ایجاد کلید واژه ای به نام «رسانه» تحولات شگرفی در جهان ایجاد کرد؛ البته نه تا بدان جا که مک لوهان معتقد است «رسانه همان پیام است» اما نباید تاثیر این پدیده را منکر شد. با دو پیش فرض بر اساس کار رسانه ای می خواهیم به بررسی عملکرد «رسانه ملی» در مورد یکی از مهمترین پدیده های رسانه ای کشور بپردازیم. «جشنواره فیلم مقاومت» که می توانست نقش خوبی در ذهن مردم پیدا کند اگر صدایش و تصویرش در قاب سیما برای مردم ایران به موقع، بجا و درخور مقاومت پخش می شد.

رسانه ملی به عنوان بزرگترین حامی جشنواره برایش چه کرد؟

جشنواره فیلم مقاومت دوازدهمین دوره خود در کرمان را پشت سر گذاشت و از 31 شهریور همزمان با هفته دفاع مقدس به مدت یک هفته برقرار بود و اختتامیه آن هم جمعه شب بر گزار شد. جشنواره ای که به اذعان بسیاری از هنرمندان یکی از باشکوه ترین دوره را به خود دیده بود اما جای مناسبی در رسانه ملی نداشت. وقتی به لیست حامیان این جشنواره نگاه می کنی با لوگوی بزرگی از صدا و سیما مواجه می شوی که در صدر حامیان این جشنواره قرار دارد اما وقتی به بروز این جشنواره در رسانه ملی - تلویزیون و رادیو - بنگریم می بینیم کمترین توجه خبری از سوی همین حامی قوی هیکل جشنواره صورت گرفته است. فراموش نکردیم جشنواره فجر را که هر شب از ساعت 19 فرزاد حسنی زنده روی موج رادیو بود و از برج میلاد برای ما برنامه اجرا می کرد و شبکه 4 که برنامه زنده داشت و خبرهای 20:30 و سراسری و .... به آن می پرداختند اما در یک هفته برگزاری این جشنواره بین المللی فیلم مقاومت که مروج گفتمان انقلاب است و می توانست برای رسانه ملی فرصتی بزرگ به حساب آید کمترین توجهی بدان نشد و به جز شبکه تازه تاسیس «شما» که هنوز مخاطب خود را بدست نیاورده است آن هم فقط برای مراسم افتتاحیه و اختتامیه دیده نشد.

کمترین تاثیر رسانه آن است که جهت فکری افکار عمومی را مشخص کند و می تواند تا آنجا پیش رود که دانشگاه عمومی گردد

یکی از اندیشمندان علوم ارتباطی در غرب که او را واضع نظریه «برجسته سازی رسانه ای» می دانند معتقد است «رسانه ها با برجسته ساختن بعضی از موضوع ها و رویدادها، بر آگاهی و اطلاعات مردم تأثیر می گذارند. گرچه نمی توانند تعیین کنند که مردم «چگونه» بیندیشند؛ اما می توانند تعیین کنند که «درباره‌ی چه» بیندیشند» این البته سطحی ترین کاری است که یک رسانه می تواند بکند و به قول امام خمینی (ره) :« اهميت راديو- تلويزيون بيشتر از همه است. اين دستگاه ها دستگاه هاي تربيتي است؛ بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها تربيت بشوند؛ يك دانشگاه عمومي است. دانشگاه ها دانشگاه هاي موضعي است. اين يك دانشگاه عمومي است يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشور گسترده است.» (بيانات در 29/12/57) حال با این عبارات به اهمیت ویژه صدا و سیما در جهت دهی افکار پی می بریم و به سراغ فرض دوم می رویم.

رسانه ملی جمهوری اسلامی باید مبلغ کدام اندیشه باشد؟!

هر رسانه ای مبلغ یک اندیشه است و اصلا این فرهنگ و اندیشه است که زیر بنای یک کار رسانه ای قرار می گیرد. رسانه های بسیاری در جهان وجود دارند که مبلغ لیبرال دموکراسی غرب اند و آن را به نحو احسنت انجام می دهند و رسانه هایی خود را متعهد به اندیشه ای دیگر می دانند؛ رسانه ملی ما نیز یک اندیشه را منتقل می کند و پیامی را به مخاطبینش منتقل می سازد. با این دو فرض به سراغ صدا و سیمای جمهوری اسلامی می رویم.

رسانه ملی جمهوری اسلامی خود را بلندگوی اندیشه اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) می داند و قرار است آرمان های انقلاب اسلامی را در جهان فریاد بزند. بنا به آمارهای صدا و سیما بیش از 65 درصد مردم اطلاعات و دانستنیهای مورد نیاز خود را از این رسانه دریافت می‌کنند پس مهمترین وسیله برای انتقال پیام انقلاب به حساب می آید.

رسانه ملی اگر سبک چگونه دیدن و چگونه فکر کردن انقلابی و اسلامی را نمی تواند به مخاطبین بیاموزد لااقل با جهت‌دهی می تواند به مردم بگوید که به چه فکر بکنند. اگر این دانشگاه عمومی بخواهد درس ایثار، فداکاری، مقاومت و دفاع را به تصویر بکشد و خط سرخ شهادت که به قول فوکو یاما یکی از دو بال پرش جمهوری اسلامی است را در ذهن مخاطب ترسیم کند جز معرفی آثار حوزه دفاع مقدس مگر می تواند کار دیگری انجام دهد و اصلا غیر از «جشنواره مقاومت» مگر جایگاه دیگری برای معرفی این آثار هست.

برای رسانه ملی گفتمان انقلاب مهم تر است یا بروکراسی امپراطوری کره در قرن های گذشته؟!

به نظر دست اندر کاران رسانه ملی برای اینکه بخواهیم این دغدغه را در ذهن مخاطب شکل دهیم که به دفاع و مقاومت فکر کند بهتر نیست این جشنواره را بجای شبکه «شما» از شبکه سوم سیما پخش کنیم؟ یا از نظر کارشناسی این علما دیدن بروکراسی امپراطوری کره در قرن ها پیش و افسانه های دونگ بی و.... برای مخاطبین رسانه ملی با ارزش تر است؟

بهتر است مسئولین صدا و سیما یک بررسی اجمالی از تماشای شبکه های صدا و سیما در هفته گذشته بیاندازند و ببینند در ساعت پیک(20 الی 23) تماشای تلویزیون مردم بیشتر به کدام شبکه رغبت داشته اند؟ که بدون شک نتیجه چیزی غیر از شبکه 2 نبوده و آن اهمیت فیلم های دفاع مقدس برای ایرانیان است.

مردم برنامه های تقلیدی ماهواره را می پسندند یا سریال های فاخری چون «کلاه پهلوی»؟!

چرا باید رسانه ملی میلیارد میلیارد برای ساخت برنامه هایی هزینه بکند که تنها کارشان تقلید از ماهواره است و بجای اندیشه انقلاب بیشتر برای ماهواره مشتری جذب می کند؛ در حالی که ما سالیانه شاهد پخش تنها یک سریال فاخر همچون «کلاه پهلوی» می باشیم؟ رضایت بالای 90 درصد از تماشای سریال هایی همچون یوسف پیامبر(ص)، در چشم باد، مدار صفر درجه، سالهای مشروطه، تبریز در مه، شهریار، مختارنامه و اخیرا کلاه پهلوی نباید برای رسانه ملی علامتی باشد تا ذائقه مردم را بفهمد؟

رسانه ملی تیغ دو پهلویی است که یا برای انقلاب برش دارد یا گوش انقلاب را می برد!

اگر رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه ملی اصلاح بشود، يك كشور را مي تواند اصلاح كند و اگر- خداي نخواسته- انحراف پیدا کند، يك كشور را مي تواند منحرف كند چناچه امام این دانشگاه عمومی را در وصیت نامه این چنین وصف می کند: «راديو و تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها از ابزارهاي موثر تباهي و تخدير ملت ها خصوصا نسل جوان بوده است، در اين صدسال اخير به ويژه نيمه دوم آن چه نقشه هاي بزرگي از اين ابزار چه تبليغ ضداسلام و ضدروحانيت خدمتگزار... به طوري كه افتخار بزرگ فرنگي مآب بودن در تمام شئون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به ويژه در خانم هاي مرفه يا نيمه مرفه بود...» (وصيت نامه سياسي-الهي امام خميني«ره»)

با توجه به دو پیش فرض و توضیحات تفضیلی آن باید گفت رسانه ملی نه تنها نتواست به مردم بگوید که چگونه فکر کنند بلکه این قابلیت را هم نداشت که بگوید لااقل به چه فکر بکنید!