مانیفستِ "مردم‌سالاری" به سبک سریع‌القلم!

تا قبل از انتخابات مردم ولی‌نعمت ما هستند. مردم "سالار" هستند و روی تخم چشم ما جا دارند. اصلاً انتخابات برگزار می‌شود که پیام و نظر مردم شنیده شود. مردم هم حق حکومت و حاکمیت دارند، هم حق هم دانستن و هم حق اعمال نظر و رأی و هم حق آزادی بیان و الخ!

آمّا! امّا چنین شرایطی فقط تا پایان ساعت رأی‌گیری برقرار است، چون مردم در اینجا فقط به مثابه نردبانی هستند که ما را به بلندای قدرت برسانند و پس از تکیه زدن ما بر کرسی قدرت، دیگر لازم نیست مردم خودشان را خسته کنند و به زحمت بیندازند و در کار دولت دخالت کنند.

مردم چون دانشی ندارند و اساساً چیزی نمی‌فهمند، بهتر است کار را به کاردان یعنی ما بسپارند و بروند دنبال زندگی‌شان!
صدا و سیما هم بهتر است به جای گرفتن وقت مردم و ایجاد مزاحمت برای کسب و کار رانندگان تاکسی و لبوفروش‌ها و مردم کوچه و بازار، یک سر بیاید دانشگاه! درب اتاق من همیشه به روی دوربین‌ها باز است. بیاید خودم ساعت‌ها برایش نظر می‌دهم و سخنرانی می‌کنم.
همان به که مردم قفلی بر دهان‌های‌‌شان بزنند و کلیدش را هم به دست کلیددار بسپارند تا دم انتخابات بعدی که شد، کلیددار قفل دهان‌های مردم را باز کند.

تا آن موقع مردم فقط نظاره‌گر باشند، بهتر است، البته مختار هستند چشم‌های خود را هم ببندند، چون وقتی قرار است دهان‌های‌شان بسته بماند، نظاره‌گری فایده‌ای جز خستگی چشم‌ها و تضعیف سوی بینایی آنان ندارند!

بار دیگر وقتی باز انتخابات از راه رسید، دوباره مردم می‌شوند سالار و ولی‌نعمت و دارای حق حکومت و حاکمیت و دانستن و اعمال نظر و رأی و آزادی بیان و الخ!

"مردم‌سالاریِ" هر 4 سال یکبار هم عالمی دارد برای خودش

رحم اجاره اي روحاني عفونت كرد!

 تا چند ماه پیش سعید حجاریان خود جزو آن دسته از افرادی بود که روحانی را اصلاحطلب نمی دانست ؛ برای جلوگیری از کشیده شدن دعوای خانوادگی اصلاحات به رسانه ها در یک تغییر استراتژیک درباره برخی تحلیل‌ها مبنی بر تفکیک اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی در گفتگو با ایسنا اعلام کرد:«در حال حاضر اصلاح‌طلبان در کابینه دولت یازدهم حضور دارند و پایگاه اجتماعی دولت هم اصلاح‌طلبان هستند؛ بنابراین لازم نیست بین اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تفکیکی قائل شویم.»

ekhtelaf.jpg

حضور در انتخابات 24 خرداد باعث شد حسن روحانی در یک جابه جایی وسیع از جریان راست سنتی به سمت چپ مدرن حرکت کند تا بتواند آرای این جریان را بدست آورد و از سویی اصلاح طلبان برای ادامه بقای سیاسی خود به ناچار با وی همراه شدند اما اختلافات بین جریان اصلاح طلب رادیکال و جریان دولت هر روز بیشتر می شود.

چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم وقتی در نشست انجمن های اسلامی دانشجویان از مصطفی کواکبیان پرسیده شد؛ "آیا اصلاحات به حمایت شخصی چون روحانی که راست سنتی است می آید؟" در جواب گفت:« ما نباید هویت اصلاح‌طلبی خود را خدشه‌دار کنیم؛ اصلاحات که رحم اجاره ای نیست» اما همانجا افزود که ما پیروان محمد خاتمی هستیم.

وقتی به کوران انتخابات 24 خرداد رسیدیم، روحانی تمام تلاشش را کرد که خود را یک اصلاح طلب مدافع آزادی بیان کند اما سوابق امنیتی وی، بیانیه ای هایی که در دهه هفتاد بر علیه اصلاحطلبان نگاشته بود و نطق هایی که در آن اصلاحطلبان را ارازل و اوباش خوانده بود باعث شده بود اصلاح طلبان به حمایت از او راضی نشوند. از سوی دیگر محمدرضا عارف که نماینده تمام عیار جریان اصلاحات بود و مورد حمایت گروههای مختلف اصلاحطلبی قرار گرفته بود؛ روحانی را یک اصلاح طلب نمی دانست و حاضر به کناره گیری از عرصه انتخابات نبود.

یکی از نکات مهمی که در جامعه شناسی سیاسی باید مد نظر قرار گیرد "حیات سیاسی و وابستگی آن به پایگاه اجتماعی" است و روحانی در این عرصه دچار ضعف بسیار بود اما با سیاست ورزی خود در گفتارهای انتخاباتی هاشمی را اقناع کرد که از وی حمایت رسمی کند و خاتمی را در مقابل جریان عمومی اصلاح طلب قرار داد تا همه را مجاب کند از روحانی حمایت کنند و در نهایت با خنجری بر پیکره اصلاخات تنها کاندیدای این جریان را مجبور به انصراف کند.

انصراف غضب آلود عارف و اجماع اصلاحطلبان بر روی روحانی این توقع را در این جریان ایجاد کرد که باید دولتی اصلاحطلب روی کار آید اما روحانی از همان ابتدا بنای ناسازگاری را با اصلاحطلبان برداشت. بعد از آنکه محمد خاتمی در دیدار اصغر فرهادی اعلام کرد احمد مسجد جامعی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد خواهد بود اطرافیان حسن روحانی از موضع‌گیری خاتمی اعلام ناراحتی کردند و این‌گونه برخوردها را اخلال در روند بررسی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و علایم سهم‌خواهی افراد و گروه‌ها دانستند. روحانی نیز که خود شخصیتی ژنرال گونه دارد با عدم معرفی مسجد جامعی به خاتمی فهماند که نباید در تصمیامتش دخالت کند.

این آغاز ماجرای اختلاف بین جریان رادیکال اصلاحطلب و روحانی بود که ترکش های آن از سوی اصلاحطلبان بر خاتمی اصابت می کرد. اصلاح طلبان معتقدند خاتمی آنها را به پای روحانی ذبح کرده است. موسوی خویینی ها درباره مخالفت دیدار مجمع روحانیون با روحانی اعلام کرد:«دیدن روحانی رفتن یعنی مشروعیت‌بخشیدن به او. روحانی از نردبان اصلاحات بالا رفت اما بویی از اصلاحات نبرده است. او نیروی حاکمیت و نظام است.»

از سوی دیگر روحانی نتوانست شعارهای آزادی خواهانه که برای فعالان زن اصلاح طلب داده بود را نیز اجرا کند و حتی فائزه هاشمی که از جمله زنان فعال در ستاد روحانی بود به موضع انتقاد از روحانی رفت و در مصاحبه با اعتماد گفت:«عدم حضور زنان در کابینه بر خلاف برنامه‌های منتشر شده از طرف ایشان در زمان انتخابات شروع خوبی حداقل برای 50 درصد جامعه نبود.»

این رفتارهای روحانی باعث شد سعید حجاریان هم از گفتن لفظ اصلاح طلب برای روحانی پرهیز کند و اصلاح طلبان رادیکال هجمه رسانه ای زیادی را به سراغ خاتمی بردند چرا که در نظر آنان خاتمی، اصلاح طلبان را پای روحانی قربانی کرده است.

از اینرو فشارهای رسانه ای رادیکال ها به روحانی از یک سو و فشارهای خاتمی به هاشمی از سوی دیگر باعث شد از دولت سهامی، وزارتخانه ای نیز به اصلاح طلبان رادیکال برسد. وزرات علوم و تحقیقات و فناوری وزارت خانه ای بود که اصلاح طلبان همیشه برای آن برنامه داشته اند. وزارت خانه ای که در نظر اطلاح طلبان ، همواره سکوی پرشی برای یارگیری ، شکل دادن اعتراضات رادیکالی و به جریان انداختن جنبش های حزبی بوده است .

اما در ادامه روحانی با بی توجهی به خواسته های اصلاح طلبان بر مشی خود ادامه داد تا آنجا که عده ای از اصلاح طلبان اعلام کردند؛ روحانی بعد از انتخابات خود را بیش از هاشمی و خاتمی به آیت الله خامنه ای نزدیک کرده است و این خیانت به رأی اصلاح طلبان رادیکال است.

گفتنی است روحانی در مراسم 16 آذر در پاسخ به مطالبات جریان افراطی در دانشگاه شهید بهشتی مبنی بر رفع حصر سران فتنه با بیان اینکه "اگر بسیج به معنای فکر بسیجی و به معنای فدا کردن منافع شخصی و گروهی برای منافع ملی و دینی و اسلامی است، ما 75 میلیون بسیجی در این کشور داریم." خشم این جریان را برانگیخت و شعارهای تند آنها را به همراه داشت.

لازم به ذکر است بی توجهی های روحانی انتقادات هاشمی و خاتمی را نیز برانگیخت. در جلسه مجمع تشخیص زمانی که مجید انصاری خواستار نگهداری بندی از اقتصاد مقاومتی برای دریافت نظر رئیس جمهور شد، هاشمی در پاسخ وی گفت:" ما دیگر نمی توانیم صبر کنیم. چرا آقای روحانی دو هفته نیامده اند و امروز بیرون جلسه می گذارند. چرا جلسه مجمع را نمی آیند؟"

از سوی دیگر محمد خاتمی از عدم تحرک دولت یازدهم برای صدور اجازه خروج وی از کشور و شرکت در مراسم تشییع ماندلا به شدت دلخور و ناراحت است.

خاتمی تلاش داشت در قالب هیاتی دولتی به کیپ تاون برود اما دولت روی خوشی به این خواسته وی نشان نداد و در آخرین ساعات محمد شریعتمداری به نمایندگی از کشورمان در این مراسم شرکت کرد.

امروز برای جریان اصلاحات ثابت شده است وقتی روحانی خود را کاندیدایی فراجناحی معرفی می کرد؛ تمام تلاشش این بود که به هاشمی و خاتمی بقبولاند که می تواند دولتی را مرکب از کارگزارانی‏های هاشمی و تندروهای اطراف خاتمی بوجود آورد تا بدین وسیله بتواند رأی جریان اصلاحات را که پایگاه اجتماعی ثابت خاتمی و هم حزبی هایش است؛ را بدست آورد و این تنها حربه ای برای دستیابی به قدرت بوده است.

افزایش این اختلافات بین طیف های مختلف اصلاحات که عده ای همچنان به روحانی ایمان دارند و عده ای از هم اکنون عبور از وی را کلید زده اند باعث شده است سعید حجاریان نیز پای روحانی هزینه دهد و اعلام کند:«در حال حاضر پایگاه اجتماعی دولت نسبت به زمان انتخابات گسترده‌تر شده است».

تا چند ماه پیش سعید حجاریان خود جزو آن دسته از افرادی بود که روحانی را اصلاحطلب نمی دانست البته دلیلش این بود که روحانی خود را فراجناحی معرفی کرده است. حجاریان همچنین بعد از انتخابات در گفتگو با اعتماد می گوید:«دولت حسن روحانی بر خلاف اظهارات برخی اصلاح طلبان مبنی بر تمایل به سمت جریان اصلاحات به سمت جریان راست تمایل دارد.» اما وی در یک تغییر استراتژیک درباره برخی تحلیل‌ها مبنی بر تفکیک اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی در گفتگو با ایسنا اعلام کرد:«در حال حاضر اصلاح‌طلبان در کابینه دولت یازدهم حضور دارند و پایگاه اجتماعی دولت هم اصلاح‌طلبان هستند؛ بنابراین لازم نیست بین اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تفکیکی قائل شویم.»

گفتنی است افزایش این شکاف ها نه تنها دلخوری هایی بین خاتمی و جریان اصلاحات و همچنین، خاتمی و روحانی بوجود آورده است بلکه اختلافات خاتمی و اصلاح طلبان را با هاشمی و تکنوکرات ها بیشتر کرده است.

يك سال ديگر نيز گذشت

برخي مي گويند «يك سال پير تر شدم»؛ بعضي ديگر معتقدند «در يك سال اخير پخته تر شدم»؛ عده اي هم فارغ از اين دو مي فرمايند «همان ..... كه بودي هستي»! اما خودم چند تار سفيد مويم را حس كردم كه در اين سال در سرم سبز شد!

از امروز كه وارد سال جديدي از زندگي ام شدم اول دعايم اين است كه «بيهوده عمر نكنم» كه عمر بيهوده هم ضرر به بيت المال مي زند؛ هم طبيعت را خراب مي كند و هم بار گناه را بيشتر مي كند چه آنكه امير المونين علي عليه السلام فرمودند:«يكي از سوالاتي كه در قيامت از انسان پرسيده خواهد شد اين است كه "عمرت را چگونه سپري كردي؟"» و اگر بيهوده باشد بايد بگويم واحسرتا!

اما سالي كه سپري كردم سال پر فراز و نشيبي بود؛ "پر فراز و نشيب" به معناي واقعي كلمه!

بسيار درس خواندم؛ كنكور را دادم و نشستم به انتظار نتايج؛

در لحظه سال تحويل علاوه بر دعا براي سلامتي امام زمان و تعجيل در فرجش؛ سلامتي پدر و مادر و بستگانم و عاقبت به خيري كه دعاي لحظه لحظه عمرمان است؛ سه دعا كردم كه خدا هر سه را برايم مقدر فرمود:

به خدمت مقدس سربازي رفتم و بعد از يك ماه در خدمت طي يك هفته ابتدا "خبر قبولي در كنكورم رسيد" و بعد از آن "خبر معافيت از خدمتم را دادند!" دو دعا در يك هفته اجابت شد.

از تير ماه روند دعاي سوم هم شروع شد و همان زمان "بله" را گرفتيم و رفتيم براي عقد؛ كه دعاي سوم نيز به اجابت رسيده باشد؛ اما همزمان آن حادثه كذايي رخ داد كه هيچ گاه صحنه آن از ذهنم بيرون نخواهد رفت و يكي از بهترين دوستانم و برادرانم را از دست دادم و روز هاي بعد از آن و حرف هايي كه مي شنيدم كه از سر جهل به موضوع برخي زده مي شد.

آنجا بود كه معني واقعي "همراهي سختي و گشايش" را فهميدم و امتحان "صبر" را خداوند برايم رقم زد؛ چند تار سفيد كه حرفش را زدم همانجا در سرم پيدا شد و گاهي تابم به تمامي مي رسيد چيزهايي گفتم و نوشتم كه امروز پشيمانم و از درگاه خداوند عذر مي طلبم.

در تمام آن روزها همسرم بود كه دردهايم را به جان خريد و همراه و همپايم بود و البته پدرم، مادرم؛ برادرانم و دوستاني كه حق برادري برايم ادا كردند و تا آخر عمر مديونشان هستم-البته پرونده اين مصيبت در سال جديد زندگيم همچنان و باز است و امتحان الهي تمامي ندارد- اما مي دانم به حول و قوه الهي و مدد امام زمان و همراهي همين دوستان و خانواده مي توانم اين را نيز به پايان ببرم.

و در آخر...

دفتر زندگي همچنان باز است و اميدهايم بر ياس ها چربش دارد كه خداوند فرموده است " لاتقنطوا من رحمة الله"(1) و اميرالمونين در دعاي منظومه مي فرمايد:«الهی فَلاتَقطَع رَجائی ولا تُزِغْ فُؤادی فَلی فی سَیبِ جودکَ مَطمَعٌ »(2) از باب خطاهايم نيز به مناجات مولايم ايمان دارم كه همراه تضرع فرمود:«الهی لَئِن جَلَّت و جَمَّت خَطیئَتــــی فَعَفوکَ عَن ذَنبی اَجَلُّ و اَوسَعُ »(3)

والسلام

پي نوشت:

1)از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) 

2)ای خدا امید مرا از درگاه کرمت قطع نکن و دلم را تاریک مگردان که چشم امیدم همه بر عطای بی انتهای توست 

3)ای خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است باز عفو وبخشش تو از گناه من بزرگتر و وسیع ترست 

اربعين نزديك است

رأس الحسین: این دفین، کیف دفین، متی دفین؟

ادامه نوشته

خطاهای استراتژیک در سیاست ورزی دولت

 اتفاقاتی که طی دیروز و امروز در عرصه سیاست و رسانه های کشور افتاد قطعا روز دوازده آذر نود و دو را روز تاریخی در عرصه سیاسی کشور خواهد کرد؛ از رویی احمدی نژاد و یارانش تیم دولت را به مناظره دعوت کرده اند و از سوی دیگر دولت مردان با دستپاچگی از عبارتی چون «در حد هم نبودن» و «به شرط راستگویی» استفاده کرده اند.

مجموعه‌ رویدادهای حاصله طی صد روز گذشته از رفتار دولتمردان در عدم تعامل با دانشجویان، رفتار با صدا و سیما و مجریان آن، حمله به دولتمردان گذشته و... نشانگر آن است که سیاست‌گذاران دولت یازدهم، -با همه داعیه سیاست ورزی خود- برآوردی از میزان «اقتدار» خویش نقصان دارند، یا اساساً در درک اصل مفهوم «اقتدار»، با دشواری موجه‌اند!

بی‌گمان و از هر زاویه دیدی که به موضوع بنگریم، دولتمردان مجموعه‌ای از خطاهای راهبردی را در تقابل با سایر نیروهای سیاسی مرتکب شدند، و این مجموعه به ظاهر کهنه کار درک درستی از مفهوم «اقتدار» و «قدرت» ندارند.

در آخرین پرده از رفتارهای غیر سیاسی دولت، دکتر حسن روحانی، در حالی گزارش صد روزه خویش را به هجو غیرمنصفانه دولت پیشین تقلیل داد، که می‌توانست در یک تحلیل ساده از افکار عمومی ایرانی و سنجش میزان محبوبیت خود و رقبای سیاسی که یا خدمات احمدی‌نژاد را به رسمیت می‌شناسند، یا اساساً احمدی‌نژادی‌اند، در می‌یافت که نباید این‌چنین در بیانی فارغ از آداب، انبوه خدمات رئیس جمهور پیشین را نادیده بگیرند. همان طور که مقام معظم رهبری، به عنوان پرنفوذترین و باتدبیرترین و پرامیدترین نخبه سیاسی حال حاضر ایران، مکرراً و تا آخرین روزها، به خدمات احمدی‌نژاد اشاره داشتند و از آنها یاد می کردند.

متصدی مقام ریاست جمهوری، باید بداند که از ابتدا با یک اکثریت لغزان و با میزان متوسط از محبوبیت به قدرت رسیده‌ است، و نباید علاوه بر آن‌که رئیس جمهور پیش از خود را این‌چنین، «هجو» و «هزل» ‌نماید، از این حد هم عبور کند، و باز در طعنه‌ای آشکار از واژه قبیح و طعنه‌آلود «سرهنگ» استفاده نماید.

آقای روحانی از این حد هم قدم را فراتر می گذارد و مجلس شورای اسلامی را -که به لحاظ همراهی بیشترین تعامل را با دولت داشته- به طعنه بیازارد و در نهایت حتی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را که به دفعات و در مصادیق بسیار خود را با دولت هماهنگ کرده است کنایه می زند و بعد از گفتگوی ویژه خبری مشخص می شود که نهاد ریاست جمهوری خود مجری های برنامه را تغییر داده است و مجریان مد نظرش را نیز قرنطینه کرده، تلفن های همراه آنها را گرفته است و آنها را تهدید کرده که در مورد دو موضوع "آمریکا" و "فتنه" سوالی پرسیده نشود.

روز گذشته پس از گذشت یک هفته از گزارش روحانی، رئیس جمهور سابق، دکتر محمود احمدی‌نژاد، در نامه‌ای مؤدبانه و زیرکانه، خطاب به رئیس جمهور، دکتر حسن روحانی، ضمن تقدیر از خدمات دولت او، و اعلام مراتب یاری و دوستی و همراهی به ایشان و به کشور، اعلام آمادگی کرد تا در دفاع از مساعی دولت‌مردان پیشین و مدیران امروز کشور، در یک مناظره با دکتر حسن روحانی شرکت نماید. با اختلاف یکی دو ساعت بعد از انتشار نامه احمدی نژاد، دو تن از ارکان دولت تدبیر و امید، با بی تدبیری به این نامه پاسخ دادند.

محمد رضا صادق؛ صریحاً رئیس جمهور سابق را به "دروغ‌گویی" متهم کرد. این در حالی است که دکتر حسن روحانی و تیم مشاوران ایشان این روزها در موضوعاتی مانند «ممنوع القلم»، «گندم»، «جزئیات و ضمایم قرارداد ژنو»، «خزانه خالی»، «بدهی‌های دولت ماضی»، «صورت اموال شخصی» و... در مظان اثبات صداقت خویش‌اند.

از سوی دیگر اکبر ترکان هم در بیان دیگری، گفت: «اطلاعی از ارسال نامه محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق به حسن روحانی رئیس جمهور برای برگزاری مناظره ندارم»؛ اگر اطلاع داشت، چه می‌گفت و چه وجناتی از خود بروز می‌داد؟

او در ادامه گفت: «شرط این مناظره آن است که رئیس دولت دهم راست‌گو باشد!». به این حد از آداب‌شکنی بسنده نکرد و اضافه نمود: «حسن روحانی و محمود احمدی‌نژاد در یک سطح قرار ندارند که بخواهند با هم مناظره کنند!». ترکان چند ساعت بعد، مصاحبه دیگری انجام داد و گفت: «شخصاً حاضر به مناظره با احمدی‌نژاد است. من نه به عنوان نماینده دولت، بلکه به عنوان شخص ”اکبر ترکان“ حاضر به مناظره با احمدی‌نژاد هستم. برادرانه به آقای احمدی‌نژاد پیشنهاد می‌کنم که از پیشگاه ملت معذرت‌خواهی و از پیشگاه خدا طلب مغفرت کند، زیرا، خسارت‌های فراوانی به کشور در حوزه اقتصاد، سیاست و اعتماد مردم به دولت وارد کرده است».

ترکان در آخر افزود: «مزاج احمدی‌نژاد با فضای آرام سازگاری ندارد. مدتی است که کشور آرام است و ما شاهد رفتارهای منطقی در همه عرصه‌های حکومتی هستیم و این وضعیت مورد پسند احمدی‌نژاد نیست.»

صحبت های این دو عضو دولت درحالی است که از ابتدای مسئله دولت با یک بازی باخت-باخت مواجه شده است؛ چناچه اگر وارد مناظره شود با توجه به آمارهایی که احمدی نژاد و دولتش در کنار طیب نیا؛ وزیر اقتصاد روحانی می دهد در تضاد با نظرات روحانی است و اگر روحانی در مناظره شرکت نکند باز بازنده این بازی خواهد بود؛ البته نحوه برخورد دولتمردان و ادبیات مواجهه با رئیس جمهور سابق خود از عزت دولت یازدهم خواهد کاست.

و در همین روز سراسر خطا برای دولت‌مردان یازدهم، سخنگوی دولت در توجیه به‌کارگیری مدیران بازنشسته، «قایق‌ران» و «ملوان» را در توصیف مدیران جوان و مدیران بازنشسته استفاده کرد که خارج از چهارچوب سیاست ورزی درست بوده است.

این خطاهای اخیر کنار خطا در عزل و نصب‌هایی که منتقدین بسیاری را معطوف دولت کرده است انبانی است از بی‌تدبیری که بیشتر از همه نشانگر سیاست ورزی غریزی دولتمردان بعد از دستیابی به دولت است.

تغییرات گسترده در دولت که از آن به "تغییر قطاری مدیران" تعبیر می شود؛ کار را به جایی رسانده که به نظر نمی‌رسد در پایان فصل نقل و انتقالات، چیزی از مدیران دولت پیشین در مصادر امر باقی مانده باشد. صرف‌نظر از این که این جانشینی‌ها تا چه اندازه با تدبیر همراه است؟ و تا چه حد با عدالت و تدبیر اتفاق افتاده؟ سؤال این است که این مدیران پس از عزل به کجا می‌روند و چه می‌کنند؟

آشکارا است که دولت، تصور روشنی از جایگاه «مدیریت» ندارد. تصور دولتمردان آن است این «مدیران»، نه گروه نخبه و الیت، بلکه نیروهای کم‌توان هستند که پس از عزل، خانه نشین خواهند شد. این خطای استراتژیک در حالی است که دولت تدبیر و امید، با این اقدام، یک قشر نخبه بزرگ و در عین حال توانمند و جوان و بهره‌مند از یک شبکه گسترده روابط رسمی و غیر رسمی را در موقعیت تقابل با خود قرار نمی‌دهد؟

همه این‌ها، جشنواره ای است از خطاهای سیاست ورزی که از سطح خطاهای معمولی یک دولت و سیاست‌مدارانش گذر کرده است، و نشان می‌دهد که آن‌ها در تحلیل‌های راهبردی خود به خطا می‌روند؛ آن‌ها یا در برآورد میزان «اقتدار» خویش نقصان دارند، یا اساساً در درک اصل مفهوم «اقتدار»، با دشواری موجه‌اند، یا هر دو، که هر دو.

منتشر شده در:

وطن آنلاين

خبرنامه دانشجويان ايران

بي باك نيوز

"تنهاي تنها" تنهاست ولي سربلند است!

اكران فيلم "تنها تنهاي تنها" در سينماهاي كشور با تبليغات اندك؛ بدون حمايت لابي هاي پخش و حتي بودجه تكثير نسخه اصلي انسان را وادار مي كند تا حقايقي از سينماي ايران را كه كمتر بدان توجه شده است را بيان كند.

در بازار كساد گيشه هاي سينما نوشتن در مورد لابي هاي موجود در پخش و تبليغات و برنامه ريزي براي اكران مي تواند به شناخت دقيق از اين عرصه كمك كند. در حقيقت اگر بخواهيم اكران فيلم هاي سينمايي و حواشي آن را توضيح دهيم خود مجلد چند صد صفحه اي مي خواهد و جريان شناسان سينما را مي طلبد اما نگاهي گذرا مي تواند راهگشاي بسياري مسائل باشد.

براي باز شدن مسئله به چند نمونه اشاره در چند سال گذشته اشاره مي كنيم:

ايجاد دوگانگي در اكران

بسياري معتقدند كه فيلم "جدايي نادر از سيمين" با همه خلاقيت هاي تكنيكي و محتوايي فارغ از ارزشهايي كه فرياد مي زند- ارزش آن مقدار فروش را نداشته است اما و در طرف مقابل "اخراجي هاي 3" فيلمي بود كه به دليل دوگانه پيش از آن در سينما مطرح به حساب مي آمد. به لحاظ محتوايي همه اين دو فيلم را متضاد يكديگر و از دو گفتمان متفاوت مي دانستند اما در حقيقت يك لابي پخش پشت هر دو فيلم بود.

بعد از آن هنگام با يكي از تهيه كنندگان كه بزرگترين شركت پخش و اكران فيلم در ايران را دارد جلسه اي داشتيم. در خلال جلسه اين جمله را شنيدم "ما هر دو فيلم را همزمان اكران كرديم؛ پول داديم تا در فيسبوك و.... چند تا جوان بر سر اين دو فيلم دعوا درست كنند و مورد توجه قرار گيرند. اينگونه جامعه تحريك شد كه برود اين فيلم ها را ببيند" البته ايجاد شكاف هاي اجتماعي يك نظريه جامعه شناختي است و از اين منظر راه خوبي براي تحريك افكار عمومي انتخاب شده بود.

تجمعات صوري

وقتي جلوتر مي آييم با اكران دو فيلم "گشت ارشاد" و "خصوصي" مواجه مي شويم. فيلم هايي كه در ابتدا مخاطبين كمي داشتند و حتي نقادان مي گفتند: " گشت ارشاد؛ بدليل هجويات بالاي آن ارزش نقد كردن هم ندارد" اما همان لابي هاي پشت پرده با انتشار اخبار متعدد در رسانه ها "اين دوفيلم را ضد ارزش معرفي كردند"-البته كه بودند- اما اين كار باعث تحريك جريان مذهبي شده و نتيجه آن تجمعي بود كه انصارحزب الله تهران در اعتراض به صدور مجوز نمايش براي دو فيلم " خصوصي" به كارگرداني حسين فرح بخش و "گشت ارشاد" ساخته سعيد سهيلي در مقابل ساختمان وزارت ارشاد برگزار كرد و خواستار پاسخگويي مسئولان فرهنگي كشور شد.

برگزاري تجمع مصادف شد با انتشار اخباري مبني بر اينكه اين دو فيلم از پرده پايين مي آيند و تبليغات گسترده اي صورت گرفت كه جريان به اصطلاح روشنفكر پيش از آنكه اين فيلم ها جمع شوند به سينما بيايند تا از ديدن آن محروم نباشند و همين موضوع فذروش اين فيلم ها را به يكباره بالا برد؛ جالب تر آنكه اينها جمع نشدند و بعد از چند ماه فروششان در سينماي خانگي ادامه پيدا كرد.

نمونه ديگر اين تجمعات را مي توان در اكران فيلم "من مادر هستم" مشاهده كنيم. فيلمي كه در هفته اول با سينماهاي خالي از تماشاگر مواجه بود اما بعد از برگزاري تجمعي كه موافقان و مخالفان اين فيلم  روبه‌روی ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بهارستان برگزار كردند فروشش روند صعودي گرفت و در نهايت اين فيلم را به باشگاه ميلياردي ها آورد.

اين را هم بايد اعتراف كرد كه در اين ميان افراد دغدغه مند اما ناآگاه نيز همواره بازيچه لابي هاي پشت پرده اكران هستند و خود عاملي براي ديده شدن و فروش بيشتر اين فيلمها مي شوند.

جا به جايي نوبت اكران

اين موضوع نيز كه به امري عادي در برخورد با نام ها و فيلم ها شده است. چنانكه در سالهاي اخير دعواهاي گسترده اي بر سر نوبت اكران فيلمها بوجود آمده است. در حقيقت مهمترين نوبت اكران سينمايي را مي توان اكران نوروزي عنوان كرد اما در چند سال گذشته شاهد هستيم كه چگونه فيلم سازان تازه وارد نوبت اكران خود را به خاطر نام هاي آشناي سينما در اكران از دست مي دهند.

اينها كه گفته شد شايد گوشه اي باشد از آنچه در اكران سينماي ايران اتفاق مي افتد و در اين بين فيلم هاي بسيار خوب اما ناآشنا و كارگردانان بدون پشتوانه و لابي قرباني اين بازي هستند. "احسان عبدي پور" تنها يكي از قربانيان اين بازي است و مثل او در اين سينما بسيار ديده مي شود.

چند روز پيش توفيقي حاصل شد و با وي همنشين شدم. از عدم حمايت مي گفت. از اينكه "در شهر تبليغي از فيلمش نيست و حتي هزينه توليد كپي از روي نسخه اصلي براي اكران در شهرستان ها را ندارند" به شوخي گفتم حاضر است مثل همين فيلم ها كه نام برديم دعوايي صوري درست كنيم و "تنهاي تنهاي تنها" را از تنهايي در آوريم؟" و او با جديت با همان لهجه شيرين جنوبي خود گفت: "نه والله؛ اين رفتار براي ما كه ادعاي حزب اللهي بودن و پيرو آويني بودن مي كنيم نيست!"

بازنشر در رسانه هاي:

خبرگزاري فارس

خبرنامه دانشجويان ايران

وطن آنلاين

ديدبان

زمستان است . . .

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کسی یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟

مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

حریفا ! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلتهای بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است.

نقش ولایت فقیه در«تثبیت اجتماعی» و افزایش سرمایه اجتماعی

تحلیل اجتماعی پاسخ رهبر معظم انقلاب به توافقنامه ژنو؛

۱-«ولایت فقیه» در نظام سیاسی مردم سالاری دینی نهادی است که از سویی متضمن «پیوستگی نهادهای سیاسی» است و از سویی دیگر و در ابعاد اجتماعی تضمین کننده «پیوستگی شبکه اجتماعی» است و از این ره آورد «اطمینان» ، «اعتماد» و «امید» را به لایه های اجتماعی تزریق می کند .

از این رو ولایت فقیه در تعامل با جامعه و توده های مردمی همواره در افزایش سرمایه اجتماعی نقشی بی بدیل را ایفا می نماید. در برهه های تاریخی انقلاب نیز که چالشها و تنش های نیروهای بازیگر در صحنه سیاسی بدنه اجتماعی را با التهابات فکری و روانی مواجه می نمود ولایت فقیه همواره از منظری امیدآفرین و اعتمادساز وارد تحلیل مسائل گشته و سعی در ترمیم شبکه اعتماد اجتماعی و سیاسی نموده است.

اما نقش ولایت فقیه در حفظ سرمایه اجتماعی تنها به ابعاد امیدآفرینی و اطمینان سازی محدود نمی شود بلکه تکیه ایشان بر «استحکام درونی» و تأکید بر «ایستادگی بر حفظ حقوق ملی» در سیاست داخلی – نظیر فتنه 88- و در صحنه سیاست خارجی و مذاکرات هسته ای نیز بعدی دیگر از نقش بی بدیل ولایت فقیه را در فروکش نمودن التهابات سیاسی و اجتماعی نشان می دهد که به نوبه خود در «تقویت اعتماد به نفس جمعی» بعنوان بحثی مهم در سرمایه اجتماعی محسوب می شود.

۲-تصمیم گیران حاکمیتی همواره با «درک مطالبات اجتماعی» می توانند بر استحکام سرمایه اجتماعی بیفزایند. هر چند که از نظر آنها جمع بندی طیفی از نیروهای سیاسی و بخشی از جامعه با واقعیت های موجود گاهی مطابقت و همخوانی کامل را نداشته باشد. از این رو نقش دشوار مدیریت کلان سیاسی کشور وقتی روشن می شود که ولایت فقیه می تواند با اصالت بخشی به «واقعیات اصلی» و توجه به «واقعیات ظاهری» از سویی درک جامعه از واقعیات را به «رسمیّت» شناخته و از سویی دیگر در جهت «اعتلای» آن بکوشد.

همراهی رهبرمعظم انقلاب با درک جامعه از واقعیات در طول سالهای رهبری ایشان ، همواره بر نفوذ اجتماعی ولایت فقیه موثر بوده و تحلیل های ایشان از واقعیات بدون بهره گیری از «شتاب زدگی» و «تحمیل نظر» همراه با «متانت» و «صبر» امام گونه به لایه های عمیق جامعه منتقل می شود. از این فرآیند می توان به «خیرخواهی» ولایت فقیه تعبیر نمود که تبلوری از نظام شجره ای امامت و ولایت می باشد ؛ «انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم». بدیهی است پیکره ولی فقیه در این فرآیند متحمل «فشار»هایی می گردد که آن نیز میراثی از ولایت ائمه (علیهم السلام) محسوب می شود ؛ «انی لامان لأهل الأرض کما أن النجوم أمان لأهل السماء.» .(1) و (2)

۳-سرمایه اجتماعی در مقایسه با سرمایه های دیگر یک ملت، اعم از سرمایه های فیزیکی و ساختاری جامعه برتری «ذاتی» دارد چرا که گاه ممکن است ملتی به پیشرفت های چشم گیری در عرصه های علمی و اقتصادی دست یابد اما بدلیل عدم درک درست از این موفقیت ها با کاهش سرمایه اجتماعی مواجه گردد. ولایت فقیه در نظام سیاسی جمهوری اسلامی همواره توانسته است در متوازن سازی درک جامعه از واقعیات و آرمانها نقشی بی بدیل ایفا نماید. از این رو رهبر معظم انقلاب علیرغم عدم خوش بینی به مذاکرات ، در طول چند ماه گذشته بر اعتماد به تیم مذاکره کننده ایرانی تأکید نموده و در اقدامی هوشمندانه و سریعاً در پاسخ به نامه رئیس جمهور ، موفقیت تیم دیپلماسی را در توافقنامه ژنو تبریک گفتند. این اقدام مهم علاوه بر آنکه در ابعاد اجتماعی تقویت کننده حس اعتماد و اطمینان بوده ، نشان می دهد رهبری نظام در بعد سیاسی نیز تاکید بر حاکمیت یگانه در کشور دارد.

۴-در سالهای اخیر کشور با رشد خیره کننده ای پیشرفت نموده است که گزارشها و اظهارنظرهای افراد و سازمان های بین المللی نیر موید آن می باشد. برای انتقال این واقعیات به طیفی از نیروهای سیاسی و بخشی از جامعه لازمست «فرصت» مقایسه و تجزیه و تحلیل داده شود. اگر چه ممکن است روند پیشرفت مبتنی بر تکیه بر ساختار درونی نظام با اخلال هایی همراه گردد اما از دستاوردهای بزرگ این «فرصت» آنست که «ارزش پیشرفت» سالهای اخیر و برتری گفتمان «مقاومت» در لایه اجتماعی «تثبیت» می شود. از این رو دوره ای که اکنون در آن هستیم و پس از انتخابات خرداد 92 فراهم شده است را می توان به «دوره تثبیت اجتماعی» پیشرفت های هشت سال گذشته نام گذاری نمود و در این دوره نیز همچون هشت سال گذشته ، ولایت فقیه نقشی راهبردی و بی بدیل را ایفا می نماید. قطعاً پس از این دوره شاهد تحولات اجتماعی بزرگی خواهیم بود که موجبات افزایش تجربه فکری ملت ایران را فراهم خواهد آورد.

۵-از ملزومات «دوره تثبیت» پیشرفت های هشت سال اخیر ، «همگرایی و همدلی» نیروهای سیاسی کشور در مقابل جبهه سیاسی دشمنان ایران است که پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه رئیس جمهور محترم ، این زمینه را فراهم آورده است. همانطور که در چند ماه گذشته تأکید ایشان بر اعتماد به دولت و تیم مذاکره کننده تاحدی زمینه ساز این اطمینان سازی بوده است. همچنین در سطحی دیگر رهبر معظم انقلاب در چند ماه اخیر بدنبال افزایش مولفه های انقلابی دولت در سیاست خارجی و درک دولت بر لزوم ایستادگی در برابر فشارهای دشمن بوده اند که در نامه اخیر نیز مشهود بود. به عبارتی دیگر این اعتماد آفرینی چند سویه که شامل اعتماد در چهار سطح «رهبری –دولت» ، «رهبری-بدنه اجتماعی منتقد به نظام» ، «دولت-نیروهای سیاسی منتقد» و «دولت- بدنه اجتماعی منتقد به دولت» مختص مدیریت کلان ولایت فقیه در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور است و در همین مدت کوتاه از عمر دولت یازدهم، جلوی مصادره دولت را برای برخی نیروهای ورشکسته سیاسی و مردود در فتنه 88 فراهم نموده است.

(1)- امام مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف احتجاج، ج2، ص323

(2) - امام مهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف ، کمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; الغیبه، شیخ طوسی، ص292، ح247

انجمن دانش آموختگان ع.ا.دانشگاه تهران

دعا کنید هیچ کس "بیچاره" نشود!

عبارت مقتل است که امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا بعد از تیر خوردن حضرت علی اصغر (علیه السلام) "مضطر" شد؛ اضطرار به حالتی می گن که آدمی راه پس و پیشی نداشته باشه!

روایت است که امام حسین چند قدم به سمت خیمه گاه می آمدند و می نشستند؛ دوباره به سمت میدان می رفتند و بعد از چند قدم می نشستند؛ دوباره مسیر بر میگشتند سمت خیمه گاه و دوباره می نشستند. راوی میگه بعد از این چند بار رفت و برگشت امام حسین (علیه السلام) رفت پشت خیمه گاه!

امام حسین (علیه السلام) بیچاره شده بود. دعا کنید هیچ کس به حالت بیچارگی نیفتد!