تا اطـــــــــــلاع ثانــــــــــــوی تعطیـــــــــــــــــــل

دوستان کنکور کارشناسی ارشد نزدیک است و اینترنت هم یک سم مهلک فلذا تا کنکور اینترنت و ملزوماتش را حرام اعلام کردیم که اگر بشود نتیجه ای حاصل آید

::تا اطـــــــــــلاع ثانــــــــــــوی تعطیـــــــــــــــــــل::

:::دعا بفرمایید:::

تخریب همزمان دولت و مخالفینش علیه گفتمان سوم تیر

احمدی نژاد هم از این قطار پیاده شده است؛ خواهشا او را بهانه نکنید که گفتمان را بزنید!

بعد از 16 سال سازندگی و اصلاحات که توانست در زمینه های فرهنگی و اقتصادی ناهنجاری های غیردینی را به عنوان الگوهای نویی اجتماعی به مردم معرفی کند؛ در سال 84 با تلاش دانشجویان و رهنمود های رهبری گفتمان جامعه به سمت ارزش های اصلی انقلاب سوق پیدا کرد و قطار انقلاب در ریل اصلی خود قرار گرفت.

::پی نوشت را حتما بخوانید::

 روی کارآمدن دولت نهم با استفاده از گفتمان عدالت باعث شد بسیاری از سیاست مداران از قدرت کنار روند و در اذهان مردم تاریک شوند بویژه آنهایی که حیات سیاسی خود را با هاشمی و گفتمانش تعریف کرده بودند.

حضور جریان انحرافی در دولت دهم بویژه در مباحث فرهنگی و اقتصادی فرصتی را برای جریان به محاق رفته داد تا به بهانه احمدی نژاد به گفتمان عدالت و پیشرفت حمله کنند و آن را فاقد کارآمدی نشان دهند.

امروز اما تخریب این گفتمان به مرحله جدیدی رسیده است. این افراد که گفتمان انقلاب را سد راه خود می بینند، با یک تحلیل غلط (عمداً و سهواً) احمدی نژاد را مساوی با گفتمان انقلاب گرفته اند و می خواهند احمدی نژاد را بر پرتگاه عدم کفایت سیاسی ببرند.

این موضوع با بحران سازی ها واهی جریان سازندگی شروع شد. هاشمی که دولتش بنای انحراف در الگوهای اجتماعی را گذاشت و سیاست های اقتصادی اش فشار تورم 50 درصدی را بر گرده مردم مستضعف جامعه گذاشت با القای بحران مدیریت در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:« مديريت‌ها هم واقعاً اشكال دارد. من سال‌ها پيش تذكرات جدّي دادم. اين سبك مديريت در نهايت نمي‌تواند خوب باشد. شايد بعضي‌ها به سوءنيت منتسب مي‌كنند اما اين‌گونه نيست. معتقدم مسئولان، كشور و انقلابشان را دوست دارند و مسئوليت‌شان را مي‌فهمند. ولي عدم كارايي يك مسئله است و بايد در مسئوليت‌ها كارايي باشد و شرايط يك مدير چه در مقدمه يك بحران و چه در خود بحران شرايط ويژه‌اي دارد كه به اصطلاح بحران مديريت و مديريت بحران مي‌گويند.»

بعد از آن سلسله مصاحبه ها در خصوص بحران مدیریتی در کشور شروع شد. حسن روحانی در همایش «برند برتر، کیفیت برتر» در جمعی از اصلاح طلبان با حمله به ادبیات خدمت رسانی که همواره مورد تاکید رهبری بوده است؛ گفت: « مردم دلار نمی‌خواهند صداقت و برنامه می‌خواهند. ما نیاز به نوکر نداریم نیاز به مدیر داریم. ما نیاز به نوکر مدیر داریم، نه نوکر خالی، تنها نوکر بودن کافی نیست.» این ها در حالی است که عدم مدیریت وی و اطرافیانش باعث ضعف در مقابل غرب در برنامه هسته ای شد که نتیجه آن تحمیل 10 ساله تعلیق غرب به ایران بود.

هم پای این مصاحبه ها طرح سوال از رئیس جمهور توسط جمعی از نزدیکان لاریجانی در فراکسیون رهروان کلید خورد. سوالی که ابتدا به عنوان «سوال اقتصادی» معرفی می شد و کم کم رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت. سوال کنندگان از قطع میکروفن رئیس جمهور توسط لاریجانی شروع کردند و به بدان جا رسیدند که موسی الرضا ثروتی نماینده بجنورد که نزدیکی زیادی نیز به آقای لاریجانی دارد از عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد صحبت کرد و در این باره گفت: «اگر آقای احمدی نژاد به سوالات نمایندگان بد جواب بدهد، ممکن است نمایندگان به عدم کفایت سیاسی هم فکر کنند.»

در شرایطی که رهبر انقلاب در خراسان شمالی بر اتحاد سیاسیون و دوری از تنش های سیاسی صحبت کردند و فرمودند: « در مدت باقیمانده تا انتخابات و در خود انتخابات، همت همه مسئولان بر حفظ آرامش و اجتناب از جنجالی شدن فضای سیاسی کشور متمرکز باشد. و مسئولان، سیاستمداران، تریبون داران و مدیران عرصه های گوناگون نیز کاملا مراقب باشند که با یک حرف یا عمل نسنجیده و اختلافی، موجب متلاطم شدن فضای سیاسی نشوند.»؛ سلسله مصاحبه ادامه دارد و محمد علی نجفی که خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می کند در مصاحبه با آسمان بر طبل «بحران مدیریت» هاشمی کوبید و  گفت:« وضعیت فعلی یک فاجعه است و باید یک دولت ملی روی کار آید»

در حالیکه حضرت آیت الله خامنه ای در خراسان شمالی؛ برخی تریبون دارهای داخلی را بعلت تکرار غافلانه حرف های دشمن مورد انتقاد قرار دادند؛ علی لاریجانی یک روز بعد از وصول سوال از رئیس جمهور در سخنرانی جنجالی وضعیت فعلی را به سالهای اول جنگ تشبیه کرد و همچنان که وجود بنی صدر را دلیل عدم توفیق ما در جبهه دانست خواستار اقدام رهبری برای خروج از وضعیت فعلی شد. وی گفت: «در زمان جنگ به علت دعواهای داخلی از سوی سیاستمداران بدلی مانند بنی‌صدر کشور ما توفیقات کمی در عرصه جنگ داشت، اما خوشبختانه با اقدام به موقع مجلس و امام خمینی (ره) در عزل بنی‌صدر، شرایط در جبهه‌ها تغییر کرد و فتوحات بسیاری به دست آمد که این موضوع تنها به علت رفتار صادقانه مسئولان و امام راحل با مردم و حمایت ملت از نظام و ولایت فقیه بود.»

این مصاحبه که به معنای امضای رهبری بر عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد است؛ مورد استقبال بسیاری از سایت های ضد انقلاب مثل بازتاب قرار گرفت و همچنان از آن استفاده می شود.

از طرف دیگر رئیس جمهور با اقدامات خود به این کار شتاب می بخشد. وی که با گفته های خود در کنفرانس خبری بعد از سفر نیویورک فضای سیاسی کشور را به شدت متشنج کرد در دو روز گذشته نیز با زدن نامه هایی پیاپی به آیت الله آملی لاریجانی برای بازدید از اوین به این فضا کمک می کند. نامه هایی که خارج از عرف روابط سران قوا بصورت علنی منتشر شد.

رهبر معظم انقلاب این دولت را به تلاش هر چه بیشتر در سال آخر خود تشویق کردند و فرمودند:« اين سال آخر دولت شما، سال مهمى هم هست؛ هم از جهت شرائط بين‌‌المللى و شرائطى كه وجود دارد، سال بسيار مهمى است - يعنى شما در حال مواجهه با زورآزمائى قدرتهاى مستكبر هستيد كه دارند همه‌‌ى توانشان را خرج ميكنند، شايد بتوانند شما را به عقب‌‌نشينى و قبول شكست وادار كنند؛ شما هم بايد از همه‌‌ى توانتان استفاده كنيد تا بتوانيد اين توهّم باطل ذهن دشمن را به هم بزنيد - هم از جهت آخرين بودن. در واقع شما در سال آخر ميخواهيد اين كتاب طولانى و پر حجم خدمات دولت را شيرازه‌‌بندى كنيد و آماده كنيد و تحويل بدهيد. يعنى بايد واقعاً امسال كار اگر نگوئيم جدى‌‌تر از هميشه باشد، بلاشك بايد در اين سال آخر هيچگونه كوتاهى و سستى‌‌اى در كار نباشد.»

قرار دادن اشخاص به معنوان ترازوی گفتمان همواره موجب انحراف خواهد شد. دولت نهم اگرچه با گفتمان عدالت سر کار آمد اما احمدی نژاد امروز با گفتمان عدالت و پیشرفت فاصله دارد و نباید وی را به مصابه گفتمان گرفت که جریان هاشمی برای تخریب این گفتمان آن را در دستور کار خود قرار داده است.

رهبر معظم انقلاب در سال 88 به همه نخبگان امر فرمودند که صریحا موضع بگیرند اما لاریجانی که امروز جزو بازیگران اصلی پروژه هاشمی است سکوت خود را در فتنه بخاطر آرام کردن فضا می داند. وی در دانشگاه علم و صنعت در این باره می گوید:« بعد از این همه کارهای سیاسی‌ای که انجام دادم، مختصر عقلی دارم که چنین کاری نکنم؛ فتنه 88 رخ داد و در آن زمان عده‌ای می‌خواستند آتش فتنه را شعله‌ورتر کنند اما من تصورم این بود که باید موضوع را حل کنیم، بعضی‌ها گفتند که لاریجانی در شبکه 2 گفت‌وگو کرد و حق را به عده‌ای داد اما این موضوع از تلویزیون پخش شد به عنوان وظیفه شرعی احساس کردم باید فضا را آرام کنم، دنبال تجارت نبودم فقط می‌خواستم روشنگری کنم

لاریجانی در مورد سکوتش ادامه داد: وی اضافه کرد: داستان فتنه را باید حل کرد نه اینکه آتش آن را برافروخت؛ من به عنوان مقام مسئول، احساس می‌کردم باید فضا را آرام کنیم نه اینکه آتش آن را شعله‌ورتر کنیم؛ من چند بار بگویم که این سخن خلاف است بعد آن را تکذیب کنم؟

حضرت آیت الله خامنه ای پیش از این و در دوران اوج فتنه سال گذشته، در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر با ایشان یکى از وظایف مهم نخبگان و خواص را در زمان رواج شایعه و سوءظن از سوی دشمن، "تبیین" دانستند و در توصیف رفتار جناب عمار یاسر که الگوی انجام این وظیفه در دوران امیرالمومنین(ع) بود، فرمودند:

"در جنگ صفین یکى از کارهاى مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل که جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونى داشتند. همینى که حالا امروز به آن جنگ روانى میگویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوه‏هاش فرق کرده؛ این از اول بوده. خیلى هم ماهر بودند در این جنگ روانى؛ خیلى. آدم نگاه میکند کارهایشان را، مى‏بیند که در جنگ روانى ماهر بودند. تخریب ذهن هم آسانتر از تعمیر ذهن است. وقتى به شما چیزى بگویند، سوءظنى یک جا پیدا کنید، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاک کردنش از ذهن سخت است.

لذا آنها شبهه‏افکنى میکردند، سوء ظن را وارد میکردند؛ کار آسانى بود. این کسى که از این طرف، خودش را موظف دانسته بود که در مقابل این جنگ روانى بایستد و مقاومت کند، جناب عمار یاسر بود، که در قضایاى جنگ صفین دارد که با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى میرفت و همین طور این گروه‏هائى را که - به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر کدام میرسید، در مقابل آنها مى‏ایستاد و مبالغى براى آنها صحبت میکرد؛ حقائقى را براى آنها روشن میکرد و تأثیر میگذاشت.

یک جا میدید اختلاف پیدا شده، یک عده‏اى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میکرد، تبیین میکرد؛ این گره‏ها را باز میکرد
."

علی مطهری نیز دیروز در مصاحبه ای با سایت خانه ملت با اشاره به حواشی دولت افرادی همچون آیت الله مصباح را بخاطر تعلل برای مقابله با این جریان سرزنش کرد و ضمن سیاه نمایی صرف از فضای کشور گفت:« آقای احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی شهریورماه خود به صراحت گفت که من قانونی را که منطبق بر قانون اساسی تشخیص بدهم امضا و اجرا می‌کنم ولی قانونی را که خود شخصا منطبق بر قانون اساسی تشخیص ندهم نه امضا می‌کنم و نه اجرا. این یعنی چه؟ یعنی استبداد و  دیکتاتوری و به توپ بستن مجلس. خب اگر مجلس یک مجلس واقعی باشد واقعا یک چنین فردی، می‌خواهد آقای احمدی‌نژاد باشد یا هر فرد دیگری، با شخص کاری نداریم، حتی یک روز هم نباید در مسند ریاست جمهوری باقی بماند.»

مطهری از احتمال زیاد استیضاح احمدی نژاد خبر داد و با این مصاحبه همه رسانه های بیگانه را خوشحال کرد تا آنجا که تیتر یک رسانه های ضد انقلاب شد.

مطهری که با توقیف شرق مخالف بود و با ادامه کار خانه سینما موافق؛ جریان فرهنگی دولت را خطرناک دانست و برای مثال «موافقت وزیر ارشاد با ساخت فیلم لاله تحت فشار مقامات ارشد دولت دانست.

مطهری که رأی ولی فقیه را در هر کاری لازم نمی داند می گوید: «من یک ایراد اساسی به اصولگراها دارم که آن نوع نگاهی است که این‌ها به ولایت‌فقیه دارند، بخشی از اصولگراها فکر می‌کنند برای هر اقدامی اول باید بروند از آقا اجازه بگیرند »

مطهری و اطرافیانش که علیرغم تاکیدات رهبری در سال 88 بر اعلام موضع در مقابل فتنه؛ سکوت داشتند و گاها از فتنه گران حمایت کرده اند به دلیل مواضع صریح ولایتی در فتنه از او انتقاد می کند و می گوید:« در سال 88 برای ریاست جمهوری نظرم با آقای ولایتی بود البته الان نظر من به آقای ولایتی نیست چون در یک شرایط ویژه قرار داریم و به علاوه مواضع ایشان در باره بحران سال ۸۸ منصفانه نبود»

به نظر می رسد این جریان که برایش احمدی نژاد بهانه ای است تا گفتمان پیشرفت و عدالت را زیر سوال ببرد می خواهد تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را اخذ کند و با آن ثابت کند که این گفتمان؛ گفتمان مناسبی نیست هم چنان که آقای هاشمی تلویحی بدان اشاره کرد که « مديريت‌ها هم واقعاً اشكال دارد. من سال‌ها پيش تذكرات جدّي دادم. اين سبك مديريت در نهايت نمي‌تواند خوب باشد».

پی‌نوشت:

احمدی نژاد امروز با این آقایان در سال 84 هیچ فرقی ندارد و همان سنگی که آنها به این قطار می زنند را احمدی نژاد هم می زند اما بد نیست گذشته آنها را یک تورقی بزنیم در آن زمان که اصولگرایان سعی می کردند از اصلاحطلبان در شعار های ساختارشکنانه پیشی بگیرند و سعید حجاریان هم به عنوان یک کارشناس سیاسی(ولو مغرض)؛ تقلید کاندیداهای ریاست جمهوری از خاتمی و تکرار شعارهای اصلاحات از زبان آنها را درک میکرد بطوری‏که هنگام انداختن رای به صندوق گفت:

امروز مشاهده می‏کنیم که کاندیداها شعارهای اصلاح طلبانه مطرح می‏کنند، و شعارهای خاتمی ترجیع‏بند شعارهای همه‏ی کاندیداهاست؛ زیرا نیروی اجتماعی از پائین فشار می‏آورد تا همه به اصلاحات بپیوندند.

آدام ارلی سخنگوی وزارت خارجه‏ی امریکا نیز معیارهای خود را برای انتخاب رئیس جمهور به مردم ایران چنین دیکته می‏کند:

روند انتخابات واقعی و قطعا پاسخگوی چیزی که مردم ایران خواهان آن هستند نیست. مردم ایران مشارکت بیشتر، نه کمتر؛ آزادی بیشتر و نه کمتر و دموکراسی بیشتر و نه کمتر می‏خواهند.

آنجا دیگر کسی به حقوق مستضعفین کاری نداشت و کاندیداهای مورد نظر که در استفاده‏های ابزاری از زن و جوان دست یکدیگر را از پشت بسته بودند در باب رابطه با امریکا و سیاست خارجه هم سخنانی سخیف سر می‏دادند. در این میان لازم به ذکر است که کابینه‏ی جوان یا شرکت زنان در کابینه امری مبارک و سنتی حسنه است اما عوامفریبی و جمع کردن آرا با این وسایط، نه تنها حسنی ندارد بلکه نامزد مورد نظر را از مسائل زیر بنایی باز داشته و وی را به دام افراط و تفریط می‏افکند. گرچه ذکر تمام موارد شعارهای اصلاح‏طلبانه‏ی جناحین در انتخابات در این مجال ممکن نیست ولی ذکر برخی موارد برای مرور تاریخ خالی از لطف نخواهد بود.

علی لاریجانی حضور زنان را مانند مردان در همه‏ی سطوح قوه مجریه ساز و کار اساسی دولت امید خود اعلام داشت و شیرین عبادی را الگوی زن ایرانی معرفی می کرد.

با توجه باینکه محسن رضایی در برنامه‏های خود اعلام کرده‏بود از وزیران زن برای اولین بار استفاده خواهد کرد، ستاد بانوان محسن رضایی متشکل از عده‏ای هنرمندان، اندیشمندان و فرهیختگان جامعه‏ی بانوان آغاز به کار کرد.

معین در حرکتی نمادین الهه کولایی را به عنوان سخنگوی خود منصوب کرد.

قالیباف که مد روز بودن را تشخص به حساب می آورد، حلقه نو خریده بود و می گفت: کابینه ام را از جوانان زیر 30سال تشکیل خواهم داد.

محسن رضایی سهم 30درصدی جوانان در کابینه‏اش را وعده می‏داد.

اصغرزاده اعلام کرد: باید از هاشمی حمایت کرد تا اندک روزنه‏ی جمهوریت نظام کور نشود.

هاشمی: در راستای ایجاد روابط با واشنگتن باید اولین گام از سوی واشنگتن برداشته شود.این گام می‏تواند باز گرداندن اموال بلوکه شده‏ی ایران یا هر کار مثبت دیگر که نشان‏دهنده‏ی حسن نیت امریکا در قبال ایران باشد.

رادیو فردا: در صورت پیروزی هاشمی رفسنجانی برقراری رابطه با امریکا از اولویت‏های سیاست خارجی اوست.

کولایی سخنگوی معین: تا کی باید هزینه‏ی مرگ بر امریکا را بپردازیم. آزمایش موشک شهاب3 در زمان انجام مذاکرات هسته‏ای از سوء تدبیرهای ما بود.

در این بین تنها کسی که می دانست مردم چه می گویند احمدی نژاد بود و او صحبت های مردم را تکرار می کرد. البته نتیجه‏ی انتخابات دیگر مشخص شده است و در این بین، بد نیست این جمله را از شیرین عبادی(به عنوان مخالف احمدی‏نژاد) به خاطر بیاوریم که گفت:

احمدی نژاد تنها کاندیدایی بود که حرف خود را هیچگاه عوض نکرد. او از ابتدا بر اصولی که به آنها اعتقاد داشت پافشاری می‏کرد. این ثبات نظر آقای احمدی‏نژاد در حالی بود که افرادی که تا دیروز معتقد بودند حتی رنگ روسری خانم‏ها باید تیره باشد، دیدیم هنگام انتخابات چقدر حرفشان عوض شد.

البته امروز احمدی نژاد هم در عمل همانی است که آنها در حرف و عمل بودند، پس بر حال ما توفیری نمی کند