نامیده می شد ثبت نام کرد تا یکی از گزینه های استراتژی حداقلی غرب در انتخابات ریاست جمهوری باشد اما امروز حدس و گمان های اصلاح طلبان و جو سازی های رسانه های آنها ثمر داد و شخص هاشمی رفسنجانی وارد انتخابات شد تا دیگر گزینه مد نظر غرب باشد.

در این بین دولت نیز چند چهره را به عرصه انتخابات آورد که مشایی مهمترین چهره آنها بود و در کنار وی  جوانفکر، رحیمی، خلیلیان نیز به صحنه آمده اند. مشایی که در مورد او دو گزینه محتمل و قوی وجود دارد. گزینه اول رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان و گزینه دوم رد مقبولیت از سوی مردم!

تمام شرایط بالا آن چیزی است که در سال 84 اتفاق افتاد اما این بار گفتمان سوم تیر که روزگاری کاندیدایش یک نفر بود به تکثر کاندیداها رسیده است. از اواخر سال گذشته بود که جبهه پایداری بر روی سه گزینه به اجماع رسیده بود و فتاح، لنکرانی و جلیلی را گزینه های اصلی خود معرفی می کرد. ابتدای سال جدید لنکرانی و جلیلی جلسه ای خصوصی گذاشتند که لنکرانی از آن جلسه اینطور گفت: «جلسات خصوصی اینچنینی برای بیان جزئیاتش بایستی با هماهنگی دو طرف اعلام صورت گیرد. اما اجمالش این است که ما در پایداری شخصیت ارزنده‌ای همچون آقای جلیلی را داریم که ایشان محاسن زیادی دارند؛ آقای جلیلی در بسیاری از مواضع انتخاباتی مواضعی دارد که با نظرات پایداری نزدیک است.»

اما آیت الله مصباح رهبر فکری جبهه پایداری در نهایت در نشست اعلام کاندیدای اصلح این جریان لنکرانی کاندیدای اصلح این جبهه معرفی کرد و در آن زمان آمدن سعید جلیلی در عرصه انتخابات بسیار ضعیف بود.

از سوی دیگر علیرضا زاکانی نیز در نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل درباره نزدیکی اش با جلیلی گفت:«در جلسه ای خصوصی با دکتر جلیلی به بیان دیدگاه های گفتمانی پرداختیم که قرابت های فراوانی با یکدیگر داشتیم»

لنکرانی و زاکانی در دو روز اول وارد ستاد ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری شدند و تقریبا تحلیل ها بر عدم حضور جلیلی بود اما روز گذشته  در دقایق پایانی وی به وزارت کشور آمد و رسما برای نامزدی در انتخابات ثبت نام کرد.

علیرضا زاکانی بعد از ثبت نام جلیلی گفت: «از ثبت نام آقای جلیلی استقبال می کنم و حضور ایشان را پربرکت، امیدبخش و باعث تقویت جبهه نیروهای انقلاب می دانم و همانطور که قبلا نیز بارها اعلام کرده ام تفاوت گفتمانی مابین خود و ایشان نمی بینم و لذا تلاش می کنیم ائتلافی گفتمانی تشکیل شود تا توان نیروهای انقلاب در مقابل جریانات فتنه، انحراف و جریان آقای هاشمی تجمیع شود.»

از سوی دیگر کامران باقری‌لنکرانی در پاسخ به سئوالی در خصوص حضور جلیلی در انتخابات گفت‌: «من با حضور جلیلی در انتخابات مشکلی ندارم، اما ‌آنچه برای جبهه پایداری اصل است ما در این انتخابات رقابت درون‌گفتمانی را صلاح نمی‌دانیم.

وی ادامه داد: «من با دوستان تفاوت نظر ندارم آنچه اصل است ما در این انتخابات رقابت درون گفتمان را صلاح نمی دانیم. مبنای رقابت درون گفتمانی نیست اختلاف معنی ندارد. »

صحبت های لنکرانی و زاکانی در گفتمان مشترک با جلیلی از نزدیکی گفتمانی همین دو شخصیت نیز خبر می دهد، فلذا این افراد که گزینه مناسبی برای گفتمان سوم تیراند و باید در مقابل گفتمان سازش بایستند و در جلسات بیشتری به یک نتیجه قطعی برسند و دو نفر دیگر برای نفر دیگر با تمام توان تلاش بکنند.

دانشجو باید سیاسی باشد

کمتر از دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده است و  یکی از مهمترین اقشار جامعه که می تواند جریان ساز باشد و جریان را دست بگیرد قشر دانشجو است. دانشجویان باید نسبت خود را با فضای سیاست آشنا کند تا در این کش مکش سیاسی بتواند بهترین اثرگذاری را داشته باشد.

بهتر است قبل از این رابطه بیشتر با فضای سیاسی آشنا شوید چون در فضای سیاسی پارامتر های بسیاری وجود دارد و برای برقراری ارتباط دانشجو با آن باید از آنها نیز مُطّلع بود، فضایی که در آن نیاز به تحلیل های کارآمد دارید و دائما در آن تصمیم گیری صورت می گیرد.

به نظر در این میان یکی از موثر ترین مسائل وجود احزاب هستند. داشتن تعریفی از احزاب و اهداف آنها و جریانات سیاسی و.... می تواند تا حدودی برای شناخت فضای سیاسی راهگشا باشد و به واسطه  می توانید بهتر با این محیط آشنا شوید.

می دانید که احزاب: متشکل از اجتماعاتی هستند که دکترین واحدی دارند و برای نیل به آن فعالیت می کنند. احزاب در حالت کلی برای رسیدن به قدرت تلاش می کنند و در این راه به ابزار های مختلفی چنگ می زنند و به محض رسیدن به قدرت سیاسی نیز افراد همسو با خود را برسر کار می آورند.

احزاب درون جریان های سیاسی تعریف می شوند که آنچه از جریانات سیاسی شهرت دارد، راست یا چپ بودن، اصویگرایی یا اصلاح طلبی و.... است. چیزی که در جریانات سیاسی نیز مشهود است، میل برای به قدرت رسیدن است؛ حال نیت خدمت باشد یا به زوال کشیدن نظام. در این نقطه معمولا جریانی پیروز است که بتواند احزاب ذیل خود را منسجم کند و در کنار آن جریان مردمی را نیز همراه کند.

با تعاریف بالا اندکی با فضای سیاسی آشنا شدید حال باید دید رابطه دانشجو و جنبشهای دانشجویی با سیاست چگونه تعریف می شود.

جنبش های دانشجویی: که مجموعه‌ای از دانشجویانی هستند که به صورت داوطلبانه یک حرکت جمعی را برای ایجاد تغییر و تحول اساسي در دانشگاه و جامعه سامان می‌دهند از جمله اقشاری هستند که احزاب به شدت برای همراه کردن آنها تلاش می کنند. این حرکتهای داوطلبانه، کوششی است جمعی برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های مشترک که این اهداف و آرمان‌های مشترک می‌تواند از نوع فرهنگی، اقتصادی، ارزشی، اجتماعی و سیاسی باشد.

از ویژگی های بارز در جنبش های دانشجویی استقلال، آرمانخواهی و عدالت جویی آنهاست و همین ها باعث فاصله بین جریانات دانشجویی و جریانات سیاسی می شود. شاید بتوان اینگونه تعریف کرد که جریان دانشجویی زمانی موفق خواهد بود که فرای احزاب باشد. این جنبش ها اگر قرار باشد به احزاب بپیوندند و روش آنها را پی بگیرند لاجرم در وقت مقتضی نیز باید بدنبال منافع احزاب باشند و از دانشجویانی که به آنها اعتماد کرده اند نیز سو استفاده را بکنند. از دست دادن استقلال و وابستگی حزبی همان به انحطاط رفتن جنبش های دانشجویی را همراه خواهد داشت که به تبع آن باید بر روی آرمانگرایی و عدالتخواهی دانشجو نیز پا گذاشت تا منافع حزب وابسته را تامین کرد. و اینجا تنها قربانیان ماجرا دانشجویانی هستند که به آن جنبش به اصطلاح  دانشجویانی اعتماد کرده اند.

اینها که گفته شد شاید شما را بدین فکر بکشاند که بهتر است دانشجو اصلا با سیاست ارتباطی نداشته باشد؛ چه بهتر است که ما بنشینیم درسمان را بخوانیم. اما باید گفت این نیز حرف اشتباهی است چرا که دانشجو مانند هر کس دیگری در محیطی است که در آن دائما در معرض تصمیم گیری قرار دارد. دانشجو باید سیاسی باشد نه تنها دانشجو بلکه هر کسی باید سیاسی باشد، اینجا تنها باید تعریف  درستی از سیاست داشت. سیاست بدان معنا که باید قدرت تحلیل و تصمیم گیری درستی داشت چرا که هر کس باید در سرنوشت خود تاثیر گذار باشد. دانشجو باید سیاسی باشد اما سیاسی بودن نه بدان معنا که باید ذیل جریان خاصی قدم بردارد بلکه بدان معنا که قدرت تحلیل و تصمیم گیری داشته باشد . باید بتواند برای خود تصمیم بگیرد که در شرایط مشخص راه درست الف است یا ب یا شاید راه سومی در میان باشد.

اگر شخص خودش برای خودش  تصمیم نگیرد، اگر خودش رأی ندهد دیگران برایش تصمیم می گیرند و اگر در جنبش دانشجویی فرای احزاب و تشکیلات جناحی موضع گیری نکند آلت دست گروه ها می شود. جنبش دانشجویی همواره باید صاحب تحلیل باشد، صاحب رأی باشد . این چالش ها در جریانهای دانشجویی ایران نیز در مقاطع مختلف به وضوح دیده می شود.

برای مثال آنجا که دانشجو با توجه به آن ذات آرمانگرایی و استقلال خواهی خود بدان تحلیل می رسد که باید در 13 آبان 58 لانه جاسوسی را تسخیر کند که می توان آن را از جمله نقاط مهم تحلیل گری و تصمیم گیری مثبت جنبش دانشجویی نیز بیان کرد یا نمونه عکس آن زمانی که همان دفتر تحکیم وحدتی که روزی لانه را تسخیر کرده متاثر از احزابی چون مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و نهضت آزادی می شود که ثمره آن در دهه 70 به انحطاط کشیده شدن این تشکل، افول و نهایتا چند شقه شدن آن شد. تشکلی که در اواخر دهه هفتاد رسما به حیات خلوت احزاب سیاسی تبدیل شده بود و بازیچه دست احزاب و گروه ها قرار گرفته بود.

جنبش های دانشجویی همواره با  آفت هایی روبرو می باشد که اگر به آنها دقت نشود آسیب های جدی به دانشگاهیان خواهد زد. وقتی ارتباط جنبش های دانشجویی با جریان های و تشکل های ناباب برقرار می شود. وقتی جنبش های دانشجویی در دستان افرادی قرار می گیرند که دست طمع به این جنبش ها دارند اینجاست که این تشکل ها و جنبش های دانشجویی جز لابی برای این تشکل های ناباب کارایی دیگری ندارند و جز بهره برداری سیاسی از آنها استفاده دیگری نمی شود.

اینها باعث دوری تشکل ها و جریانات دانشجویی از آرمانها و کارکرد اصلی خودشان که همان ایجاد اصلاح و تغییر و تحول اساسي در دانشگاه و جامعه است می شود.

ویژگی های جنبش های دانشجویی که همان استفلال خواهی و آرمانگرایی و عدالت خواهی است در افکار  حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری نیز متجلی است. همان طور که امام همواره دانشجو را دانشجویی سیاسی می خواستند و  ایشان از دانشجویی که از سیاست گریزان  بود ابراز نگرانی می کردند.ایشان هشدار می‌دادند از اینکه دانشجو به رسالت تاریخی خود و به شرایط پیرامونی‌اش توجه داشته باشد.ایشان تاکید بسیار زیادی  داشتند بر این مساله که دانشجویان در بینش خود دچار غرب زدگی یا شرق زدگی نشوند و خواستار آن بودند که دانشجویان از بینش پیشرو و متناسب با جامعه برخوردار باشند و بیگانه  از جامعه خود نباشند که لازمه این بینش آگاهانه را حضور مستمر در عرصه سیاست و اجتماع می دانستند. که یقینا این نگاه متاثر از دیدگاه ایشان به رابطه مستقیم دین و سیاست می باشد.

ایشان در عین این‌که تاکید می‌کردند دانشجو دارای بینش سیاسی  باشد این قشر را به پرهیز از سیاست زدگی دعوت می کردند، زیرا سیاست زدگی باعث می‌شود تا همه چیز را سیاسی ببینیم و همه فعالیت‌ها را سیاسی تعریف کنیم که این با اندیشه اسلام ناب سازگار نیست.

مقام معظم رهبری نیز در دیدار با اساتید دانشگاه تهران خاطر نشان کردند که دانشگاه غیر سیاسی محل رشد میکروبهاست. و در رکود دهه 70 دانشگاه فرمودند:خدا لعنت کند آن دستهایی را که دانشگاه ما را غیر سیاسی می خواهد.اصل اينكه دانشجو حرفش را روشن و صريح و آشكار بزند و دچار سياسى‏كارى نشود، چيز مطلوبى است. بدترين اشكال و اشكال وارد بر محيط دانشجوئى اين است كه دانشجو دچار محافظه‏كارى شود و حرفش را با ملاحظه‏ى موقع و مصلحت خيالى بيان كند؛ نه، دانشجو بايد حرفش را صريح بزند. البته در كنار اين صراحتِ در بيان، صداقت در نيت هم بايد وجود داشته باشد.

پی نوشت:

این مطلب را دو سال پیش نوشته بودم که مناسب دیدم دوباره باز نشر دهم