«دنیا در حال تهدید از سوی گروه‌های تروریستی است»، «جان شما و خانواده شما در خطر است»، «هیچ مکان امنی در این سیاره برای زندگی آرام وجود ندارد»، «ما در حال جنگ با تروریست‌ها هستیم»؛ این عبارات برگرفته از یک فیلم سینمایی نیست بلکه بخشی از عباراتی است که مقامات غربی به ویژه سران کاخ سفید هر روز آن‌ها را تکرار می‌کنند و مردم را نسبت به زندگی در یک جهان پر از درد و خشم و جنگ هشدار می‌دهند اما این هشدار به چه دلیل است؟ آیا واقعا این افراد دلسوز ما هستند و قصد کمک به ما را دارند؟ آیا وقتی جورج دبلیو بوش از تولد و درد زایمان خاورمیانه جدید حرف می‌زند، نگاهش به ضجه‌های یک مادر فلسطینی که جنازه کودکش را زیر تانک اسرائیلی پیدا کرده، است؟

پاسخ این مساله را باید در جای دیگری پیدا کرد؛ جایی که سیاست‌های استراتژیک جهانی را برنامه‌ریزی می‌کند و برای جنگ‌ها و صلح‌های جهان تئوری می‌بافد. به قول روزنامه آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور»؛ «کار‌شناسان آمریکایی تمایل دارند دنیا را مکان خطرناکی جلوه دهند اما از طرفی اگر ارزیابی شما از کشور یا مساله‌ای این باشد که این کشور یا مساله کاملاً بی‌خطر است، آنگاه ممکن است مخاطبان یا حامیان مالی‌تان را از دست بدهید. منظور من این نیست که این فرآیندی آگاهانه است (حداقل در اکثر موارد) بلکه منظور من این است که ایجاد ترس در سیاست خارجی مانند جاذبه‌های جنسی در تبلیغات‌ هالیوودی عمل می‌کند یعنی منجر به استقبال بیشتری می‌شود.»

مجله آمریکایی «فارین پالیسی» در شماره اخیر خود، اعتراف جالبی داشته است به این مساله که بخش اعظم سخنرانی‌های هیجانی و پرحرارت مقامات این کشور تنها برای رونق بخشیدن به کارخانه‌های اسلحه‌سازی و همچنین استفاده از آن به عنوان یک حربه تبلیغاتی است و رنگی از واقعیت بر خود ندارد.

«میکا زنکو» و «مایکل کوهن» به خوبی در مقاله اخیر خود در این مجله (سیاست خارجی) این مساله را نشان داده‌اند. آن‌ها به تحقیقی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد ۶۹ درصد اعضای شورای روابط خارجی (نام دیگر دستگاه سیاست خارجی) احساس می‌کنند دنیا برای آمریکا خطرناک‌تر از دوران جنگ سرد است و اظهارات اخیر سیاستمداران را نیز دلیلی بر این ادعا اعلام می‌کنند. میت رامنی کاندیدای ریاست جمهوری جمهوریخواهان که تقریباً از انتخاب خویش اطمینان دارد، می‌گوید که دنیا روز به روز خطرناک‌تر می‌شود و لئون پانه‌تا وزیر دفاع رئیس‌جمهور باراک اوباما نیز با او هم عقیده است و در سخنرانی سال گذشته خود گفته است: تغییر در امنیت، ژئوپولتیک، اقتصاد و جمعیت در صحنه بین‌المللی دنیا را غیرقابل پیش‌بینی‌تر، خطرناک‌تر و آسیب‌پذیر‌تر ساخته است.

اما با در نظر گرفتن استانداردهای گوناگون می‌توان دریافت دنیا به طور چشم‌گیری مکان امنی محسوب می‌شود. پس این عشق برای ترسیدن و ترساندن برای چیست؟ زنکو و کوهن این چنین استدلال می‌کنند: «ناهماهنگی بین تهدیدهای خارجی و ادعاهای متفاوت در زمینه تهدیدهای داخلی در نتیجه‌ی جمع عوامل متفاوتی است. مهم‌ترین و آشکار‌ترین آن‌ها سیاست‌های انتخاباتی است. دمیدن در شیپور تهدید‌ها به نفع هر دو حزب سیاسی رقیب است. جمهوریخواهان که همواره دموکرات‌ها را به دلیل ضعف در برابر تهدیدهای خارجی مورد انتقاد قرار داده‌اند، با استفاده از این مساله به انتقادات شدید خود ادامه داده و احتمالاً ایده دنیای خطرناک، به بهترین وجه از لحاظ سیاسی به نفع آنهاست. دموکرات‌ها که همواره از اینکه‌ ترسو خطاب شوند، نگران هستند و تلاش می‌کنند در برابر حملات جمهوریخواهان خود را محکم و استوار نشان دهند، تضمین می‌کنند که در برابر تهدیدهای پیش‌روی آمریکا از این کشور دفاع کنند.»

در بخش دیگری از این مقاله هم درباره استفاده تبلیغاتی سیاستمداران غربی از این مساله آمده است: «هشدار در مورد دنیای خطرناک به نفع بوروکرات‌ها نیز هست. دورنمای تهدید خطرناک بودجه‌های هنگفت نظامی و آژانس‌های اطلاعاتی را توجیه‌پذیر می‌سازد، به علاوه زیرساختارهای امنیت ملی که خارج از دولت وجود دارند مانند قراردادهای دفاعی، گروه‌های لابی، اتاق‌های فکر و افراد آکادمیک نیز منطقی به نظر می‌رسند. آن‌ها در مقابله خود به این نکته اشاره کردند که در ۲۰ سال گذشته جنگ و تروریسم در دنیا شیوع کمتری داشته و اگر جنگی صورت گرفته است، با شدت کمتری انجام شده است. القاعده متلاشی و تضعیف شده است در مورد ترس از ایران هسته‌ای مبالغه شده است. به ویژه این کشور در مقابله با هزاران تسلیحات هسته‌ای که در طول جنگ سرد از سوی شوروی سابق به سمت آمریکا (و برعکس) نشانه گرفته شده بود، هنوز هیچ سیستم پرتاب موشکی یا کلاهک هسته‌ای در اختیار ندارد. در مورد جنگ با تروریسم چه طور؟ در بین ۱۳۸۶ نفری که در حملات تروریستی در سال ۲۰۱۰ کشته شدند، تنها ۱۵ نفر یا یک دهم درصد از آن‌ها شهروندان آمریکایی بودند.»

فارین پالیسی در پایان هم تاکید می‌کند که در اکثر نقاط دنیا و به ویژه در ایالات‌متحده، احتمال کشته شدن در حملات تروریستی یا دیگر فعالیت‌های نظامی تقریباً به صفر رسیده است. با این حال بار دیگر که تلویزیون را روشن کردید، حتما مشاهده می‌کنید که سیاستمداری یا تحلیل‌گری فریاد می‌زند همگی محکوم به فنا هستیم!