تفالی به حضرت حافظ بعد از حضور مردم در انتخابات
به یُمن این حضور با دوستان تفالی به حضرت حافظ زدیم و ایشان نیز یه حال سنگینی به ما دادند و این شعر را برای ما آوردند:
در خرابات مغان نور خدا میبینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن فکر دور است همانا که خطا میبینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب این همه از نظر لطف شما میبینم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که در این پرده چهها میبینم
کس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چین آن چه من هر سحر از باد صبا میبینم
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید که من او را ز محبان شما میبینم
این انتخابات را تقدیم می کنیم به حضرت آقا ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۱۲ ساعت 21:47 توسط میکائیل دیانی
|
میکائیل دیانی