آزاد ترین فضای انتقادی در جمهوری اسلامی

شما اینجا از صدر تا ذیل نظام را انتقاد می‌کنید

سه جمله تاریخی رهبر انقلاب که جرات انتقاد و آزادی بیان را به دانشجویان داد به شرح زیر است:
"الان شما ملاحظه كنيد؛ شما يك مشت جوان عزيزِ پاكيزه‌ى خوش‌روحيه‌ى پاكدل، اينجا مى‌ايستيد و از بالا تا پائين را انتقاد ميكنيد، كسى هم نميگويد چرا؛ من هم كه مستمع شما هستم، شما را تحسين ميكنم؛ نه تحسين زبانى، قلباً تحسين ميكنم.  شما هم كه وارد ميدان مديريت شديد، همين حرفها هست؛ يك جوانى مى‌آيد اينجا مى‌ايستد و از شما انتقاد ميكند.

گفته شد كه بعضى‌ها نظرات كارشناسى مي‌دهند، با نظر رهبرى مخالف است، مي‌گويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى‌اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح‌تر؟!

...فکر کنید، بگید، بنویسید؛ در مجامع خودتان منعکس کنید. آن کرسی‌های آزاداندیشی که من صد بار با کم و زیادش تاکید کردم راه بندازید؛ این می‌شود یک فضا؛ وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فکر می‌کنند؛ همه در آن فضا جهت‌گیری پیدا می‌کنند؛ همه در آن فضا کار می‌کنند..."
(رهبر معظم رهبری)

http://iusnews.ir/cpanelpage/newspics/m6uiftdf.jpg

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در آستانه باز گشایی دانشگاه ها و آغاز فعالیت تشکل های دانشجویی در کف دانشگاه ها، یکی از مسائل مهمی که همواره از تاکییدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نیر بوده است، ایجاد فضای آزاد اندیشی و به خصوص در قالب کرسی های آزاد اندیشی است.
این موضوع بهانه ای شد، نمایندگان تشکل های دانشجویی در گفت گو با ما از فضای موجود در دیدارهای رهبر معظم انقلاب با دانشجویان در رمضان هرسال بگویند.

ایوب توکلیان دبیر سابق اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان که سال گذشته به نمایندگی از این اتحادیه در آن دیدار حضور داشت با اشاره به فضای آزاد انتقاد در این جلسه گفت: پروسه تدوین متن از ابتدا به هیچ وجه از سوی هیچ شخص یا نهاد و یا مرکزی کنترل نشد و اینکه این در چه فضایی تدوین شود و چه مسائلی در آن گفته بشود و چه مسائلی در آن گفته نشود، به هیچ وجه هیچ کسی دخالت ننمود و در واقع تدوین متن توسط خودم و چند تا از فعالین جامعه اسلامی دانشجویان  صورت گرفت و وقتی هم قرار بود متن را بخوانم و با متن وارد بیت شدم، این متن توسط هیچ کس مطالعه یا سانسور نشد و حتی موضوعی که قرار بود اشاره شود، در خصوص دانشجویان دانشگاه بوشهر، حتی با وجود تدوین آن کسی اشاره ای مبنی به اینکه این متن صلاح نیست یا صلاح هست که ایراد شود.

محمد زعیم زاده دبیر سابق سیاسی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل  نیز در همین رابطه معتقد است: این روحیه تعاملی که ایشان با قشر دانشجو دارند، در بین مسئولین کشور ما بی نظیر است و کسی چنین روحیه ای ندارد و ایشان در اوایل انقلاب هم چنین جایگاهی را داشتند و به عنوان نماینده حضرت امام در دفتر تحکیم وحدت در آن زمان بودند و این نشان از روحیات و فضای فکری ایشان برای شانی که ایشان برای دانشجو قائل هستند، است و رهبر انقلاب، خودشان نگاه ویژه ای به این جلسه دارند.

نکته دوم هم این است که این جلسه اوج آزادی بیان را در جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد، چرا که ماهیت صحبت های دانشجویی، عموما صحبتهای انتقادی است که صحبتهای سال گذشته ما، خیلی انتقادی بود و حقیقتا اگر بنده در جای دیگری غیر از محضر رهبر انقلاب هم می خواستم آن مسائل را طرح کنم هم شاید به این صراحت نمی گفتم ،ببینید در محضر فرد اول کشور انتقاد های جدی را از فرد اول اجرایی کشور  یا برخی دستگاه های مثل قوه قضائیه و صدا و سیما یا مجلس داشتیم  من فکر نمی کنم چنین مسئله ای در هیچ جای دنیا همانند داشته باشد و این  ظرفیت بالای نظام را در بحث آزادی بیان نشان می‌دهد که دانشجویان بدون هیچ تکلفی حرفهای خود را بیان می‌کنند و  هیچ کسی صحبتها را کنترل نکرد و چیزهایی که می‌خواستیم بگوییم را واقعا رفتیم و گفتیم و نه مسئولین  دفتر مقام معظم رهبری  نه جای دیگری نظارتی بر متن ما نداشتند.

محمد جعفری نژاد دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز با تاکید بر این مسئله که در دیدارهای رهبری با دانشجویان به معنای حقیقی کلمه واژه «آزادی بیان» حکم فرما است، درباره متن سخنرانی این تشکل دانشجویی گفت: دوستانی دیگری هم که خودشان آنجا بودند می‌دانند که به هیچ عنوان چنین موضوعی وجود ندارد که سانسوری صورت گیرد، و حتی کوچکترین دخالت و اعمال نظری از جانب هیچ نهاد و سازمانی صورت نگرفت و حتی متن را قبل از دیدار هم هیچکس ندید و  تا همان روز آخر در حال تدوین آن بودیم و وقتی نهایی شد، سریعا چاپ شد و به سمت بیت راه افتادیم و آنجا هم کسی از ما متن را به جهت کنترل و باز خوانی طلب نکرد و در واقع در این جلسه به معنای حقیقی کلمه واژه «آزادی بیان» حکم فرما بود.

سعید سلیمانی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت نیز در همین رابطه گفت: رسم بر این است که در بین دوستان و مسئولین بسیج دانشجویی یک نفر به نمایندگی، بحث ها را جمع بندی کرده و تقدیم حضرت آقا نما‌ید و نحوه انتخاب هم ثابت و با چارچوبی نیست و در واقع دوستانی که روی آنها جمع بندی می‌شود و یا از آن دانشگاهی که مد نظر بوده است که بیاید و صحبت کند و به هر صورت بحثی را که قرار بود ارئه کنیم، شاید من در آن برهه نسبت به ارائه آن آماده تر بودم، به هر صورت، مباحثی که قرار بود ارائه شود، بحث جنگ نرم بود و مباحث مرتبط با جنگ نرم، من به عنوان نماینده از طرف دوستان انتخاب شدم.
 

شیعه با عزاداری به دنبال چیست؟

در سال 1984میلادی، کنفرانسی باحضور 300 شیعه شناس برتر جهان، در شهر تلاویو، برگزار شد که در پایان آن، به این نتیجه رسیدند که استراتژی راهبردی شیعیان و آینده جهان، با دو نگاه، رقم می خورد، نگاه سرخ شیعه به عاشورا و نگاه سبز آنان به انتظار و مهدویت. پس از این جلسه، با برنامه ریزی، تبلیغات علیه این مبانی را، از طریق شبهه افکنی، تحقیر مراسم عبادی، ساخت فیلم ها، بازی های رایانه ای و... شروع کردند.
یکی از اقدامات انجام شده برای زیر سوال بردن فرهنگ تشیع زیر سوال بردن عزاداری ها بود.
عزاداری هایی که فرهنگ شیعه بر آن استوار بوده و پل ارتباطی میان شیعیان با ائمه معصومین و خداوند محسوب می شود.
مجالس عزاداری عامل موثری در انتشار فرهنگ شیعی به جهانیان و نمایشگر اقتدار، آزادگی، حق طلبی و ولایتمداری شیعیان است و همواره این مجالس در طول تاریخ، دل طاغوتیان را به ترس و لرز افکنده است.
به طور کلی می توان فلسفه عزاداری را اینگونه بیان کرد:

1- ابراز محبت
از آنجا که قرآن و روایات، دوستی خاندان رسول اکرم (ص) را بر مسلمانان واجب نموده اند لذا لازمه محبت، ابراز حزن و سرور، همدردی و همدلی در سوگ یا شادی آنان است. از این رو در روایات بر این امر تاکید زیادی شده است، چنان که حضرت علی (ع) می فرمایند: « شیعیان ما در غم و شادی ما شریک اند.» یا در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است: « شیعیان ما پاره ای از خود ما بوده و از زیادی گل ما خلق شده اند، آنچه ما را بدحال یا خوشحال می سازد، آنان را بدحال و خوشحال می گرداند.»
بنابراین وظیفه شرعی و عقلی، ایجاب می کند که در ایام عزاداری، حزن و اندوه خود را به زبان حال آشکار سازیم و با اشک و زاری و داشتن رفتاری همچون صاحبان مصیبت در غم و ماتم ائمه شریک باشیم.

2- انسان سازی
اگر رفتارهای آدمی را تحلیل کنیم، خواهیم دید که دو دسته عوامل، نقش اساسی در شکل گیری رفتارهای او دارد، یک دسته عوامل شناختی و معرفتی و دیگری، عوامل انگیزشی که مبتنی بر احساسات است. عامل شناخت، موجب می شود که آدمی مطلبی را بفهمد یا بپذیرد و متناسب با فهم و شناخت خود عمل کند، اما شناخت، اگرچه برای صدور رفتار لازم است ولی کافی نیست، عامل دیگری باید باشد تا ما را برانگیزاند و میل و شور و شوقی نسبت به انجام کار ایجاد کند تا آن عمل انجام گیرد. باید انگیزه ای باشد تا رفتار را برانگیزاند و جهت دهد. به تمثیل ساده، عامل شناخت، مسیر را نشان می دهد و میل و انگیزه، نیروی حرکت در مسیر را ایجاد می کند.
اگر انسان به یقین بداند که فلان ماده غذایی برای بدن او مفید است، اما اشتهای او تحریک نشود، به سراغ خوردن نمی رود. پس غیر از دانستن، باید شور و انگیزه ای هم برای انجام کاری در درون انسان باشد. مطالعه، شرکت در مباحثات علمی، سخنرانی ها، انجام پروژه های تحقیقاتی و امثال آن، شناخت را به ما می دهد که البته بسیار ضروری بوده، ولی حرکت آفرین نیست، با شرکت در مجالس سوگواری و هیات سینه زنی و ابراز حزن و ریختن اشک، شور و هیجان انسان را به سمت حرکت در مسیر اهل بیت (ع)، برمی انگیزاند.حوادث عاشورا را در فضای روحمان بازسازی می کند و پیام عاشورا در دلمان تبلور می یابد و ما را به سمت آنها می راند. هر اندازه عواطف و احساسات ما برانگیخته تر گردد، حادثه عاشورا در زندگی ما موثرتر خواهد بود.

3- جامعه سازی
هنگامی که مجالس عزاداری در جامعه عمومیت یابد، با شور افکنی و بالندگی خاصی که دارد، آموزه های سعادت آفرین خود را به فضای جامعه عرضه می دارد و انسان ها را در جهت تحقق آرمان های اهل بیت (ع) مخصوصا نهضت عاشورا در جامعه می کشاند، چنان که عامل برجسته در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، از شور و نشاطی بود که مردم از مجالس عزاداری سیدالشهداء (ع)، حاصل می کردند.

4- زنده نگه داشتن اسلام
مراسم سوگواری ناقل فرهنگ شیعی به نسل های بعدی است. مراسم عزاداری، به دلیل قالب خاص خود و شورافکنی که دارد، یکی از عوامل برجسته ای است تا آموزه های عملی ائمه اطهار (ع) به نسل های آینده منتقل شود، همچنان که همه ما از دوران کودکی با شرکت در مجالس سوگواری سیدالشهداء (ع) با آن حضرت آشنا شدیم، به طوری که با یاد او، پیامش برای ما زنده شده و شور حرکت در مسیر او برایمان ایجاد می شود. عزاداری، یک پیوند روحی با راه ائمه معصوم (ع) است و پیوستگی پایداری را با آنان برقرار می کند که گذشت اعصار نمی تواند بین آنان جدایی افکند. از این رو امام خمینی (ره) بارها می فرمود: « این محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است.» یا در جایی دیگر فرموده اند: « روضه سیّدالشهداء (ع)، براى حفظ مکتب سیّدالشهداء (ع)است، حرف سیّدالشهداء (ع) حرف روز است، همیشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سیّدالشهداء (ع) آورده است و سیّدالشهداء (ع) را این گریه حفظ کرده است، مکتبش را این مصیبت ها و داد و قال ها حفظ کرده است.»

5- وحدت و هماهنگى میان امت اسلامى
یکى از برکات پربار عزادارى و گریه براى حضرت سیّدالشهداء (ع)، وحدت و هماهنگى میان اقشار مختلف اسلامى است که در سایه گردهمایى مردم در ایام سوگوارى حضرت در مساجد و تکایا و در سینه زنى هاست.
این گردهمایى ها، ناله ها و سینه زنى هاى هماهنگ، قلب هاى مردم را به یکدیگر نزدیک نموده و کدورت ها را مرتفع ساخته و باعث یکپارچگى ملت اسلامى مى شود و از جمعیت پراکنده، قدرت بزرگ مى سازد و ملت اسلامى را در برابر نفوذ دشمنان بیمه مى کند. امام خمینى (ره) مى فرمایند: « ما ملّتِ گریه سیاسى هستیم که با همین اشک، سیل راه می اندازیم و سدهایى که در مقابل اسلام ایستاده است را خرد مى کنیم. همین گریه است که کارها را پیش برده است، همین اجتماعات است که مردم را بیدار مى کنند.»

6- اعلام وفادارى و جانبداری نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم
در مجالس عزادارى با توجه به شعار حماسه آفرین امام حسین (ع) در روز عاشورا که فرمود: « فإنّی لا أرى الموتَ إلاّ سَعادة و لا الحیاة مَعَ الظالمین إلاّ بَرَماً» مردم، با مراسم عزاداری، پیمان ناگسستنى با مظلومى که مرگ در راه عقیده را، سعادت و سازش با ستمگر را، مایه ننگ مى داند، وفادارى خود را در عدم سازش با ظالمان و مبارزه بى امان با هرگونه مظاهر استبداد اعلام مى کنند و همین وفادارى ها است که ملت ها را در برابر طمع استعمارگران بیمه مى کند و راه نفوذ استثمارى را براى همیشه مسدود مى سازد.
این است که ائمّه دین و بزرگان اسلام و به ویژه حضرت امام خمینی (ره)، بر حفظ شیوه ها و قالب های عزاداری (روضه و مرثیه خواندن، اشک ریختن، بر سینه زدن، عَلَم و پرچم سیاه برافراشتن، تشکیل هیئت های سوگواری و مجالس خانگی و سخنرانی های مذهبی و نوحه خوانی های مرسوم) اصرار ورزیده اند. این شیوه ها در میان مردم نفوذ دارد و تأثیرگذاری عاطفی آن هم بیشتر است.
امام خمینی (ره) در این باره فرموده اند: « این مجالسی که در طول تاریخ برپا بوده است با دستور ائمّه معصومین بوده است.»
از طرفی، خود گریه کردن و اشک ریختن، موجب جلب رحمت و برکات الهی، آرامش قلبی، زنده شدن دل و تقویت روحیه خوش رفتاری، خوش رویی و... در انسان می شود. این چیزی است که شاید همه ما آنرا تجربه کرده ایم و یا حداقل، اثر آن را در دیگران، بارها دیده ایم.

تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها آتشی باید که خوناب کباب آید برون
رشته الفت بود در بین ما کز قعر چاه کی بدون رشته آب بی حساب آید برون

حیات ام روبه


من به آمار زمین مشکوکم


من به آمار زمین مشکوکم
اگر این سطح پر از آدمهاست
پس چرا اینهمه آدم تنهاست


اما
من یقین دارم که
در ته دنیا هم
او که از گردن من بر من نزدیک تر است
حافظ و شاهد و یاور به من است

مگر چقدر شما با صدا زمین خوردی؟

کشید بند طناب و شما زمین خوردی
شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردی

تمام آینه ها ناگهان ترک خوردند
مگر چقدر شما با صدا زمین خوردی؟

چه عاشقانه سر کوچه ی بنی هاشم
 به یاد حضرت خیرالنساء زمین خوردی

 شتاب مرکب و زانوی خسته باعث شد
 طی مسیر، شما بارها زمین خوردی

 صدای ناله ی زهرا مدینه را لرزاند
 به دست بسته،غریبانه تا زمین خوردی

 دلت شکست وبه یاد رقیه افتادی
 خودت برای رضای خدا زمین خوردی

جنبش دانشجویی  نه نابالغ است؛ نه خوابیده!

فستیوالی از نقد‌های صریح، منصفانه و مسئولانی که پاسخگو بودند

سیزدهمین نشست سالانه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور سه شنبه با حضور آیت الله آملی لاریجانی در دانشگاه شریف به پایان رسید؛ نشستی که در آن بیش از 15 چهره سیاسی و فرهنگی حضور داشتند و رسانه های مختلف نیز به پوشش آن پرداختند.


اما فارغ از پوشش رسانه ای و کم و کیف آن، این نشست دانشجویی پیام های قابل توجهی نیز داشت:

1.انتخاب شعار این نشست که به نام «مقاومت برای پیشرفت؛ پیشرفت در خدمت عدالت؛ رمز اقتدار ملت» بود با توجه به چینش برنامه ها و سخنرانی ها و پرسش و پاسخ های این نشست این موضوع را ثابت می کند که تشکل های دانشجویی برای بلند کردن یک پرچم، برنامه ریزی دقیق و ظریفی را انجام می دهند و بر اساس آن برای سال آتی برنامه دارند. تشکل های دانشجویی برخلاف برخی دیگر از نهاد های سیاسی و فرهنگی بر اساس چشم انداز تبیین شده خود عمل می کنند و برنامه های خود را هم در جهت همین چشم انداز می چینند.

2.در این نشست مسئولین عالی رتبه کشوری و لشگری همچون رئیس دستگاه قضا، رئیس سازمان صدا و سیما؛ فرماندهی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی و... برای اولین بار به جمع دانشجویان آمدند تا به فرمان رهبری عمل کرده باشند.

طی سالهای گذشته و همین سال گلایه های زیادی از سوی جنبش دانشجویی به رهبر انقلاب رسید که مسئولین در جمع آنها حاضر نمی شوند و رهبری امسال فرمودند: «از مطالب ديگرى كه گفته شد، مسئله‌ى حضور مسئولان در دانشگاه است. اين اشكال كاملاً وارد است. من عقيده‌ام اين است كه مسئولين بايد در دانشگاه‌ها شركت كنند؛ رؤساى سه قوه، مسئولين ميانى، رئيس صدا و سيما، مسئولين سپاه و نيروهاى مسلح؛ اينها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرفهاى گفتنىِ دانشجوها را بشنوند. و من به شما عرض بكنم؛ آنها هم براى دانشجوها حرفهاى گفتنى زيادى دارند.» دانشجویان خطاب به ضرغامی نیز بر این نکته تاکید کردند و حضور وی و دیگر مسئولین در نشست را مرهون فرمان رهبری دانستند.

این نشست اولین لبیک مسئولین به سخنان رهبری بود که از سوی دانشجویان نیز قدر دانسته شد و ابهامات زیادی از دل پرسش و پاسخ های دانشجویان با مسئولین برداشته شد.

البته این حضور مسئولان از آن جهت قابل توجه است که مسئولان برای بار اولی بود که در جمع عمومی و نه خصوصی و با تعداد محدود از دانشجویان حاضر می شدند.

3.در این نشست دانشجویان نیز به توصیه رهبری لبیک گفتند و مدل نقد آرمانگرایانه و بدور از پرخاشگری را که رهبر انقلاب همین سال از دانشجویان خواسته بود به منحصه ظهور گذاشتند. در این نشست سطح جدیدی از انتقادورزی در فضای سیاسی فرهنگی کشور عرضه شد. انتقاداتی که دو ویژگی اصلی را در خود داشت اول آنکه آن حرف و آرمان جنبش دانشجویی که همان آرمان انقلاب اسلامی است به گوش مسئولین رسید و دوم آنکه هیچ جسارت، توهین و هتاکی نیز به میهمانان نشد. این موضوع از صحبت های اطرافیان آقای آملی لاریجانی نیز پیدا بود؛ وقتی که به اعضای انجمن های اسلامی می گفتند ما انتظار این برخورد های مؤدبانه را با ایشان نداشتیم و نظرمان نسبت به دانشجویان کاملا تغییر کرد.

4.دوران اصلاحات روزهای تلخی را برای جنبش دانشجویی کشور رقم زد. جنبش دانشجویی که قسمتی از بدنه آن دستاویز جریانهای سیاسی همچون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی قرار گرفت و از دل آن فجایعی چون 18 تیر به بار آمد. نشست های تشکل های دانشجویی در آن زمان همواره با حواشی فراوان پر رنگ تر از متن همراه بود همچون نشست سالانه تحکیم وحدت که 13 ماه پس از غائله 18 تیر، در یازدهم مرداد ماه 1379 در خرم آباد برگزار شد و به غائله خرم آباد مشهور گشت که بجای یک نشست دانشجویی به یک تجمع غیرقانونی خیابانی با حمایت مشارکت تبدیل شد و در نهایت در اين درگيري ها يك تن از پرسنل نيروي انتظامي به شهادت مي رسد و 80 نفر مجروح مي شوند.

 
شماري از مؤسسات دولتي و بانك ها به آتش كشيده مي شوند و خسارات سنگين مالي به اموال دولتي و مردم وارد مي گردد و بعد از این ماجرا مردم خرم آباد در تجمعی اعتراض آمیز در برابر بیت امام جمعه شهر متحصن می شوند و خواستار برخورد با عوامل ناامنی در این شهر و رسیدگی به بی کفایتی مسئولین استانداری می شوند.

این عملکرد ساختارشکنانه در آن دوران از تشکل های دانشجویی چهره ای منفعل و دستاویز به تصویر می کشید اما نشست سیزدهم اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل نشان داد که می توان بزرگترین اجتماع سیاسی فرهنگی دانشجویی را برگزار کرد اما ذره ای آلت دست جناح های سیاسی قرار نگرفت. بلوغ سیاسی‌فکری تشکل های دانشجویی در این نشست کاملا مشهود و قابل لمس است که افق روشنی را در جنبش دانشجویی ایجاد می کند.

5.تنوع سوالات و جلسات در این نشست و همچنین قرابت آنها ذیل شعار این نشست نشان می دهد دانشجویان همه عرصه های سیاسی، فرهنگی اجتماعی و اقتصادی و حتی بین المللی را رصد می کنند.

در این نشست به یک اثر فرهنگی که در چارچوب گفتمان انقلاب است توجه می شود و فیلم "ملکه" مورد تشویق دانشجویان قرار می گیرد. به اقتصاد کشور توجه می شود و توکلی برای تحلیل آن به جمع دانشجویان می آید. روابط بین الملل  زیر ذره بین جنبش دانشجویی قرار می گیرد و سفیر سوریه از تحولات این کشور می گوید و البته رسالت اصلی جنبش دانشجویی که گفتمان سازی است فراموش نمی شود و گفتمان « مقاومت برای پیشرفت؛پیشرفت در خدمت عدالت» هم از منظر دینی و هم از نظر جامعه شناسی بررسی می شود و رحیم پور ازغدی و پرویز امینی به تبیین آن می پردازند. این جلسات ناقض این تهمت به جنبش دانشجویی است که «جنبش دانشجویی فقط سیاسی است و در مسائل تک بعدی عمل می کند»


6.حضور اشخاص مختلف از طیف های مختلف سیاسی از زاکانیِ اصولگرا تا کواکبیانِ اصلاح طلب و پرسش های صریح و بدون مماشات و البته با رعایت ادب در این نشست ثابت کرد که جنبش دانشجویی عقد اخوتی را با هیچ جریان و گروه خاص ندارد و استقلال جنبش دانشجویی که بنا به فرموده رهبری یکی از سه ویژگی اصلی جنبش دانشجویی است به رخ سیاستمداران کشیده شد.

7.یکی دیگر از نکات اصلی این نشست را می توان نفی این نقد درون گفتمانی خارج از انصاف در جنبش دانشجویی دانست که «جنبش دانشجویی با رکود مواجه شده است و دوران ضعف خود را تجربه می کند». اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در این نشست که طی 3 روز برگزار شد بیش از 15 میهمان سیاسی فرهنگی را در دانشگاه شریف جمع کرد و پرسش و پاسخ های محکمی نیز در برنامه های خود داشت تا ثابت کند جنبش دانشجویی همچنان با نشاط به کار خود ادامه می دهد.

وظیفه تشکلهای دانشجویی در انتخابات گفتمان سازی است

سیدمحمدرضا حسینی؛ عضو هیئت موسس اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل وظیفه تشکلهای دانشجویی در انتخابات را گفتمان سازی دانست و افزود: در انتخابات وظیفه جریان دانشجویی گفتمان سازی است و مطالبه خواسته های رهبر معظم انقلاب که جریان ها را نیز بتوانید تغییر جهت بدهید یعنی اگر کسی بخواهد مورد لطف و تفقد شما قرار بگیرید باید در عمل نشان بدهد که پایدارترین جریان نسبت به رهبر انقلاب است این خیلی قدرت عظیمی است این قدرت قدرت الهی است که یک شبه بدست نیامده است.

ملکه اگر نیش بزند نمی میرد، می ماند تا خانه بماند

«زنبور عسل اگر نیش بزند می‏میرد، اما ملکه اگر نیش بزند نمی میرد، می ماند تا خانه بماند.» این جمله مونولوگی است که در پایان فیلم «ملکه» ساخته محمد علی باشه آهنگر به گوش بیننده ای می رسد که در مسیر تماشای فیلم با پرسش هایی متفاوت درباره دفاع ۸ ساله ایران در برابر حملات عراق مواجه می شود.

«ملکه» پس از فیلم های «فرزند خاک» و «بیداری رویاها» جدیدترین ساخته محمدعلی باشه آهنگر در مقام کارگردان است. نام ابتدایی این فیلم در ابتدا «دیدگاه» -محل دیده بانی- بود که دست اندرکاران آن می گویند که به علت ساکن و خنثی بودن این اسم، آن را به «ملکه» تغییر دادند تا سینمایی‌تر و تمثیلی‏ تر باشد.

«وقتی جنگ از حالت مممنوعیت و حرمت خارج می‏ شود که پای هستی کندو و جامعه زنبورها در خطر باشد. اگر ملکه نباشد جامعه از میان می‏ رود. به همین خاطر ملکه برای حفظ کیان کندو و جامعه، مجاز است که نیش بزند. فیلم «ملکه» روایت زنبورهایی است که نیش می ‏زنند با آن که می ‏دانند می ‏میرند؛ چرا که خانه از جان برایشان با ارزش ‏تر است.» این سخنی بود که صادقی منتقد سینما در توصیف «ملکه» از نگاه خودعنوان کرد.

«میلاد کی مرام» در نقش «سیاوش» در این فیلم نقش دیده بانی را بازی می کند که علی رغم کور بودن «دیدگاه»، او همواره مورد بازخواست رده های بالاتر خود قرار می گیرد و به گونه ای ناعادلانه استعداد او به زیر سؤال می رود.

سیاوش در مسیر کج دار مریض درگیری های خود دیدگاه جمشید، دیده بان قبلی که گراهای او دقیق بوده را پیدا می کند و با تفکر خاص او در قالب توهمات خیالی خود درباره هدایت آتش ها و گرفتن جان سربازان عراقی مواجه می شود. اینکه گراهای او جان سرباز عراقی ای را می گیرد که همچون او اهل نماز است و او نیز همچون مردم ایران خانواده دارد و سیاوش را در یک دوگانگی ترحم و دلسوزی و جنگیدن با دشمن قرار می دهد.

مصطفی زمانی که مردم اولین بار او را به نام یوسف پیامبر(ع) شناختند در این فیلم نقش جمشید را بازی می می کند به دلیل برخی «تفکرات» دچار انفعال در مأموریت خود شده و در بعضی موارد گراها را به گونه ای خاص و یا در مواردی دیگر به امتناع از اعلام مختصات می پردازد.

این وجه از فیلم بسیار برجسته مطرح می شود و حتی در سکانسی سیاوش در دیالوگ با جمشید اعلام می کند که از سر بغض و سرخوردگی خود، گراهای آتش برای شلیک اول را داده است. سیاوش از این به بعد با خودش درگیر می شود و گراهای خود را جوری تنظیم می کند که سرباز عراقی زنده بماند اما زاغه مهمات او متلاشی شود، سرباز زخمی عراقی زنده بماند و آمبولانس او را به عق برگرداند اما لانچر توپ او منفجر شود و در این مسیر حتی دروغ هم می گوید و این متأثر از دوگانگی هایی است که جمشید برای او ایجاد می کند.

برخی منتقدان با تکیه بر همین جای اثر باشه آهنگر عنوان می کنند که این فیلم از ژانر جنگ است و در تضاد با دفاع مقدس ساخته شده. البته برخی از کارشناسان همچون مرتضی صفایی این امر را ناشی از این می دانند که این فیلم به شدت قابلیت بد فهمی دارد و منتقدان آن دچار بدفهمی شده اند و البته این واکنش را متأثر از نگاه و سبک خاص باشه آهنگر می داند.

او می گوید: « ملکه بد فهمیده می‏شود؛ چون روایت فیلم سخت و پیچیده است و مخاطبین ما عادت به فیلم پیچیده ندارند. فیلم پر از روابط پیچیده است. شاید دم دستی ترین تعبیر و برداشت از این فیلم ضد جنگ بودن آن است حال اینکه اینگونه نیست و نتیجه این فیلم مشروعیت بخشی به دفاع ۸ ساله ماست در حالی که تعدادی از فیلم ها مشروعیت دفاع هشت ساله ما را زیر سوال می برند. کارگردان نمی خواهد مخاطب را در یک موقعیت احساسی نسبت به دیدگاه خودش قرار دهد و او را قانع کند و همان نتیجه ای را بگیرد که خودش گرفته است. موضوع فیلم نیاز به تامل بیشتری دارد.»

صفایی معتقد است:« مخاطبی که این فیلم را می بیند آرزو نمی کند که ای کاش من هم آنجا بودم و نگاهش موافق جنگ نیست. افتخار هم نمی کند. از طرفی این فیلم دیدگاه پز روشن‎فکری مخالف همه نوع جنگ را هم ندارد بلکه نگاهش به دشمن هم انسانی است؛ مانند رابطه دیده‏بان با فرمانده عراقی و اینکه فرمانده عراقی هم زن و بچه اش را دوست دارد و از کشته شدن افرادش ناراحت میشود.»

باشه آهنگر کارگردان این اثر در پاسخ به این دست انتقادات، خطاب به جمعی دانشجویی گفته است: « اگر نگاه من در فیلم به جنگ بود کار دیگری را مشاهده می‌کردید ولی نوع نگاه من به موضوع دفاع مقدس بود. ما می جنگیم تا صلح بماند. رزمنده دفاع مقدس باید گلوله را آن‌گونه که در قرآن آمده شلیک کند. اگر برای نفس خود شلیک کند به بیان امام خمینی(ره) هیچ فرقی با قاتل ندارد. امام علی(ع) زمانی که خواست عمروعبدود را بکشد از سر غیض شخصی این کار را نکرد و برای رضای خدا دوری زد و بعد او را کشت.»

سیاوشِ فیلم ملکه، سرباز عراقی را مقهور ظلم و اجحاف مقام بالادستی خود می داند که به اجبار به جنگ با مردم ایران آمده است و این را صراحتاً در دیالوگ های خود بیان می کند.
موسی شخصیت جوان دیگری است که در کنار سیاوش مطرح می شود. این نقش را حسین باشه آهنگر فرزند کارگردان بازی می کند.

سیر فیلم در بازخوانی نقش موسی او را فردی معرفی می کند که با همه رابطه خوبی دارد و بیشتر از هر کسی در دل جنگ و بالا و پایین آن به بازسازی زندگی از دست رفته خود فکر می کند. داستان عشق موسی به مهدیه که با یک شیشه عسل نمود پیدا می کند روایتی از جریان داشتن زندگی در دل جنگ است و در ادامه همین شیشه عسل موجب می شود که گلوله عمل نکرده روسی از دست موسی بلغزد و داغ کشته شدن موسی بر دیگر داغ های عمویش افزوده شود.

در بخشی از فیلم موسی بر سر دست درازی سیاوش به قبضه های مهمات عمو سیف الله با او درگیر می شود و سرش می شکند. محمد علی باشه آهنگر، در بیانی در نشست های پیشین خود موسی را فردی ولایت مدار عنوان می کند که در مسیر تبعیت از عمو سیف الله خود از هیچ چیز کم نمی گذارد و عمو را در مقام ولی خود می داند.

با پخش صدای حیاتی از رادیو پایان جنگ با صدور قطعنامه ۵۹۸ اعلام می شود و از اینجا به بعد مخاطب لشگرکشی مجدد نیروهای عراقی به سمت ایران را می بیند و شاید این تنها پاسخی باشد که کارگردان برای پرسش های مطرح کرده خود درباره تردید جنگیدن با یک سرباز عراقی مسلمان شیعه بیان می کند و این چیزی نیست جز اینکه هر چقدر هم که تو جوانمردانه رفتار کنی دشمن تو نامرد است.

به نظر می رسد کارگردان تفکر جمشید را منفعلانه می داند و می خواهد پرده از این انفعال، آن زمانی بردارد که جمشید با پیشنهادی به سیاوش از او می خواهد تا با کشتن سیف الله مانع لو رفتن دیدگاه شود. «خفه شو » جمله ای است که عمق نفرت سیاوش از پیشنهاد جمشید را به رخ مخاطب  می کشاند و تا حدی پایانی می شود بر برزخ فکری سیاوش.

در سکانس های پایانی فیلم، گراهای از سر خیرخواهی و جوانمردی سیاوش، افسر عراقی ای که با گراهای اولین دیده بانی خود نیروهای او را کشته و او را به جنون کشانده بود را از خودکشی منصرف می کند.
کارگردان فیلم ملکه به نقل از شهید حسن باقری، فرمانده جوان قرارگاه نصر عنوان داشته که « شما سربازان باید مانند نیزه در دل دشمن فرو بروید و آنها را دور بزنید و آنها را اسیر کنید زیرا آنان نیز شیعه هستند و بعد ها ما می مانیم و آن ها.»

سامی شخصیت دیگر ملکه که مدام با توپ فوتبال خود شیطنت هایی را در دل جنگ به نمایش می گذارد و روایت دیگری از جریان زندگی است، یک کودک سیه چرده آبادانی است که در خیانتی کودکانه دفترچه گراهای سیاوش و دیدگاه او را در اختیار سیف الله قرار می دهد.

سنگین کردن آتش خمپاره هایی که از سوی سیف الله هدایت می شوند او را به عقده ای بودن در کشتار نیروهای عراقی محکوم می کند و پرسش دیگری از جنس جنگِ منهایِ آرمان در ذهن بیننده ایجاد می شود که آیا به واقع او عقده ای است. سیف الله موجی می شود و سامی کسی است که برای این واقعه از جانب پدر توبیخ می شود.

سیاوش، سیف الله را پس از موج گرفتگی، در حمامی به زیر دوش آب می برد که در ابتدای فیلم بر سر تهیه قبضه در همین حمام با او دعوا کرده است. انگار این حمام رفتن ها هم روایت مسیر عادی زندگی در دل جنگ است.
سیاوش دفترچه خود را در اختیار سامی کوچک قرار می دهد تا زمانی که بزرگ شد این یادگاری را بخواند تصویری از بالای یکی از برج های پالایشگاه آبادان که مردی سیه چرده در کنار استخوان های دو شهید مشغول دیده بانی است پلان پایانی این فیلم است. این مرد کسی نیست جز همان سامی که بلوغ یافته و به وصیت سیاوش و قول خود عمل کرده است شاید که این دیدگاه را بعد از بار اول دیگر لو نداده است.

برخی از شخصیت های سینمایی نسبت به مدل برخوردی که در جشنواره سی ام فجر با این فیلم شد انتقادهایی کرده اند. در این زمینه هنگامه قاضیانی برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین باز زن این جشنواره به دلیل بازی در  فیلم «روزهای زندگی» به عنوان فیلم برتر جشنواره سی ام می گوید که «احساس می‌کنم در حق فیلم ملکه در جشنواره سی‌ام فجر مقداری بی‌انصافی شده است.»

«آسمان خاکستری است. خورشید بی رمق است. اروند زیبا نیست. باد می وزد اما خوشحال نیست و خاک غرقاب در  خون. خون موسی و امجد. این نزاع حالا هشت ساله است. تحفه سیاهی باروت سیاه روست که آتش بیار معرکه شده. و سیاوش در گذر از این آتش بی تاب. که از نعره های سیف الله پس نمی افتد و کشیده عیسی بر گونه اش شکیباترش می کند. بر خیانت کودکانه سامی می خندد تا دیدگاهش از دست نرود. دیدگاهی که آتش را گلستان می بیند. ولی ای کاش جمشید هم بود و می دید چگونه از آتش، گلستان زاده می شود. گلستانی سبز بر کرانه زحم دار اروند.»

این مطلب کوتاهی است که دست اندرکاران فیلم «ملکه» برای معرفی آن نوشته اند.

هر وقت ابروان تو باریک می شود/یک جای شهر باز ترافیک می شود


"هر وقت ابروان تو باریک می شود

یک جای شهر باز ترافیک می شود"

 

تا سیب گونه ات بنوازد نگاه را

آدم چگونه سر نسپارد گناه را؟

 

حالم شبیه شانه ی بیچاره ایست که

در لابلای موی تو گم کرده راه را

 

هر چند گفته اند که بوسیدنت خطاست

توجیه می کند لب تو اشتباه را

 

چشم تو بس که جاذبه دارد٬ عجیب نیست

عمری خدا به دور تو گردانده ماه را

 

حالم بد است٬ مثل گدایی که سالهاست

چشمش گرفته دختر یک پادشاه را

 

من در نماز غرق که باشم بغیر تو؟!

اسمت می آید "اشهد ان لا اله" را

غزلستان وبلاگ

سرگردانی در سه راه پاستور

آخرین وضعیت کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری

اولین تحرکات انتخاباتی جریان ها و گروه های سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با اظهار نظر های مختلف سیاسیون شروع شده است.

سالهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری معمولا با بازی های سیاسی بسیاری مواجه بوده است و این تحرکات از اواخر تابستان بروز پیدا می کند. حرف هایی از آمدن ها و نیامدن ها؛ تعارفات سیاسی و شرط گذاری ها و البته گاهی جان فشانی ها اما آنچه که مشخص است عموم جهت گیری ها از همین ایام رو می شود.


عارف؛ خاتمی و اصلاحات

سال 87 پویش هایی برای دعوت از محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار شد و در نهایت خاتمی بعد نیامدن ها و آمدن های بسیار اعلام کاندیداتوری کرد اما این اعلام تا انصراف از آن یک ماه بیش تر به طول نیانجامید و بعد از اعلام کاندیداتوری میرحسین انصراف داد. اما امروز دیگر نمی تواند اینگونه برخورد کند. حضور او در فتنه کار را برای خود و هم تیمی هایش سخت کرده است. تا جایی که حجاریان می گوید: مهمترین گزینه برای اصلاح طلبان در انتخابات آتی نه احتمال کم پیروزی که تلاشی در جهت فرار از ماجرای دامنگیر فتنه و تبعات آن و همچنین تقلا برای یافتن مفرهایی در جهت فعالیت و ادامه حیات اصلاحات است.

معصومه ابتکار در هفته گذشته در مصاحبه با هفته نامه اصلاح طلب آسمان مدعی است که «منظور خاتمی از پیشنهادهایش این است که اصلاح طلبان چنین ظرفیتی دارند و ما این آمادگی را داریم که در انتخابات شرکت کنیم» اما دعوا های سیاسی در بین اصلاحطلبان چیز دیگری می گوید و عارف که شاید جزو معدود گزینه های اصلاحات می‌بود نیز با برخورد تند اصلاحطلبانی همچون موسوی خویینی ها مواجه شد تا ثابت شود اقبالی در بین خود اصلاحطلبان نیز ندارد.

عارف تا بحال تنها گزینه مورد اتکای اصلاحطلبان بوده است اما محمد خاتمی با کاندیداتوری او مخالف است و دلایل مخالف خود با معرفی عارف به عنوان گزینه اصلاح طلبان را عدم موضع حمایتی صریح وی در رابطه با جنبش سبز و حمایت از جریان فتنه 88 عنوان کرده و به اعتقاد وی کسی که در فتنه 88 پرونده ای از خود در ذهن جنبش سبز بر جای نگذاشته است نمی تواند امیدی به جمع آوری رای از  از سبد جریان اصلاحات داشته باشد .

خاتمی با بیان این نکته که "عارف تا کنون دست به هیج اقدامی برای اصلاحات نزده و حتی یکبار هم با خانواده زندانیان فتنه 88 دیدار نداشته است" عنوان ساخته است "چنین کسی چگونه می تواند نماینده اصلاحات باشد؟ وی جوگیر شده است".

البته صادق زیباکلام معتقد است عارف گزینه خوبی برای اصلاحات است و علت رأی نیاوردن باقی اصلاح طلبان تا کنون را؛ عدم پذیرش آنها توسط مردم به عنوان اصلاح طلب می داند.

معصومه ابتکار از پایگاه مردمی اصلاحات گفت و معتقد است اگر نظام به آنها فرصت دهند ثابت می کنند که خاتمی و یارانش پایگاه مردمی دارند اما این در شرایطی است که مردم در 6 انتخابات گذشته از سال 81 به بعد همواره به حضور اصلاح طلبان پاسخ منفی داده اند.

اما نکته قابل تامل در مصاحبه ابتکار چرخش نگاه اصلاحات از ریاست جمهوری به شوراهای شهر است. ابتکار با اشاره به برگزاری انتخابات شورای شهر در سال آینده اضافه کرده است که «شوراها مهم تر از ریاست جمهوری است» که این دو مفهوم را در بر دارد. در درجه اول اینکه اصلاحات از شکست در انتخابات ریاست جمهوری برای چندمین بار واهمه دارد و معتقد است شکست در این انتخابات به معنای مرگ سیاسی برای معدود اصلاحاتی های باقی مانده است و در درجه دوم ترس رد صلاحیت این گروه شکست خورده سیاسی توسط شورای نگهبان باعث شده است که حرکت آنها به سمت شوراهای شهر باشد که نظارت و اجرای آن برعهده وزارت کشور است و شکست در آن نیز در هیاهوهای ریاست جمهوری به چشم نمی آید.

محسن رضایی

محسن رضایی بعد از اعلام کاندیداتوری گفت: در انتخابات 84 نیز من می خواستم محکم در انتخابات بایستم اما دوستان تصمیم گرفتند به نفع یک نفر کنار بکشند و من کنار کشیدم اما باقی در انتخابات ماندند". او در انتخابات سال 88 خود را قطب سوم انتخابات معرفی کرده بود و اصطلاحا مستقل به بازی انتخابات وارد شد؛ هر چند عده ای از رجال سیاسی گفتند؛ او با فرمان هاشمی آمده تا حداقل یک میلیون رأی از سبد آرای احمدی نژاد را در صندوق خود سرازیر کند. اما امروز رضایی مصمم است و پیشتر از همه کار را برای انتخابات شروع کرده است و چند ماهی است برای سخنرانی های خود به شهرهای مختلف سفر می کند.

قالیباف

یکی دیگر از نقاط حساس برای انتخابات ریاست جمهوری شهرداری تهران است. عده ای فکر می کنند چون احمدی نژاد چند ماهی شهردار تهران بود و بعد از آن در انتخابات ریاست جمهوری موفق شد پس راه رسیدن پاستور از شهرداری می گذرد و قالیباف نیز 8 سال است که در این راه وارد شده و منتظر رسیدن به درهای ساختمان پاستور است. هر چند عده ای معتقدند او در میدان حر می چرخد.

اما قالیباف انگار حامیانی نیز دارد که بتواند بر آنها تکیه کند. لاهوتي عضو فراکسيون "رهروان" گفته است: در مذاکراتي که بنده با آقاي قاليباف داشتم ايشان اعلام آمادگي کردند که در انتخابات رياست جمهوري کانديدا خواهند شد .

مهرداد بائوج لاهوتي عضو فراکسيون "رهروان" مجلس همچنین اضافه کرد: در صورت کانديداتوري علي لاريجاني در انتخابات رياست جمهوري يازدهم، فراکسيون رهروان از ايشان حمايت خواهد کرد زيرا ايشان با وجود آنکه رياست فراکسيون را نپذيرفتند اما باني تشکيل اين فراکسيون در مجلس است تا در موارد ضروري مسائل مهم مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

اين نماينده مجلس خاطرنشان کرد: کانديداهايي که تاکنون نام آنها براي انتخابات مطرح شده است هنوز  کسي رسما اعلام کانديداتوري نکرده است البته آقاي قاليباف  مشخص است که در انتخابات کانديدا خواهند شد و حتي مذاکراتي که بنده با ايشان داشتم اعلام آمادگي کردند که در انتخابات کانديدا خواهند شد.

عضو فراکسيون رهروان معتقد است: بعد از لاريجاني ،قاليباف در جمع فراکسيون رهروان ولايت اقبال بيشتري دارد تا در انتخابات رياست جمهوري يازدهم مورد حمايت قرار گيرد.

البته در کنار کاندیداتوری قالیباف با این مصاحبه نکته دیگری نیز مشخص شد و آن اینکه رهروان ولایت برای کاندیداتوری لاریجانی نیز برنامه هایی دارد که احتمالا باید بزودی منتظر اعلام این جریان نوظهور باشیم.

از طرفی صادق زیباکلام هم گفته است که انتخابات سال آینده دو جبهه با احمدی نژاد و ضداحمدی نژاد است و اگر اصلاحطلبان همه پشت قالیباف قرار بگیرند او رأی بالایی می آورد. البته صادق زیباکلام نیم نگاهی هم به دکتر عارف دارد و او را گزینه مستعدی برای اصلاحات می داند.

حداد عادل

 اما از آن دست گزینه ها که می گویند می آییم و نمی آییم یا اگر احساس خطر و تکلیف کنیم می آییم؛ می توان به غلامعلی حداد عادل اشاره کرد. او که علت کاندیداتوری خود برای ریاست مجلس در مقابل لاریجانی را هم تکلیف دانسته بود این بار هم گفته است اگر احساس تکلیف کند به صحنه آمده هرچند رای نیاورد. وی پیش از این با همین ادبیات در انتخابات ریاست مجلس نیز دو بار کاندیدا شد.

حداد عادل شب گذشته در جمع مردم قزوین گفته است: شرایط امروز کشور خاص است، در این شرایط، باید دو مسئله مهم را در دستور کار امروز و فردای انقلاب قرار دهیم؛ دستور کار امروز ما اقتصاد مقاومتی است و دستور کار فردای ما انتخابات ریاست جمهوری است که در هر دو مسئله مردم و مسئولان باید هوشمندانه عمل کنند تا ان‏شاءالله از این گذرگاه به سلامت عبور کنیم.

حداد عادل، دستور کار فردای ملت را انتخابات ریاست جمهوری عنوان کرد و با بیان اینکه باید طوری برخورد کنیم که تحریم اقتصادی روی انتخابات ریاست جمهوری اثر نگذارد، بیان کرد: بنده بدون اینکه روی شخص خاصی نظر داشته باشم، فکر می‏‌کنم رئیس جمهور آینده باید با رهبری انقلاب کاملاً هماهنگ باشد.

وی با اشاره به اینکه باید از گذشته عبرت بگیریم، گفت: اگر کسی از رهبری جلو بیافتد یا عقب بماند مملکت فلج می‏‌شود.

ولایتی

از دیگر شخصیت هایی که به دو پهلو بودن برای کاندیداتوری مشهور است می توان دکتر علی اکبر ولایتی را نام برد. کسی که در انتخابات سال 76 گزینه اول اکبر هاشمی رفسنجانی بود اما پروسه انتخاب کاندیدا در جامعه روحانیت فامیلی او را عوض کرد و بجای «علی اکبر ولایتی» از دل شورای جامعه «علی اکبر ناطق نوری» کاندیدا شد.

اخیرا نیز موضوع حمايت هاشمي رفسنجاني از ولایتی مطرح شد و در رسانه ها آمده بود که «آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه ای گفته است اگر ولایتی برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود علاوه بر رأی اصولگرایان، می‌تواند نظر مثبت اصلاح طلبان را نیز جلب نموده و یک اجماع ملی را رقم بزند.» اما ساعتي از انتشار اين خبر نگذشته بود كه ولايتي در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران، به موضوع كانديداتوري خود واكنش نشان داد. وي در پاسخ به اين سوال كه آيا نامزد انتخابات رياست‌جمهوري خواهيد شد گفت: در حال حاضر قصد ندارم در اين خصوص اظهارنظر كنم. با اين حال به نظر مي‌رسد كه اعلام حمايت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از علي اكبر ولايتي موضوعي چندان غير منتظره هم نيست! چه آنكه در جريان رخداد‌هاي سياسي گذشته و از جمله انتخابات‌هاي رياست‌جمهوري قبلي، موضوع حمايت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از ولايتي هميشه مطرح بوده است. جداي از اين در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 84، وقتی آيت‌الله هاشمی رفسنجانی اعلام کرد در صحنه انتخابات می ماند، ولایتی اعلام کرد که با در صحنه ماندن آقای هاشمی بنده به هیچ وجه به رقابت با ایشان بر نمی خیزم!

کیهان دی ماه 87 نیز درباره کاندیداتوری ولایتی نوشت: تحلیل ولایتی این است که برخی با طرح نام وی قصد دارند از جایگاه ایشان به عنوان مشاور رهبر انقلاب سوءاستفاده کرده و با القای این توهم که اگر عبور از احمدی نژاد ناپسند بود، دکتر ولایتی که مشاور معظم له است کاندیدا نمی‌شد حمایت‌های رهبری از دولت نهم و رئیس آن را کمرنگ سازند.

ولایتی تا بحال موضع سکوت را بر اظهارنظر ترجیح داده است؛ او در چند مراسم از اظهارنظر درباره کاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم امتناع ورزیده و اعلام کرده «فعلا قصد ندارم درباره انتخابات صحبت کنم و در این خصوص بعدا صحبت می کنم».

 سعید جلیلی

اما یکی دیگر از اشخاصی که در مورد آمدنش همه حرف می زنند جز خودش؛ سعید جلیلی است. جلیلی از گزینه‌های احتمالی است که تاکنون در مورد ورود یا عدم ورودش به عرصه انتخابات هیچ موضع تکذیبی یا تأییدی نداشته است.

از سوابق جریان های سیاسی به نظر می رسد که با ورود وی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری، طیفی از اصولگرایان را با خود همراه می ‌سازد.

به نظر مي‌رسد اگر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از ورود به عرصه انتخابات صرفه نظر کند، غلامعلی حدادعادل از حمایت اصولگرایان تحول‌خواه و جبهه پایداری برخوردار است و حمایت دیگر طیفها همچون جامعتین و سنتی‌ها بستگی به دیگر نامزدها دارد.  

کامران باقری لنکرانی

یکی دیگر از گزینه های احتمالی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری کامران باقری لنکرانی و وزیر بهداشت در دولت نهم است و مخالفتش با جریان انحرافی باعث شد تا از دولت طرد شود. وی اکنون سخنگوی جبهه پایداری است.

هر چند مرتضی آقاتهرانی؛ دبیر کل جبهه پایداری می گوید: جبهه پایداری وظیفه دیده بانی و بصیرت بخشی برای مردم را بر عهده دارد ولی عملکرد این جبهه در انتخابات مجلس نهم نشان داده است که آنها فقط به بصیرت بخشی بسنده نمی کنند و به صورت عملیاتی نیز به میدان می ایند.

آقاتهرانی می گوید: «جبهه پایداری در حال حاضر منتظر حضور کاندیداها مختلف در عرصه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است و در حال حاضر نمی دانیم فرد اصلح چه کسی است.» اما آنچه از شواهد و قرائن پیداست اجماعی بر روی لنکرانی وجود دارد.

پی‌نوشت: به لطف دوستان «خبرنامه دانشجویان ایران» این مطلب آنجا منتشر شده است.