پشت چراغ قرمز جایی خوبی برای فکر کردن است

پشت چراغ قرمز جایی خوبی برای فکر کردن است؛ حالا اگر راننده نباشی و حواست به چراغ نباشد که در فکر فرو می روی. چشمت را به بیرون پنجره ماشین بدوز؛ درختان را نگاه کن!

با بادهای پاییزی و زمستانی این فصل دیگر برگی روی درختان نیست اما همچنان لانه آن دو کبوتر عاشق که به زحمت شاخههای ریز را در هم تنیده اند بدون تکان سر جایش هست؛ واقعا باید بنازیم به خلقت خداوند که چه مهندسینی را در بین مخلوقاتش دارد؛ با این همه باد و باران ذره ای خلل در لانه آنها ایجاد نمی شود!

اما بزرگی خدا نه در خلق این موجودات است بزرگی خداوند را در این بنگر که کبوتری که نه انبار آذوقه ای دارد و نه سبد کالایی بدان تعلق می گیرد غذای هر روزه اش برایش فراهم می شود. این خدایی که او را فراموش نمی کند آیا من را فراموش می کند؟ نه والله!

پیام رهبر انقلاب به اتّحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل

پیام شفاهی رهبر انقلاب اسلامی به اتّحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل(۱)، صبج امروز توسط حجت‌الاسلام‌ محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های كشور، در مشهد مقدس قرائت شد.
متن پیام شفاهی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به شرح زیر است:

سلام مرا به فرزندان انقلابی‌ام برسانید و از تلاشهای جهادگونه‌ی آنان در ترویج و پاسداری از آرمانها‌ی امام و انقلاب تشكّر كنید و چند نكته را به آنان یادآوری كنید:
۱) در كنار تحصیل علم و دانش، از فرصت جوانی برای تهذیب نفس و انس با خدا و آشنایی عمیق با معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌‌السّلام) بهره ببرید.
۲) شما افسران جوان جنگ نرم هستید و عرصه‌ی جنگ نرم، بصیرتی عمّارگونه و استقامتی مالك‌اشتروار میطلبد؛ با تمام وجود، خود را برای این عرصه آماده كنید.
۳)نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تحلیل كنید و برای رویارویی با آن، تمام ظرفیّتهای خودتان را به‌كار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.
۴)تشكیلات میتواند معبد باشد، ولی مبادا تبدیل به معبود گردد؛ اصول و ارز‌شهای عقیدتی و معنوی خودتان را در قالب تشكیلات حفظ، و بر صمیمیّت و همدلی بین اعضا تأكید كنید.
۵)افقهای روشنی در مقابل شما جوانان قرار دارد، این كشور و انقلاب با دست پرتوان شما آینده‌ای امیدبخش در پیشِ‌رو خواهد داشت؛ بر تلاشهای خود بیفزایید و برای رسیدن به قلّه‌های پیشرفت و تعالی از همدیگر سبقت بگیرید.

آزادی بیان، احترام به آرای منتقدان و جایگاه مردم در چند اپیزودی دولت یازدهم

اپیزود اول:: من سرهنگ نیستم، من حقوق دانم


در اثنای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم؛ که به گفته همه نظرسنجی ها قالیباف در صدر آرا قرار داشت؛ روحانی از عدم وحدت اصولگرایان کمال استفاده را کرد و با سیاست ورزی، خود را نماد تغییر وضع موجود نشان داد. روحانی در همه نطق ها و مناظرات تلویزیونی از دو دولت خاتمی و هاشمی مطلقا دفاع می کرد و هر آنچه در 8 سال گذشته اتفاق افتاده بود نفی می کرد.

حسن روحانی از سوی دیگر خود را نماد آزادی بیان نشان داد و در شعار های انتخاباتی اش اعلام کرد که آمده است تا عزت و غرور ملی را با کلید تدبیر خود بازگرداند. وی از اشتباه تاریخی قالیباف نیز کمال استفاده را کرد و گفت: «من سرهنگ نیستم؛ من یک حقوق دانم»

اپیزود دوم:: که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

پس از انتخاب روحانی به عنوان ریاست جمهوری، در مراسم تنفیذ اعلام کرد که «مردم در انتخابات 24 خرداد حماسه‌ای بزرگ آفریدند و با حضور کم‌نظیر خود از شکاف‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کاستند و بر وفاق و همگرایی ملت و منزلت جهانی بیشتر ایران تاکید کردند. نشاط و امیدی که از دل انتخابات برآمد، سرمایه اجتماعی جدیدی را برای ایران مهیا کرد؛ سرمایه‌ای که نه تنها موجب رفع و دفع مخاطرات و تهدیدات از دامان کشور شد، بلکه فرصت جدیدی را برای جهش در جهت پیشرفت همه‌جانبه کشور به وجود آورد.»

وی همچنین با اشاره به اینکه "مسئولیت محوری من، حفظ امید و اعتماد مردم است"، خاطرنشان کرد: مردم در انتخابات شگفتی‌آفریدند. بعد از این نوبت تکلیف ما مسئولان است که در همه سطوح نظام حقوق و تکالیف مردم را محترم بشماریم. حداقل انتظار مردم از دولت جدید، ایجاد ثبات در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهایی است که کشور با آن مواجه است. روحانی در آخرین کلام به شعر حافظ متمسک شد و گفت: همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس. که دراز است ره مقصد و من نوسفرم.

اپیزود سوم:: آزادی مطبوعات فعلا تعطیل؛ دانشجویان بعدا!

در اوایل آبان ماه بود که همه رسانه های مجازی و مکتوب و همچنین علاقه مندان حوزه رسانه در تکاپو بودند تا خود را برای نماد آزادی بیان در جمهوری اسلامی آماده کنند. با توجه بدان که این ایام متقارن شده بود با مذاکرات تیم هسته ای و دولت نمی خواست صدای منتقدی بلندگو داشته باشد؛ نمایشگاه مطبوعات را موقتا تعطیل اعلام و قول برگزاری آن را در بهمن ماه داد-اگرچه دولت به وعده خود عمل کرد و عدم برگزاری نمایشگاه را رسما اعلام کرد(!)-

تنها یک ماه پس از این اتفاقات روحانی پا در دانشگاه شهید بهشتی گذارد. اگرچه قرار بود این اولین دیدار تشکل های دانشجویی کشور با آقای رئیس جمهور باشد و نمایندگان اتحادیه های دانشجویی به طرح آزادانه پرسشهای خود از رئیس جمهور بپردازند به رسم آزادی بیان ساعاتی قبل از برگزاری مراسم از سوی نهاد ریاست جمهوری به تشکل های دانشجویی اعلام شد؛ حق پرسیدن سوال و درخواست مطالبه از رئیس جمهور تعطیل! البته این آزادی بیان در همان هفته ها تکرار شد و تیم نهاد ریاست جمهوری در گزارش صد روزه دولت مجریان را تغییر داد و مجریان مد نظرش را نیز قرنطینه کرد و بدان ها تذکر داد که هر چه ما میخواهیم پرسیده می شود!

اپیزود چهارم:: توافق انجام شد؛ هسته ای متوقف

بعد از چند روز تلاطم در اخبار جهان صبح 3 آذر اعلام شد؛ ایران با 5+1 به توافق رسیده است. "اقدام مشترک"ی که بعد از انتشار مشخص شد امتیازات زیادی را از سوی ایران به طرف غربی داده و در قبال آن امتیازات نامتوازنی را دریافت کرده است اما ظریف در کنفرانس بعد از آن اعلام کرد: «دستاورد این مذاکرات آن بود که حقوق هسته ای ایران به رسمیت شناخته شد». حسن روحانی نیز در نامه ای خطاب به رهبر انقلاب اعلام کرد:« دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در كنار آن با توقف روند تحریم‌های ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریم‌های یك‌جانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است.»

رهبر انقلاب با آینده نگری ضمن حمایت از دولت و حفظ سرمایه اجتماعی در پاسخ نامه رئیس جمهور نوشتند :«دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشكر است» پس از آرام شدن هیجانات دولتمردان، رسانه ملی و رسانه های جهان، منتقدان زبان به انتقاد از آنچه مورد توافق قرار گرفته است پرداختند و توافق را نامتوازن اعلام کردند اما دولت در پاسخ سکوت کرد.

اپیزود پنجم:: لبوفروشان و تاکسی ران ها حق اظهار نظر ندارند

همزمان با ارائه منشور حقوق شهروندی از سوی دولت، دکتر محمود سریع القلم؛ نظریه پرداز اصلی و مشاور بین الملل ریاست جمهوری در همایش «امام موسی صدر و ستیز با پوپولیسم» با بیان آنکه رفتار صدا وسیما پوپولیستی است و برای جلب نظر خود به سراغ لبوفروشان و تاکسی رانان می رود مردم فاقد صلاحیت اظهار نظر در خصوص مسائل کشور از جمله مسئله هسته ای و... دانست. این سخنان بازتاب های وسیعی در جامعه ایجاد کرد اما رئیس جمهور کمتر توجهی به اعتراضات صورت گرفته انجام نداد تا مصداق عملی بر احترام نسبت به حقوق شهروندی باشد.

اپیزود ششم:: آنان که به روحانی رأی ندادند بی قانون اند!

عمده کارشناسان و تحلیلگران پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را یک موفقیت گفنمانی نمی دانند و شکنندگی آرای روحانی را از 50.7 درصد آرای آن نمایان می دانند. اگر چه رئیس جمهور محترم در اولین کنفرانس خبری خویش اعلام کرد که رئیس جمهور همه ملت ایران است اما ترکان مشاور عالی ریاست جمهوری در مصاحبه ای با توهین نسبت به ملت ایران و تفرقه میان آحاد جامعه اعلام کرد:« شما فكر نكنيد كه يك نفر در مملكت وجود دارد كه مي‌گويد من قانون را قبول ندارم؛ بلكه اين يك جريان مشخص بود كه مي‌گفتند ما قانون را قبول نداريم. اكنون ۴۹.۵ درصد آرا را شامل مي‌شوند.» وی البته پیش تر نمایندگان مجلس را مورد عنایت قرار داده و ضمن آنکه مخالفان دولت را در 80 نماینده می دانست؛ گفته بود: «80نفر از نمایندگان در حال توطئه علیه دولت هستند»

اپیزود هفتم:: منتقدان عده‌ای «بی‌سواد» هستند

احترام به نظر منتقدان در 15 بهمن امسال به اوج خود رسید. اسحاق جهانگیری در مراسم تودیع و معارفه رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد:« در بخش سیاست خارجی گام‌های مهمی برداشتیم و مخالفت‌هایی که در حال حاضر می‌شود بیش‌تر از روی حسادت است.» این خبر زمانی منتشر شد که همزمان رئیس جمهوری محترم ایران در دانشگاه شهید بهشتی به ادای سخنرانی مشغول بود. روحانی در سخنرانی خود با "بی سواد" خطاب قرار دادن منتقدین توافقنامه ژنو گفت: «چرا یک عده کم سواد باید حرف بزنند؟ اساتید دانشمند ما، بزرگان دانشگاه‌ها چرا خصوصی حرف می‌زنند؟ چرا نمی‌آیند در میدان حرف بزنند؟ آینده تاریخ بر ما نمی‌بخشد.»

پرده آخر:: فردایی نیز باقی است!

دولت به دلیل عدم وجود پایگاه اجتماعی ثابت در شش ماه گذشته تلاش داشته است تا جمعیتی را برای خود جمع آوری کند در این بین سخنان دولت و بی احترامی های اعضای آن به ملت بیش از آنکه موجبات تحبب قلوب نسبت به روحانی شود تنفر عمومی را نسبت به دولت به وجود آورده است. عدم التزام به ولی نعمت بودن مردم، بستن دهان منتقدان و تکلم وحده دولت باعث خواهد شد که نه تنها امید به جامعه تزریق نشود بلکه سرخوردگی عمومی حاصل آید. اما آنچه نباید فراموش کرد آن است که مسئولین در مظان رأی مردم قرار دارند و روحانی چهار سال بعد نیز در ترازوی آرا ملت قرار خواهد گرفت. مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در یکی از سخنرانی های خود با خواندن این بیت معروف "دیدی که خون ناحق پروانه شمع را / چندان امان نداد که شب را سحر برد" به افرادی که مست قدرت شدند و در قدرت ناپایدار بوده اند و اشاره کردند و فرمودند:«به شخصیت های مملکتی بگویید که اگر خدای نکرده برخی از آنها مست اند؛ مستی را کنار بگذارند و خدمت به ملت کنند؛ تا انشالله دوره بعد هم سر کار باشند!»

وطن امروز

خطاي استراتژيك پدرخوانده؛ هاشمی و فعال کردن ظرفیت های منفی!

تغییر مداوم موقعیت ها و اشخاص در يك نظام سياسي از جمله ویژگی هايي است كه برای جوامع و حكومت ها پذيرفته شده است. فعالين رسانه اي، تحليلگران و سياستمداران بر اين نكته صحه مي گذارند كه هاشمي 57 با هاشمي 68، هاشمي 68 با هاشمي 76، هاشمي 76 با هاشمي 84 و ... چه در نوع و کیفیت نقش‌آفرینی و رفتارهاي هاشمي و چه در نوع مخاطبين متفاوت است.

سياست به مثابه مسابقه اي است كه در آن عده اي «بازیگران» بازي و برخي «بازیگردانان» زمين مسابقه هستند که بازیگران عمدتا «کنش‌پذیر» و بازیگردانان «کنش‌گرند». در واقع اين بازیگردانان اند ‌که توانایی شکل دادن به قواعد بازی و ساختن صحنه عمل سیاسی را دارند و بازیگران بیشتر فعالان منفعلی هستند که در چارچوب این قواعد و صحنه سیاسی ساخته شده، بازی مي كنند. آنچه یک فرد یا گروه یا نهاد را بازیگردان می‌کند، غلبه کنش‌های عقلانی‌اش بر کنش‌های غریزی‌اش است؛ از سوي ديگر احساسات عاطفي نسبت به گروه ها، جريانات و اشخاص باعث مي شود يك فرد به كنش هاي غريزي دست بزند و به بازيگر سياسي تبديل شود.

در رفتار سیاسیِ هاشمی فرازهايي از هر دو سياست ورزي غريزي و عقلاني با نتایج متفاوت دیده می‌شود. وي در انتخابات سال 76 سياست ورزي عقلاني را پيشه كرد و با آنكه دولت خاتمي در اصل دولت جديد هاشمي بود و سياست هاي كارگزاران را ادامه مي داد اما تا مدت ها ناطق را گزينه مورد نظر هاشمي مي دانستند و از سويي رفتار هاشمي در خرداد 88 ترجمان سیاست‌ورزی غيرعقلاني است كه منجر به كنش هاي غريزي از سوي وي مي شود. هاشمي در اين برهه با ورود خود به صحنه انتخابات و حمايت تمام قد از موسوي و انتقاد از احمدي نژاد دو گانه موسوي-احمدي نژاد را به دوگانه احمدي نژاد-هاشمي كه اتفاقا مورد نظر احمدي نژاد نيز بود؛ تبديل كرد و بدين ترتيب خود را بازنده اصلي انتخابات سال 88 قرار داد.

ظرفیت منفی هاشمی در زمين بازي سیاسی کشور آنچنان است که «خاتمی» و «احمدی‌نژاد» با تکیه بر همین ظرفیت منفی، رئیس‌جمهور شده و 16 سال ریاست دستگاه اجرایی را به عهده گرفته‌اند. در حالی که رقباي آنها در سالهاي 76 و 88 يعني «ناطق نوری» و «موسوی» با تصور چسبندگی آنان به هاشمی، سرنوشت کاملا متفاوتی پیدا کردند. یکی (ناطق نوری) سال‌های سال است که مجبور شده از سیاست بازنشسته شده و کناره‌گیری کند و دیگری (موسوی) به‌رغم حضور 30 ساله و موثر در درون نظام، امروز در موضع اپوزیسیون و در حاشیه قرار گرفته است.

آنچه كه هاشمي را از سال 84 به بعد؛ بويژه سال 88 تا كنون در فضاي سياسي كشور زنده نگه داشته بود مشي منتقدانه و صداي مخالفت وي با وضع موجود بود اما امروز سياست ورزي غريزي هاشمي بر سياورزي عقلاني او چيره شده است. هاشمي، اطرافيانش و رسانه هاي حامي وي در 4 سال گذشته با بالا بردن بار انتقادات به دولت دهم و سياه نمايي مطلق از وضع موجود، خواستار تغيير وضع موجود بودند. اين فشار بالا باعث شد؛ ظرفيت منفي وضع موجود از ظرفيت منفي هاشمي نيز بيشتر باشد و روحاني با شعار تغيير وضع موجود به دنبال كسب آرا رياست جمهوري باشد.

در اين ميان هاشمي رفسنجاني بعد از انتخابات رياست جمهوري دچار بزرگترين خطاي استراتژيك شده است. همچنان كه در بالا گفته شد هاشمي تا زماني ظرفيت فعالي در فضاي سياست دارد كه خارج از گود و در موضع مخالفت با وضع موجود صحبت كند اما امروز او در ميان ميدان و در موافقت با وضع موجود عمل مي كند.

هاشمي رفسنجاني پيش از انتخابات حمايت رسمي خود را از حسن روحاني اعلام مي كند و پس از انتخابات در جلسات متعدد با وي شركت مي كند و از احوال دولت سركشي مي كند تا آنجا كه به وي لقب «پدرخوانده دولت روحاني» را مي دهند. چند روز پيش نيز در گفتگويي به دفاع از دولت مي پردازد و مي گويد:« مجموعاً از وضعي كه الان دولت يازدهم دارد؛  راضي هستم»

وي در ادامه ابتدا به دفاع از شخص روحاني مي پردازد و مي گويد:«از اوايل انقلاب  با افكار ؛ عقايد و سليقه هاي آقاي روحاني آشنا بودم و تا الان  كاملاً ايشان را مي پسندم . قبل از اينكه خودم نامزد شوم، از ايشان خواسته بوديم كه نامزد شوند و شدند. بنابراين همان كسي است كه ما مايل هستيم اين مسئوليت را در اين مرحله حساس داشته باشد .»

اگرچه انتقادات بسياري بر چينش دولت هم از جانب اصولگرايان و هم از جانب اصلاح طلبان بر روحاني مي شود؛ هاشمي از دولت نيز دفاع مي كند و كابينه دولت را "معتدل و كاربلد" مي داند.

از سوي ديگر هاشمي كه امروز خود را مهمترين سند بر تاييد هر چيز مي داند بدون توجه به ظرفيت منفي خود همچنان براي ابراز مخالفت با جريان منتقدش از برچسب افراطي گرايان استفاده مي كند و در جلسه اي كه با جمعي از اعضاي انجمني موسوم به «دفاع از آزادي مطبوعات» دارد از مخالفت با سانسور صحبت مي كند و مي گويد:« كساني كه از بيان حقايق مي‌ترسند، از سانسور در رسانه‌هاي استفاده مي‌كنند.» اما كمتر از يك هفته وزير فرهنگ و ارشاد دولت مورد تاييدش كه شخصا(علي جنتي) نزديكي ويژه اي به هاشمي دارد دستور به توقيف مطبوعات را مي دهد.

نتیجه منطقی محدودیت اصلي هاشمي (ظرفیت منفی اجتماعی) این است که حضور صفی و مستقیم وی در عرصه سیاست که به چهره ‌به چهره شدن وی با مردم منجر می‌شود، بدترین نوع سیاست‌ورزی از سوی فردی مانند هاشمی است و سیاست‌ورزی عقلانی اقتضا می‌کند هاشمی به این محدودیت توجه کند. با این توصیفات باید گفت که مهم‌ترین خطاي استراتژيك هاشمی در فضاي سياسي فعلي «ظرفیت منفی اجتماعی بالای او» و به تعبیری دیگر «خود هاشمی» است.

اگرچه اطرافيان و رسانه هاي حامي خاتمي و هاشمي تا كنون تلاش كرده اند تا از امتياز دولت بهره مند شوند و هزينه هاي آن را متحمل روحاني كنند اما هاشمي رفسنجاني با اين گونه كنش هاي غريزي هاشمي منجر به فعال شدن ظرفيت منفي او در جامعه است كمااينكه پايگاهي كه به دليل مخالفت با سيستم از وي حمايت مي كردند به تدريج از وي فاصله خواهد گرفت.

در جمع‌بندی موارد بیان شده می‌توان به گفته دكتر پرويز اميني؛ جامعه شناسي سياسي اشاره كرد كه بهترین نوع نقش‌آفرینی سیاسی هاشمی در چارچوب یک سیاست‌ورزی عقلانی و با عنایت به امتیازات و محدودیت‌هایش بویژه ظرفیت منفی اجتماعی که وی از آن بهره‌مند است، در چند نکته به شکل زیر است:

 1- بر عهده گرفتن نقش ستادی و پرهیز از حضور مستقیم و صفی در امر سیاسی( تجربه منفی انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم)

2- انتخاب کنش‌ها و به تعبیری الگوهایی از کنش سیاسی در صحنه سیاسی که مخالفان وی نتوانند عرصه سیاسی را به 2 قطبی خود و هاشمی تبدیل کنند (تجربه منفی انتخابات دهم)

3- مبهم نگه داشتن موضع حمایت نسبت به دولت تا آنچه كه در دولت انجام مي شود به پاي هاشمي نوشته نشود (تجربه مثبت انتخابات دوم خرداد 76)