آخرین ساخته ابولقاسم طالبی که به سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران معروف شده است بر روی پرده سینما آمد و با استقبال نیز مواجه شده است. به نظر بنده آنچه که باعث شده است همه جریانها چه آن کسانی که در آن روزها به بهانه "تقلب" به خیابانها آمده بودند چه آنهایی که در تقابلش حضور داشتند پای کار این فیلم شوند این است که در این فیلم حقایق سال ۸۸ گفته می شود.

اینکه واقعا عده ای بودند که در خیابانها حضور داشتند صرف نظر اینکه خودشان هم نمی دانستند که پای علم یک باطل سینه می زدند.

اینکه یک عده بسیجی مظلوم در این حوادث آسیب دیدند ولی بدلیل رپرتاژ خبری آن جریان از صحنه حذف شده بودند.

و اینکه در این انتخابات گاها وزارت اطلاعات عملکردهای خوبی نداشته است. برای مگر وزارت اطلاعات داریوش امیرارجمند را نمی شناخت؟ و بر منافق بودن او بصیرت نداشته است؟ پس اگر داشته چرا ماهیت او را برای میرحسین آشکار نساخت تا او اینقدر بر میرحسین تاثیر نگذارد و او را متوهم نکند که ۲ ساعت قبل از پایان رای گیری خود را پیروز انتخابات نخواند و یکی از کبریت های آن جریان را بزند.

و از همه مهمتر خباثب انگلیس که در هیاهو های سال ۸۸ از یاد رفته بود و او هم کار خودش را به نحو احسن انجام می داد که این فیلم توانسته است به خوبی آن را به تصویر بکشد.

پی نوشت:

یک سری از مطالبی را که در مورد این فیلم نوشته شده است را در لینک می گذارم:

ورود قــلاده‌دارهــــا ممنـــــوع

برای چه از «قلاده‌های طلا» می‌ترسند؟

قلاده های طلا؛ فیلمی که تماشگران را میخکوب کرد

قلاده های طلا چه می گوید