چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد...

ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد

پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد

مرد تنهاست، مرد غمگین است کمرش از فراق خم شده است

ساغر شادی اش اگر خالی ست بادۀ غم سبو سبو دارد

ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است

سر تقیسم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد

باز امروز بغض نخلستان تا به سر حد انفجار رسید

باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد

کاهگل های کوچه مرطوبند اشک دیوار را در آورده است

نالۀ خانم جوانی که هر چه دارد علی از او دارد

از دو دستش طناب بگشایید، مبریدش به مسلخ بیعت

دیگر او را کشان کشان مبرید ایّها النّاس! آبرو دارد

گر چه در بند غربت از این شیر، گرگ های مدینه می ترسند

ذوالفقارش هنوز بران است شور "حتّی تُقاتِلوا" دارد

حب مولا نتیجۀ سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد

آن صنوبر دلی که می باید پیش او سرو، سر فرود آرد

... چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد

هم چنان خار بر دو چشمش هست، همچنان تیغ در گلو دارد

عباس احمدی

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم

جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم

در هرم نگاه تو فسردیم و نمردیم

نقش است به پیشانی چین خورده ز غیرت

ما جان بدر از داغ تو بردیم و نمردیم

ابرو گره در هم زده چشمان شفق رنگ

دندان به لب خویش فشردیم و نمردیم

ظرف دل بی حوصله جوش آمد و سررفت

خون دل جاری شده خوردیم و نمردیم

اقبال نگون بخت نگر کاین همه سر را

تا مرز قدم های تو بردیم و نمردیم

یک عمر نفس آمد و برگشت و به تسبیح

عمر دل بی عار شمردیم و نمردیم

ما زنده عشقیم که با عشق بمیریم

صدمرتبه از داغ تو مردیم و نمردیم

محمود کریمی

ظرفیتی بده که تو را جستجو کنم

گاهی دعا که هست ، هوای اراده نیست
گاهی اراده هست ولی سهل و ساده نیست
شب هر که روی بال فرشته پرید و رفت
روز اینقدر برای رسیدن پیاده نیست
باید رها شد از همه هست و بود خویش
آری پریدن از سر بام تو ساده نیست
ظرفیتی بده که تو را جستجو کنم
وقتی پیاله نیست تمنای باده نیست
ما را در این نماز محرم ادا کنید
وقتی قضا شدیم ؛ که وقت اعاده نیست !
خانه به خانه گشته ام و خوب دیده ام
هر گز کسی به بخوبی این خانواده نیست

رحمان نوازنی

برنده و بازنده یقه گیری های سیاسی مسئولین کیست؟

بازی های سیاسی و دعوای سیاسیون همواره یک نتیجه ثابت داشته است و آن هم دودی بوده که در چشمان مردم رفته و آسیبی بوده که به جمهوری اسلامی خورده است؛ این قاعده نیز رئیس جمهور و رئیس مجلس و شهردار و ... نمی شناسد و همه در آن ید طولایی دارند.

نشست خبری دیروز رئیس جمهور که می توان حواشی آن را پر رنگ تر از متن آن دانست نیز در همان پازل دعواهای سیاسی رفت و «شد آن چه شد(!)» البته نمی خواهیم بگوییم که اینجا تنها احمدی نژاد مقصر است یا فلانی؛ شاید فردا ما نیز متهم شویم که جز تخریب؛ کاری نمی کنیم ولی دغدغه ما از نوشتن این جریده تنها دلسوزی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردمی است که برای حفظ آن خون ها داده اند.

سیاسیون باید بدانند که از دعوا های آنها نه آبی برای نظام گرم می شود و نه نانی برای ملت از تنور بیرون می آید و نتیجه اش می شود تعطیلی بازار و هرج و مرج سودجویان که مترصد فرصت اند.

وقتی از یک طرف لاریجانی می گوید تحریم ها هیچ تاثیری بر اقتصاد ندارد و دولت را ناکارآمد می داند و می گوید: «هیچ‌وقت در اقتصاد روش‌های رابین‌هودی جواب نمی‌دهد و وقتی که نقدینگی در کشور را بالا می‌بردند باید به این موضوع فکر می‌کردند، حالا هم باید با مردم گفت‌وگو کرد و آرام‌آرام شرایطی را به وجود آورد تا به سمت تولید پیش رفت» و با کنایه تلویحی به دولت می گوید: «اما این اراده باید وجود داشته باشد .» یعنی اراده‌ای از سوی دولت وجود ندارد.

نتیجه این گفتگوها چه می شود؟ اینکه آقای احمدی نژاد در جواب او به خنده می گوید :« اگر تحریم ها اثر ندارد؛ خب لابد تصمیمات ایشان اثر دارد. بعضی‌ها فقط موقع خوشی هستند. من احترام زیادی برای ایشان قائلم ولی بالاخره ایشان که می‌داند وضع چه خبر است و نفت چقدر فروش می‌رود و چطور بانک مرکزی دارد برای جابه‌جایی ارز و تأمین نیازهای کشور تلاش می‌کند.»

و یا به بهانه اشتباه بودن یک خبر از یک رسانه یکی نهادهای مهم فرهنگی‌نظامی را زیر سوال ببریم که :«من متأسفانه مصاحبه ایشان]لاریجانی[ را با خبرگزاری وابسته به یک نهاد نظامی دیدم که همه‌اش علیه دولت بود. یک خبرگزاری که وابسته به یک نهاد امنیتی است نباید ورود کند به مسائل سیاسی.» و در نتیجه اش آن نهاد را بر علیه خود به جنب و جوش وا داریم.

نتیجه این کش مکش های سیاسی چه می شود؟ اینکه دشمنان نظام خیال بکنند واقعا در مملکت خبری شده است که رئیس دو قوه این چنین به جان هم پریده اند؛ فارق از این ماجرا که این تنها یقه گیری های سیاسی آقایان است که آن را به میدان مسئولیت خود آورده اند.

بارها و بارها رهبر انقلاب از اتحاد و انسجام مسئولین و ثمرات آن برای ملت در جمع های خاص و عام به کارگزاران نصایحی داشته اند اما انگار این نصایح تاثیر گذار نبوده است.

وحدت قوا در هر كشوری به معنی هم‌افزایی آنها نسبت به همدیگر و نهایتاً هم‌افزایی ملی است. در كشوری كه با مبانی خاص معرفت‌شناختی و آرمان‌های الهی اداره می‌شود، وحدت قوا یك هم‌افزایی دینی نیز به شمار می‌آید. یعنی یك موقعیت‌های جدیدی نه‌تنها در عرصه‌ی نهادی و ملی، كه در عرصه‌ی آرمانی هم مد نظر قرار می‌گیرد. وقتی شرایط حساس می‌شود و دشمن شكست سیاست‌های خاص یك نظام سیاسی یا همه‌ی اركان یك نظام سیاسی را مد نظر دارد و فراتر از آن شكست یك آرمان بزرگ الهی را مد نظر دارد، این وحدت ضرورت بیشتری پیدا می‌كند. به تعبیر دیگر، وحدت قوا در هر كشوری و مخصوصاً در كشوری با آرمان‌های الهی فی‌نفسه بسیار مهم و ضروری است و در شرایط حساس، این ضرورت مضاعف می‌شود.

در نظام جمهوری اسلامی هیچ قوه‌ای بدون كمك قوای دیگر نمی‌تواند موفق باشد. ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به گونه‌ای تنظیم شده كه نهادها از یك در هم تنیدگی برخوردارند و موفقیت یك بخش مستلزم همكاری بخش‌های دیگر است. رهبر معظم انقلاب در دیدار رمضانه دو سال گذشته فرمودند:«وحدت مسئولان يك فريضه مهم است و تعمد در بر هم زدن آن، خلاف شرع به شمار مي رود. »

اما این درگیری ها که نه تنها هم افزایی ندارد بلکه مسیر حرکت را کند می کند تنها مایه سرخوشی دشمنان را فراهم خواهد کرد. اینکه امروز کاخ سفید به خودش اجازه دهد در مورد مسائل داخلی ایران موضع گیری کند و بگوید:« همان طور که در ۳۶ ساعت گذشته دیده ایم، جای شک نیست که تحریم های اعمال شده ... همان طور که هدفشان بوده، به طور چشمگیری توانسته اند بر اقتصاد ایران تاثیر منفی بگذارند.» و مشکلاتی که سودجویان و دلالان در بازار ایران بوجود آورده اند را به حساب قدرت فشار تحریم های خودشان بگذارند و بگویند:« مردم ایران نظام را مقصر می داند»

اینکه فلان خبرنگار بیاید و به رئیس جمهور بی احترامی کند زشت است و البته اینکه رئیس جمهور هم به کس دیگری بی احترامی کند زشتی مضاعف دارد. اینکه بگوییم همه مقصرند و من بی تقصیر؛ خب ثمره این می شود که اگر کسی بخواهد دست در دست شما بدهد و کمکتان کند؛ دیگر این کار را نمی کند.

سیاه نمایی از جامعه خوب نیست و سفید نمایی صرف نیز حقیقت ندارد اما نکته اینجاست که تخریب یکدیگر کاری را جلو نمی برد.

شهردار بگوید: «اینقدر عمار بودن را به رخ هم نکشید؛ من هم موضع داشتم شما ندیدید و دارید تهمت می زنید و جو سازی می کنید»؛ احمدی نژاد هم بگوید: «بنده از جایی رد شدم که پر از درختان قدیمی بود که همه ‌آنها را برای خیابان کشی برداشتند ولی هیچ خبری منتشر نشد. امروز درباره هزینه‌کردها هیچ خبر و سؤالی مطرح نمی‌شود و معلوم است که اقدامات رسانه‌ها یکطرفه است و انگار کسی در کشور جز دولت ایراد ندارد.»

همه اینها در شرایطی است که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها از جنگی که در آن قرار داریم گفته اند و هشدار داده اند که آنها می خواهند با جنگ روانی و اختلاف افکنی نظام را تضعیف کنند.

متاسفانه وحدت سران قوا خط قرمزی است که به راحتی از سوی آنها شکسته می شود و ترکش هایش را مردم تحمل می کنند. مسئولین ما باید بدانند جنگ های سیاسی آنها به قیمت چه تمام می شود و چه هزینه هایی برای نظام خواهد داشت!

جنبش دانشجویی و «کارویژه‌ای» که دیگران از آن می‌ترسند

انقلاب اسلامی ایران به پشتوانه حضور مردم و به رهبری خمینی کبیر به پیروزی رسید و نقطه عطفی را در تاریخ جهان بر جای گذاشت؛ در این عرصه جنبش دانشجویی به عنوان آوانگارد جریانهای انقلابی ثابت کرد که همواره به عنوان شاقول حرکت های اجتماعی سیاسی و فرهنگی شناخته می شود و البته آن را در عرصه 8 ساله جنگ سخت نیز به رخ کشید.

این نقش جنبش دانشجویی تا آن حد ظهور و بروز پیدا کرد که رهبر انقلاب در جمع اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل آنها را حلقه های پیش برنده نظام می خواند و می فرماید: «برخی از استراتژیست های خارجی در اوایل انقلاب این تحلیل را دادند که انقلاب ایران از روش های ویژه ای برای تثبیت، رشد و پیشرفت خود بهره برداری کرده که بی سابقه است؛ که از جمله اینها ایجاد انجمن های اسلامی است و اینها هسته های انقلابی مومنی هستند که انقلاب متکی به اینها است. هر چند انها دیر فهمیده بودند اما درست فهمیده بودند. انجمن های اسلامی در هر جا عبارت بودند از آن مجموعه های پر انگیزه با ایمان های روشن، با احساسات پر جوش که مثل یک موتوری همه آن مجموعه را با خودشان حرکت می دادند و پیش می بردند و انجمن های اسلامی دانشجویان در طول زمان کارهای با ارزشی را در دانشگاه ها انجام دادند.»

امروز اما جنبش دانشجویی به لحاظ پیچ تاریخی جهان در جایگاه بسیار ویژه ای قرار دارد و ضربان حرکت او نه تنها نبض جامعه ایران بلکه شریان جهان اسلام را تحت تاثیر قرار می دهد فلذا قدم های این جنبش باید حساب شده تر از قبل و دقیق تر باشد. در سال آینده تحصیلی جنبش دانشجویی باید به چند نکته مهم توجه کند که اجمالا بدان می پردازم:

1-در پیچ تاریخی حاضر آنچه پیشبرنده گفتمان دینی ایران اسلامی است، بدنه ای از جامعه باید مبلغ اندیشه دینی انقلاب ما باشند و این بدنه کسی نیست به جز همین جنبش دانشجویی که باید با تسلط بر مبانی فکری نظری اسلام در عرصه جنگ نرم حضور پیدا کند و از خشم غرب در مقابل اسلام و توهین هایی که از سر ضعف تئوریک آن نشأت می گیرد پیداست که دانشجویان می توانند در این عرصه موفق باشند.

رجوع جنبش دانشجویی به آرا و نظرات نخبگان فکری گفتمان انقلاب همچون اندیشه های شهید مطهری؛ آیت الله مصباح یزدی و استاد رحیم پور ازغدی در حیطه اعتقادی، شهید آوینی در حیطه فرهنگی ، بازخوانی آرای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در زمینه نظام سازی باید در اولویت امور باشد و از طرفی معرفی این مراجع فکری به دانشجویان نیز تنها از دست همین جریان بر می آید که در دانشگاه به عنوان جهت نمای باقی دانشجویان شناخته می شوند.

2-همچنان که جنبش دانشجویی در ایران مرکز ثقل حرکت های اجتماعی محسوب می شود؛ این جریان در کشور های دیگر نیز همین نقش را ایفا می کند و برای انتقال مفاهیم انقلاب به ملت های دیگر باید این اندیشه ها به جریان دانشجویی آن برسد و این نیاز حس می شود که راهکاری برای ارتباط دانشجویان فعال ایران با سایر کشور ها بویژه کشورهای جهان اسلام ایجاد شود.

 

3-امروز که عرصه جنگ سخت جای خود را به جنگ نرم داده است جنبش دانشجویی باید بداند که استقلال و پیشرفت فرهنگ پایه استقلال و پیشرفت اقتصاد و سیاست و اساس قدرت بازدارندگی ملت‌ها در برابر دنیای سلطه است پس باید کار فرهنگی آن هم به شکل جبهه ای راهبرد اصلی این جریان باشد و توزیع محصولات فرهنگی گفتمان انقلاب اسلامی دستور کار عملیاتی تشکلهای دانشجویی قرار بگیرد.

4-هر حکومتی برای الگو قرار گرفتن علاوه بر پشتوانه ایدئولوژیک نیاز به اثبات کارامدی دارد و این مهم محقق نمی شود مگر به سیمای پیشرفت؛ پیشرفتی که عدالت را به همراه خود به ارمغان بیاورد. ایران به پشتوانه ایدئولوژی اسلامی خود توانسته است فکر نوینی را به جهانیان معرفی کند و با سلاح مقاومت کارآمدی خود را نشان دهد اما ادامه راه منوط به تولید هر چه بیشتر علم به عنوان گرانبهاترین کالای جهانی است. علمی که می تواند زمینه ساز ایجاد یک اقتصاد ایمن و جامعه ای بی نیاز و مستقل باشد.

ایجاد بستر مناسب آزاداندیشی و تبادل آرا که به تولید فکر نو و تفکر و تعقل دانشجو می انجامد و خوراک اساتید متعهد و متخصص را فراهم می آورد در این مجال به شدت حس می شود و جنبش دانشجویی باید با توان مضاعف برای تحقق این خواسته که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تاکید کرده اند همت گمارد.

5-لازمه دانشگاه پویا؛ دانشجوی با نشاط است و نشاط سیاسی یکی از تاثیر گذارترین حیطه های دانشجویان می باشد. جنبش دانشجویی بنا به وظیفه خود باید این نشاط سیاسی و فضای تضارب آرا را بوجود بیاورد. کار سیاسی به معنای آگاهی بخشی سیاسی و شناساندن عرصه سیاست به دانشجویان تنها بواطه تحلیل های هم جنس آنها باید صورت پذیرد و باید به جامعه با همان ذره بینی نگاه کرد که دانشجو نگاه می کند نه آنکه سیاسیون بر اساس مطامع حزبی و گروهی خود نشان می دهند.

گفتمان سازی وظیفه تشکلهای دانشجویی و مطالبه رهبر معظم انقلاب از آنهاست. گفتمانی که جهت بخش جریان های سیاسی قرار گیرد و مطابات اصلی مردم در آن به چشم آید. نکته مهمی که نباید مغفول واقع شود این است که فرهنگ دینی جدای اط سیاست آن نیست و سیاست بدون اجتماع نمی شود و همه اینها در یک جهت قرار می گیرد که محور آن گفتمان است.

6-نقد عالمانه و واقع بینانه نسبت به فضای کشور تکمیل کننده پازل پیشرفت است و انتقاد به فضای اجتماعی از وضع موجود به وضع مطلوب دستور کار جنبش دانشجویی است. استقلال جنبش دانشجویی که قطعا به استقلال دانشگاه می انجامد در کنار آرمانخواهی همراه مصلحت سنجی و بدور از محافظه کاری جلوه گر زیباترین شعارهای انقلاب خواهد بود و این سازکاری است که نسبت جنبش دانشجویی را با نهاد های مختلف فرهنگی سیاسی و اجتماعی کشور مشخص می کند.


انتشار مطلب در سایتهای:

خبرنامه دانشجویان ایران

خبرگزاری دانشجو

وزن خوب‌ها و بدها در تلویزیون مثل ترازوی کم فروش‌ها!

ایجاد کلید واژه ای به نام «رسانه» تحولات شگرفی در جهان ایجاد کرد؛ البته نه تا بدان جا که مک لوهان معتقد است «رسانه همان پیام است» اما نباید تاثیر این پدیده را منکر شد. با دو پیش فرض بر اساس کار رسانه ای می خواهیم به بررسی عملکرد «رسانه ملی» در مورد یکی از مهمترین پدیده های رسانه ای کشور بپردازیم. «جشنواره فیلم مقاومت» که می توانست نقش خوبی در ذهن مردم پیدا کند اگر صدایش و تصویرش در قاب سیما برای مردم ایران به موقع، بجا و درخور مقاومت پخش می شد.

رسانه ملی به عنوان بزرگترین حامی جشنواره برایش چه کرد؟

جشنواره فیلم مقاومت دوازدهمین دوره خود در کرمان را پشت سر گذاشت و از 31 شهریور همزمان با هفته دفاع مقدس به مدت یک هفته برقرار بود و اختتامیه آن هم جمعه شب بر گزار شد. جشنواره ای که به اذعان بسیاری از هنرمندان یکی از باشکوه ترین دوره را به خود دیده بود اما جای مناسبی در رسانه ملی نداشت. وقتی به لیست حامیان این جشنواره نگاه می کنی با لوگوی بزرگی از صدا و سیما مواجه می شوی که در صدر حامیان این جشنواره قرار دارد اما وقتی به بروز این جشنواره در رسانه ملی - تلویزیون و رادیو - بنگریم می بینیم کمترین توجه خبری از سوی همین حامی قوی هیکل جشنواره صورت گرفته است. فراموش نکردیم جشنواره فجر را که هر شب از ساعت 19 فرزاد حسنی زنده روی موج رادیو بود و از برج میلاد برای ما برنامه اجرا می کرد و شبکه 4 که برنامه زنده داشت و خبرهای 20:30 و سراسری و .... به آن می پرداختند اما در یک هفته برگزاری این جشنواره بین المللی فیلم مقاومت که مروج گفتمان انقلاب است و می توانست برای رسانه ملی فرصتی بزرگ به حساب آید کمترین توجهی بدان نشد و به جز شبکه تازه تاسیس «شما» که هنوز مخاطب خود را بدست نیاورده است آن هم فقط برای مراسم افتتاحیه و اختتامیه دیده نشد.

کمترین تاثیر رسانه آن است که جهت فکری افکار عمومی را مشخص کند و می تواند تا آنجا پیش رود که دانشگاه عمومی گردد

یکی از اندیشمندان علوم ارتباطی در غرب که او را واضع نظریه «برجسته سازی رسانه ای» می دانند معتقد است «رسانه ها با برجسته ساختن بعضی از موضوع ها و رویدادها، بر آگاهی و اطلاعات مردم تأثیر می گذارند. گرچه نمی توانند تعیین کنند که مردم «چگونه» بیندیشند؛ اما می توانند تعیین کنند که «درباره‌ی چه» بیندیشند» این البته سطحی ترین کاری است که یک رسانه می تواند بکند و به قول امام خمینی (ره) :« اهميت راديو- تلويزيون بيشتر از همه است. اين دستگاه ها دستگاه هاي تربيتي است؛ بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها تربيت بشوند؛ يك دانشگاه عمومي است. دانشگاه ها دانشگاه هاي موضعي است. اين يك دانشگاه عمومي است يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشور گسترده است.» (بيانات در 29/12/57) حال با این عبارات به اهمیت ویژه صدا و سیما در جهت دهی افکار پی می بریم و به سراغ فرض دوم می رویم.

رسانه ملی جمهوری اسلامی باید مبلغ کدام اندیشه باشد؟!

هر رسانه ای مبلغ یک اندیشه است و اصلا این فرهنگ و اندیشه است که زیر بنای یک کار رسانه ای قرار می گیرد. رسانه های بسیاری در جهان وجود دارند که مبلغ لیبرال دموکراسی غرب اند و آن را به نحو احسنت انجام می دهند و رسانه هایی خود را متعهد به اندیشه ای دیگر می دانند؛ رسانه ملی ما نیز یک اندیشه را منتقل می کند و پیامی را به مخاطبینش منتقل می سازد. با این دو فرض به سراغ صدا و سیمای جمهوری اسلامی می رویم.

رسانه ملی جمهوری اسلامی خود را بلندگوی اندیشه اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) می داند و قرار است آرمان های انقلاب اسلامی را در جهان فریاد بزند. بنا به آمارهای صدا و سیما بیش از 65 درصد مردم اطلاعات و دانستنیهای مورد نیاز خود را از این رسانه دریافت می‌کنند پس مهمترین وسیله برای انتقال پیام انقلاب به حساب می آید.

رسانه ملی اگر سبک چگونه دیدن و چگونه فکر کردن انقلابی و اسلامی را نمی تواند به مخاطبین بیاموزد لااقل با جهت‌دهی می تواند به مردم بگوید که به چه فکر بکنند. اگر این دانشگاه عمومی بخواهد درس ایثار، فداکاری، مقاومت و دفاع را به تصویر بکشد و خط سرخ شهادت که به قول فوکو یاما یکی از دو بال پرش جمهوری اسلامی است را در ذهن مخاطب ترسیم کند جز معرفی آثار حوزه دفاع مقدس مگر می تواند کار دیگری انجام دهد و اصلا غیر از «جشنواره مقاومت» مگر جایگاه دیگری برای معرفی این آثار هست.

برای رسانه ملی گفتمان انقلاب مهم تر است یا بروکراسی امپراطوری کره در قرن های گذشته؟!

به نظر دست اندر کاران رسانه ملی برای اینکه بخواهیم این دغدغه را در ذهن مخاطب شکل دهیم که به دفاع و مقاومت فکر کند بهتر نیست این جشنواره را بجای شبکه «شما» از شبکه سوم سیما پخش کنیم؟ یا از نظر کارشناسی این علما دیدن بروکراسی امپراطوری کره در قرن ها پیش و افسانه های دونگ بی و.... برای مخاطبین رسانه ملی با ارزش تر است؟

بهتر است مسئولین صدا و سیما یک بررسی اجمالی از تماشای شبکه های صدا و سیما در هفته گذشته بیاندازند و ببینند در ساعت پیک(20 الی 23) تماشای تلویزیون مردم بیشتر به کدام شبکه رغبت داشته اند؟ که بدون شک نتیجه چیزی غیر از شبکه 2 نبوده و آن اهمیت فیلم های دفاع مقدس برای ایرانیان است.

مردم برنامه های تقلیدی ماهواره را می پسندند یا سریال های فاخری چون «کلاه پهلوی»؟!

چرا باید رسانه ملی میلیارد میلیارد برای ساخت برنامه هایی هزینه بکند که تنها کارشان تقلید از ماهواره است و بجای اندیشه انقلاب بیشتر برای ماهواره مشتری جذب می کند؛ در حالی که ما سالیانه شاهد پخش تنها یک سریال فاخر همچون «کلاه پهلوی» می باشیم؟ رضایت بالای 90 درصد از تماشای سریال هایی همچون یوسف پیامبر(ص)، در چشم باد، مدار صفر درجه، سالهای مشروطه، تبریز در مه، شهریار، مختارنامه و اخیرا کلاه پهلوی نباید برای رسانه ملی علامتی باشد تا ذائقه مردم را بفهمد؟

رسانه ملی تیغ دو پهلویی است که یا برای انقلاب برش دارد یا گوش انقلاب را می برد!

اگر رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه ملی اصلاح بشود، يك كشور را مي تواند اصلاح كند و اگر- خداي نخواسته- انحراف پیدا کند، يك كشور را مي تواند منحرف كند چناچه امام این دانشگاه عمومی را در وصیت نامه این چنین وصف می کند: «راديو و تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها از ابزارهاي موثر تباهي و تخدير ملت ها خصوصا نسل جوان بوده است، در اين صدسال اخير به ويژه نيمه دوم آن چه نقشه هاي بزرگي از اين ابزار چه تبليغ ضداسلام و ضدروحانيت خدمتگزار... به طوري كه افتخار بزرگ فرنگي مآب بودن در تمام شئون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به ويژه در خانم هاي مرفه يا نيمه مرفه بود...» (وصيت نامه سياسي-الهي امام خميني«ره»)

با توجه به دو پیش فرض و توضیحات تفضیلی آن باید گفت رسانه ملی نه تنها نتواست به مردم بگوید که چگونه فکر کنند بلکه این قابلیت را هم نداشت که بگوید لااقل به چه فکر بکنید!