تبليغاتX
مسیر
 

سلیمی نمین و پایان آقازاده ایسم


عباس سليمي نمين شب گذشته در برنامه اي که توسط انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سمنان با موضوع "پايان آقازاده ايسم"، در تالار خوارزمي دانشکده فني اين دانشگاه با حضور 400 نفر از دانشجويان برگزار شد، گفت: دانشگاه آزاد به گفته هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه سال 61 با هدف جلوگيري از مدرک گرايي و مدرک گيري تاسيس شد.

وي ادامه داد: هنوز سه سال از تاسيس دانشگاه آزاد نگذشته بود که دوره دکترا در اين دانشگاه فعال شد و سال 65 که انتقادات زيادي به دانشگاه صورت گرفت، حجت الاسلام هاشمي نزد امام رفته و خواستار حمايت ايشان از دانشگاه آزاد شدند که امام فرمودند دفاعي نخواهند کرد.
سليمي نمين به حلقه هاي فساد جاسبي در اين دانشگاه اشاره کرد و گفت : رياست دانشگاه آزاد براي دست يابي به اهداف خود با ارائه مدرک به مخالفان آنان را با اهداف خود همسو مي کرد که مي توان در اين زمينه به نمايندگان دوره ششم مجلس شوراي اسلامي اشاره کرد.
وي ادامه داد: همچنين آقاي دهقان رييس سابق سازمان بازنشستگي کشورقبول کرد در قبال کرسي دکترايي که در دانشگاه آزاد براي تدريس به وي تعلق مي گيرد دو ساختمان در تهران از اموال سازمان بازنشستگي به نام مجموعه خديجه کبري به دانشگاه آزاد ارائه شد ولي سند آن به اسم آقاي جاسبي و خانم ايشان بود.
سليمي نمين به وقف اموال دانشگاه آزاد نيز اشاره کرد و گفت: اين کار با فريب و براي فرار از تغيير اساسنامه اين دانشگاه صورت گرفت و حتي براي اينکه اين فريب خود را موجه جلوه دهند، به دروغ اعلام کرد که مقام معظم رهبري با وقف دانشگاه آزاد موافق هستند که با تکذيبيه اي که در سايت مقام معظم رهبري قرار گرفت مشخص شد که وي دروغ گفته است.
وي در بخش ديگري از سخنانش به مدرک کردان اشاره کرد و افزود : کردان ابتدا قرابت فکري و عملي حجت لاسلام هاشمي داشتند که بعد از تغيير قدرت به سمت آقاي احمدي نژاد متمايل شدند .
سليمي نمين بابيان اينکه بايد با ماشين کردان سازي (دانشگاه آزاد) مقابله کنيم، تصريح کرد: در قوه قضاييه هم افرادي هستند که وامدار آقاي جاسبي محسوب مي شوند که با آقاي مرتضوي اشاره کرد که در مقابل تحصيل در دانشگاه آزاد پرونده فروش سوالات پزشکي اين دانشگاه را مفقود کرد.
وي در بخش ديگري از سخنانش به صدور مدرک جعلي در دانشگاه آزاد اشاره کرد و گفت: افرادي هستند که همين الان دانشگاه براي آنان مدرک دکترا صادر کرده که مي توان به خواهرزاده آقاي خاتمي اشاره کرد.
سليمي نمين در ادامه به نقش دانشگاه آزاد در انتخابات و اغتشاشات اشاره کرد و گفت: نقش دانشگاه آزاد در اغتشاشات پس از انتخابات به واضحي خورشيد است و همچنين در اين راستا مي توانيم به تاسيس تشکل هاي دانشجويي مطابق با اهداف رياست دانشگاه اشاره کنيم.
در ادامه يکي از دانشجويان به مسئله ايجاد اغتشاشات توسط اين دانشگاه و سايت جمهوريت و استفاده لجستيک از ادوات دانشگاه عليه امنيت ملي و اينکه يکي از مسئولين اين دانشگاه بعد از انتخابات به يک نفر تير اندازي کرده اشاره کردند که با تاييد آقاي سليمي نمين روبرو شد و گفتند اينها مسائلي است که بايد در مرحله به علت اقدام عليه امنيت ملي دادگاهي شود.
سليمي نمين در ادامه يادآورد شد: سرحلقه اين باند مديريتي فساد به جايي وصل است که الان صلاح نيست عنوان شود و مهدي هاشمي قسمتي از اين حلقه فساد است.
يکي از دانشجويان با اشاره به 13 آبان به عنوان انقلاب دوم ريشه کن کردن ديکتاتوري در دانشگاه آزاد را انقلاب سوم عنوان کردند که سيمي نمين با تاييد صحبت هاي وي گفت: در گذشته آقاي جاسبي به اين مسائل اهميت نمي دادند ولي با پيگيري هاي جنبش دانشجويي جايگاه ايشان اکنون متزلزل شده است.
يکي از دانشجويان مخالف سليمي نمين بود گفت: شما بر اساس يک سري مدارک افراد را متهم مي کنيد که قوه قضاييه ارزش گذاري نکرده است که آقاي سليمي نمين گفتند در آخرين دادگاه من تبرئه شدم که نشان از معتبر بودن مدارکم است.
 
+ نوشته شده در 88/08/12ساعت 15:30 توسط میکائیل دیانی |

 

چهار تأمل «انعکاسی»* در باب فتنه


سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانه‌ی جنگ جمل. عده‌ای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیده‌اند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کرده‌اند برای انتقام‌جویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمی‌خواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و می‌گوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیه‌السلام- در نامه‌ای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین می‌کند: 
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آن‌چنان آسان نیست که تو فکر می‏کنی، بلکه حادثه‌ی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختی‏های آن را هموار کرد، و پیمودن راه‏های سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را به‌کار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهره‏ات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بی‌آنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
 
یک - وجود
قدیم ها هم عده ای تحلیل ها و هشدارهای بصیرتمند را توهم توطئه می دانستند!
...اِنَّ الْفِتَنَ اِذا اَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ. يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرات. يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّياحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... (نهج البلاغه / خطبه 93)
...فتنه ها آنگاه كه روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آيند شناخته نمی شوند، و چون می گذرند، مورد شناسايی قرار می گيرند، فتنه ها چون گردبادها می چرخند، از همه جا عبور می كنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرينند و از برخی شهرها می گذرند...
 
انعکاس یک
بعضی هنوز هم عمق فتنه‌ای که اتفاق افتاد را متوجه نشده‌اند و آن را موضوعی پیش پا افتاده می‌دانند که خیلی راحت‌تر از این‌ها می‌توانست حل شود! شاید اگر با مدیریت و تدبیر بی‌نظیر رهبر انقلاب، کمر این فتنه‌ی عظیم نمی‌شکست، امروز نیاز به توضیحی در این باب نبود و همه آن را قبول داشتند! و قاعدتاً ما هم در این نوشته از «جمهوری اسلامی» با فعل ماضی بعید یاد می کردیم!
به نظر می‌رسد همین سرگردانی «خواص» در تشخیص مختصات این فتنه، بهترین دلیل است برای عمق و پیچیدگی آن. آفتاب آمد دلیل آفتاب! اجرای موبه‌موی دستورالعمل‌های مشخص انقلاب رنگی چیزی نیست که بتوان آن را اتفاقی دانست. آن‌چه بعد از انتخابات 22 خرداد رخ داد، مطابق همان سناریوی وارداتی و کاملاً قابل پیش‌بینی‌ بود. چنان‌که چند روز قبل از انتخابات در نامه‌ای سرگشاده به مهندس موسوی، پس از برشمردن شواهد و قرائن اجرای این پروژه‌ی آمریکایی در کشورمان، وقایع پس از انتخابات را پیش‌بینی کرده بودیم: «...مطالعه‌ی پروژه‌ی آمریکایی انقلاب مخملی در گرجستان و اوکراین، حاکی از تطابق نشانه‌های فوق‌الذکر با روند این انقلاب‌ها دارد. و حتی صحبت‌هایی از رابطه‌ی برخی طراحان این برنامه‌ها در کشور، با بنیاد آمریکایی سوروس -که مجری انقلاب‌های مخملی در جهان است- وجود دارد... جناب آقای مهندس موسوی! می‌توان حدس زد که این فرایند چه هدفی را دنبال می‌کند و به کجا می‌انجامد. جریانی سعی دارد در صورتی که مردم ایران کسی جز جنابعالی را برای خدمت در مسند ریاست‌جمهوری دهم انتخاب نمایند، کشور را دچار آشوب و ناامنی کرده، و اهداف مخالفان نظام را تحقق بخشد... از شما که بارها پیروی خود از خط امام را اعلام نموده‌اید، انتظار می‌رود با محکوم کردن اقدامات آشوب‌طلبانه این جریان، و نفی قاطعانه‌ی القائات دشمن پیرامون عدم سلامت انتخابات، نگرانی موجود در بین ملت ایران را به طور کلی رفع نمایید. هرچند همه می‌دانند که نظام اسلامی امروز بسیار مستحکم‌تر از آن است که این قبیل اقدامات بتواند خللی در آن ایجاد کند» (نامه ی سرگشاده ی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر - 19 خرداد 88).
 
دو - ماهیت
منشأ فتنه کجاست؟ و چه سیری را می پیماید؟
اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ (نهج البلاغه / خطبه 50)
همواره آغاز پديد آمدن فتنه ها، پیروی از هوای نفس، و بدعت گذاری در احكام است.
...تَبْدَأُ فى مَدارِجَ خَفِيَّة، وَ تَؤُولُ اِلى فَظاعَة جَلِيَّة. شِبابُها كَشِبابِ الْغُلامِ، وَ آثارُها كَآثارِ السَّلامِ (نهج البلاغه / خطبه 151)
... [فتنه] به رهگذرهای ناپيدا درآيد، و به زشتی و رسوايی انجامد، آغازش چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقيمانده بر سنگ خارا زشت و ديرپاست.
 
انعکاس دو

نامزد شکست خورده ی انتخابات در همان شب روز رأی گیری و قبل از آن که صندوق ها برای شمارش آرا باز شده باشند، خبرنگاران را دعوت، و -با کمال شگفتی- اعلام پیروزی قطعی در انتخابات می کند! روز بعد که آراء صندوق ها شمارش و اعلام می شوند، آشوب ها در تهران شروع می شود. اعلام ریز آراء صندوق ها -برای اولین بار در تاریخ انتخابات های کشور- فرصتی بی بدیل را فراهم می سازد برای شناسایی و رسیدگی به کوچک ترین ادعاهای تخلف. اما راه اعتراض قانونی را به صرفه نمی بینند! کلی گویی را پیش می گیرند که تنها چاره است برای مشخص نشدن واقعیت! حتی هنوز که چندماه از انتخابات گذشته، از شواهد دقیق و قابل بررسی ادعاهای تقلب و لیستی از این صندوق های مورد اعتراض خبری نیست. قبول نکردن شکست توسط کسی، انتقام از نظام به خاطر احساس بی آبرو شدن -درست یا غلط- توسط کسی، و... هواهای نفسانی است که قطعاً عاملی اساسی در این حوادث بوده است. اما این ها همه -دانسته یا ندانسته- قطعات پازل کسی دیگر بودند. «هوای بزرگ» را باید جای دیگری جستجو کرد؛ نزد «شیطان بزرگ»، که دشمنی اش با جمهوری اسلامی -این ثمره ی همه مجاهدت های انبیا و اولیا در طول تاریخ- امری است روشن و غیرقابل تردید. ریشه ی طراحی این سناریوی پیچیده را نیز باید در ظهور جمهوری اسلامی به عنوان قطب جدید قدرت در تعاملات جهانی جستجو کرد. ایران -این جوان سرکش در برابر حاکمان خودخوانده ی جهان- باید جوری متوقف می شد، چون علیرغم تمام فشارها و تحریم ها، در زورآزمایی پرونده ی هسته ای در برابر تمام قدرتمندان جهان، بدون عقب نشینی پیروز شده بود. زمین بازی اش دیگر نه خیابان های تهران، که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و آمریکای لاتین، و حتی خود آمریکا (مثلاً: دانشگاه کلمبیا) بود! تهدیدات جدی نظامی در سال 87 تسلیم اش نکرده بود. حتی اراده اش در جنگ غزه (دی ماه 87) بر اراده ی تمام «دنیا» چربیده بود؛ نبردی که –بعد از شکست سنگین در جنگ با حزب الله لبنان- در واقع دومین جنگ جهان غرب (و حکّام خائن عربی تابع شان) در این چند سال اخیر بود با شاخه ای از درخت انقلاب، پس از ناامیدی شان از امکان پیروزی در جنگ نظامی با تنه ی اصلی این درخت تنومند. همه ی این ها را اضافه کنید به پیشرفت های چشمگیر ایران در حوزه های مختلف، و نیز اقبال پیوسته ی ملت ایران در انتخابات های اخیر به جریاناتی که به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر و به دشمنی با مستکبران مصرترند. راهی دیگر برای مقابله با ایران باید تجربه می شد... موسسه ی تحقیقات استراتژیک دموکرات های آمریکا در گزارش خود پس از بررسی تفصیلی و دقیق تمام راه های ممکن، به سوال «Which Path to Persia?»، این طور جواب داد : «انقلاب مخملی»!
 
سه - فایده
... آمده اند پیش رسول خدا :
...وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)
بعضی از آنها می‌گویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».
این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ  وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت / آیات 2و3)
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟!  ما کسانی را که پیش از آنان بودند را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان می‌کنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست می‌گویند و کسانی که دروغ می‌گویند تحقق یابد!
 
انعکاس سه
علمای لغت نوشته اند: «در اصل، فتنه به معني گداختن زر در بوته است براي به دست آوردن عيار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانه ی تحملی است -چنان که هر انسان را-. طلای ناخالص را در آتش می برند تا ناخالصی هایش -که تاب کمتری دارند در مقابل حرارت- ذوب شوند و فلز، کوچک تر ولی خالص تر گردد. انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالص سازی را در این 30 سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این صحنه های گوناگون و پشت سر هم فتنه، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصی های «چسبیده تر» به طلای انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دوره ی فشرده ی روندی بوده به طول قرن ها. هر بار امتحانی پیچیده تر، آمیخته تر شدن باطل به حق، سخت تر شدن تشخیص ظاهر و باطن دین، سقوط عده ای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب. کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در بدر بودن شرط نیست، ای مسلمان نهروان در پیش رو ست»... جدا شدن عده ای از انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینه سازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن عیار ماست...
 
چهار - وظیفه
جبهه را باید شناخت، که شناختن اتفاقی که در فتنه می افتد، لازمه ی تعریف صحیح مبارزه ی مقتضی است؛
...فَتَزيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقامَة، وَ تَضِلُّ رِجالٌ بَعْدَ سَلامَة، وَ تَخْتَلِفُ الاَْهْواءُ عِنْدَ هُجُومِها، وَ تَلْتَبِسُ الاْراءُ عِنْدَ نُجُومِها... (نهج البلاغه / خطبه 151)
...[در فتنه] قلب هايی پس از استواری می لغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه می گردند، و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها پراكنده، و عقايد پس از آشكار شدن شان به شك و ترديد دچار می گردد...
 
انعکاس چهار
اعلام جنگ -مطابق قانون اساسی- از وظایف ولی فقیه و فرمانده کل قوا است. و بودن کشور در شرایط جنگی –جنگ نرم- اعلام شده است. دنبال صدای توپ و تانک نباشیم که جنگ نرم را مختصاتی دیگر است. باید همین سکوت را شنید و سرزمین های تسخیر شده توسط دشمن را آزاد کرد. کدام سرزمین؟ قلب ها و ذهن های جمعی از مردم. هر جا یقینی به شک تبدیل شده، هر جا محبتی به بغض، هر جا امیدی به یأس،...
این ویژه نامه ی نشریه ی انعکاس، به مثابه ی عملیاتی است در صحنه ی این جنگ نرم که برای آزادسازی بخشی از سرزمین اذهان و قلوبی که به تسخیر رسانه های دشمن درآمده، طراحی شده است؛ با تأسی از بزرگ بسیجی عرصه ی روشنگری و دفاع از ولایت –عمّار یاسر-، و با رمز عملیات «یا حق»!

+ نوشته شده در 88/08/03ساعت 15:53 توسط میکائیل دیانی |

 

گیرم این جمعه آقا بیاید....


قصه های  غم و بی قراری      باز اشک ومحن گریه زاری

قصه غصه های درونم       ماجرای دل پر ز خونم

 در پی گریه های شبانه      می خورد بر تنم تازیانه

نیست در شهرمان رادمردی        اهل عشق و صفا ، اهل دردی

عده ای غرق فقر ونداری          عده ای مرد از دین فراری

دیگر اینجا کسی با خدا نیست        در خیابان و کوچه حیا نیست

غیرت از شهر ما رخت بسته            حرمت با خدایان شکسته

عده ای در نوا و خروشند           دین خود را به زر می فروشند

چهره ها را ببین در نقاب است          عقلشان در پی یک سراب است

سینه خسته مان پر ز آه است             دم زدن از خدا هم گناه است

گوئیا عصر هوش و نبوغ است           این همه ادعاها دروغ است

بخت بر ما اگر رونماید                گیرم این جمعه آقا بباید

شک ندارم کسی منتظر نیست           منتظر چشم کس سوی در نیست

غرق نجوا که شادی تمام است          این چه وقت ظهور امام است

ادعا می کنیم او ولی              نیست او ز نسل و تبار علی نیست

او بیابد همه کار داریم             یا که نه ، خانه بیمار داریم

هر کسی در پی یک بهانه            می دود با بهانه به خانه

او بیاید همه نا توانیم          منکر بود صاحب زمانیم

از ظهور ولی می خروشیم            زود او را به زر می فروشیم

او بیاید دلش بی شکیب است          بین ما شیعیان هم غریب است

علت اینکه صحرا نشین است         یا که مولایمان بی قرین است

گرد غم کی زرویش زدودیم         یار خوبی برایش نبودیم

او بیاید غریب است و تنها         باز یک کوفه ، چاه است و مولا

نه همان به که غایب بماند          او نمازش فرادا بخواند

+ نوشته شده در 88/07/17ساعت 7:20 توسط میکائیل دیانی |

 

 انجمن حُجتیه:


بالاخره به اصل خودم برگشتم و می خوام دوباره شروع به تحلیل وقایع کنم و خبر های جریاناتی که در گذشته اتفاق افتاده را شفاف کنم .

-از نگاه مذهبیون در دهه سی، دو خطر عمده دین را تهدید می کرد: یکی، مرام مارکسیسم که میان جوانان نشر پیدامی کرد و متدینین، ملی ها و حتی رژیم پهلوی با آن درگیر بودند. خطر دوم، بهائیت بود که صرفاً متدینین بودند که از سوی آن احساس خطر می کردند و به دلیل نفوذ بهائیت در دستگاه پهلوی (وبعد از سرکوب حزب توده در سالهای 32-36) خطر بهائیت جدی تر شده بود.

از اواخر دهه سی یک تشکل مذهبی ویژه با هدف مبارزه با بهائیت در تهران و سایر شهرها پدید آمد رهبری این تشکل از سال 32 در اختیار یک روحانی که بجز سوابق حوزوی در نهضت ملی هم فعال بود قرار گرفت، در حقیقت انجمن خیریه حجتیه مهدویه در سال 32 با تلاش حاج شیخ محمود حلبی فعالیت خود را با انگیزه مبارزه با بهائی گری آغاز کرد.

انجمن در هر شهر دفتری داشت که تحت عنوان بیت (بیت امام زمان) شناخته می شد. در هر بیت یک مسئول و سه گروه: تدریس ، تحقیق و ارشاد فعالیت می کردند ، گروه نخست به آموزش نیروها در سه مرحله ابتدایی – متوسط و عالی می پرداختند، گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تأثیر بهائی ها به این آئین گرویده بودند و گروه سوم کار ارشاد این افراد را به شیوه خاص خود دنبال می کردند.

-انجمن حجتیه فعالیت سیاسی را ممنوع کرده بود – ساواک در گزارشات متعدد آن را بی خطر و مورد تأیید قرار داده بود و افرادی که قصد عضویت در انجمن را داشتند از آنها تعهد گرفته می شد که فعالیت سیاسی نکنند. مسئولین آن می گفتند برای آنکه بتوانند براحتی با بهائیت مبارزه کنند این مشی را گرفته اند لیکن اولاً بهائیت یک خطر عمده و اساسی نبود و می توانست بدون بحث فوق به آن پرداخت، ثانیاً اصل این حرکت همیشه مشکوک بوده است. عدم همکاری با نهضت امام و دنبال شکستن اعتصاب مردم و عزاداری مردم شهید داده در سال 57 بخاطر چراغانی 15 شعبان از نکات منفی فعالیت سیاسی این انجمن قبل از انقلاب بود.

- انجمن در سطوح مختلف پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند. برخی از اساتید و بزرگان آنها مثل آقای پرورش ، دکتر صادقی (استاد دانشگاه) شهید عبدالکریمی (استاد دانشگاه مشهد) ، مهندس مصحف و بسیاری دیگر به انقلاب پیوستند و جوانان آنان نیز بدلیل سبقه مذهبی به صفوف انقلاب پیوستند، برخی مانند طیب که مسئول برگزاری مراسم سخنرانی ها در تهران را بعهده داشت در برابر انجمن قرار گرفت، دسته دوم در برابر انقلاب بی تفاوت ماندند و دسته سوم به انتقاد از انقلاب پرداخته و به صف مخالفان (از نوع دیندار) انقلاب پیوستند.

- انجمن چند ماه پیش از انقلاب یعنی در شهریور 57 مواضع خود را در ارتباط با سیاست تغییر داده و شروع به همراهی با انقلاب کرد پس از انقلاب اعتراضاتی بر ضد انجمن آغاز شد.

- امام که روزگاری آقای حلبی را تأیید می کرد. در سالهای پیش از انقلاب بتدریج نسبت به حرکت انجمن بدبین شده و حمایت خود را قطع کرد. آقای گرامی که اخبار داخلی ایران را برای نجف می نوشته است، نامه ای در این باره به امام نوشته که پاسخ امام این بود «از وقتی مطلع شدم دیگر تأیید نمی کردم»[1]

- البته باید توجه داشت که ضمن اینکه تبلیغات بهائیت در یک مقطع خیلی گسترده بود لیکن ریشه نشر بهائیت خود رژیم پهلوی بود و انجمن حجتیه هم فعالیتش مورد حمایت دستگاه بود و بعضی معتقدند بجای مبارزه با بهائیت باید با رژیم پهلوی مبارزه می شد و فعالیت انجمن نوعی انحراف از مسیر مبارزه بود.

بعد از انقلاب امام دستور دادند که آنها را از مرکز اسناد انقلاب بیرون کنند.»[۲]

- سخنرانی امام در 21 تیر ماه 62 و انتقاد از انجمن حجتیه، امام در این سخنرانی ضمن انتقاد از انجمن که تحت این عنوان که بگذارید معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید فرمودند«این اعوجابات را بردارید اگر مسلمید بخاطر خداو اگر ملی هستید بخاطرکشورتان دست بردارید در موج ملت خود را وارد کنید و برخلاف این موج دست و پا نزنید که دست و پایتان خواهد شکست»

بدنبال این سخنرانی انجمن اطلاعیه ای داد و اعلان نمود که پس از تحقیق معلوم شد که مخاطب امام انجمن حجتیه است، لذا انجمن را منحل و کلیه فعالیتهای آن را تعطیل اعلان نمودند (مرداد 62).

آقای حلبی مؤسس انجمن در سال 76 فوت کرد

(از جمله انتشاراتی که این عقیده را نشر می دهند نشر منیر و انتشارات آفاق می باشد)

[1] - جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران – رسول جعفریان، ص 229 و 228.

[2] - ص 195 جلد سوم – نهضت روحانیت، حمید زیارتی.

+ نوشته شده در 88/07/13ساعت 14:44 توسط میکائیل دیانی |

 

سوءاستفاده از سخنان رهبری در خطبه های نماز عید فطر


پس از سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز روز عید فطر برخی از سایت ها که تا چندی پیش بیشترین حملات را نسبت به نظام و رهبری داشته ، یکباره این سخنان را مورد استقبال قرار داده و سعی بر تحریف آن نمودند و با انتخاب تیترهای تحریف شده مخالفت رهبری با برگزاری دادگاههای اغتشاشگران را به ذهن خوانندگان القاء نمودند.

در اینجا سعی می شود که به صورت گذرا به آنچه که در سخنان رهبری مورد اشاره قرار گرفت ،توجهتان را جلب نمود .

1- رهبر معظم انقلاب در خصوص برگزار شدن دادگاهها و برخورد قاطع با اغتشاشگران و کسانی که ظلم ها علیه نظام اسلامی و ملت مرتکب شده اند ،ابداً نظر مخالف نداشته بلکه دستگاه قضایی را در این زمینه امر بر پیگیری نموده اند .چه برگزاری دادگاههای اغتشاشگران و چه کسانی که در ماجراهای حوادث کهریزک مسئولیت داشته و مرتکب ظلم هایی نسبت به زندانیان شده اند .در این رابطه کافی است به سخنان رهبری در دیدار با قوه قضائیه در تاریخ7/4/1388و نیز سخنان ایشان در خطبه های نماز جمعه 21 رمضان و یا دیدار با اساتید دانشگاه در تاریخ 8/6/1388 انداخت که ایشان صریحا اعلام نموده اند کسانیکه علیه نظام اسلامی شمشیر بکشند ،با قوه قهریه نظام با آنها برخورد خواهد شد .( برخورد با نظام، برخورد با مبانى نظام، ايستادگى و شمشير كشيدن روى نظام، جواب تند دارد )

2- در خصوص اعترافات صورت گرفته در دادگاه ها ،رهبر معظم انقلاب به دو نکته که یکی تأیید اعترافات و حجیت داشتن آنها و دیگری رد کردن اعترافات و حجت و مسموع نبودن آنها بوده است که قسمت دوم مورد توجه رسانه های فرصت طلب و سبز قرار گرفته و ابداً به قسمت اول توجه ننمودند . در قسمت اول ؛اعترافات متهمین در دادگاه ها در خصوص اقدامات خودشان کاملاً مورد تأیید است و رهبری آن را دارای حجیت معرفی می کنند . به عنوان مثال اعتراف متهمین به برنامه ریزی برای انجام اغتشاشات در حین و بعد از انتخابات غیر قابل انکار است ،ولی اعتراف یک متهم در رابطه با نقش فرزندان یکی از مسئولین در اغتشاشات و یا سوء استفاده های مالی از بیت المال حجیتی بر جامعه ندارد اما آیا نبایستی که دستگاه قضائی اقدام به پیگیری این ادعا و اعتراف یک متهم بنماید که البته رهبری در این خصوص می فرمایند : (رهبری در روز عید سعید فطر : ( تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‏هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‏هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند. ) مثلاً اگر آقازاده ای در جریان انتخابات نهم ،اقدام به سوء استفاده از بیت المال نموده ،آیا نباید این مسأله برای همگان آشکار گردد و در صورت صحت برخورد قاطع صورت پذیرد ؟

جالب اینجاست که رهبر معظم انقلاب تنها تذکری که در رابطه با این موضوع ،یعنی اعتراف متهم به جرم دیگری ؛ فرمودند که رسانه ها نباید آن را پخش کنند چرا که منجر به آلوده شدن اذهان مردم می شود ،و ایشان در روز عید فطر نگفتند که نباید که این ادعاها پیگیری نگردد و جالب اینکه این سخن رهبری مطلب حقی است که بایستی دستگاه قضایی و صداو سیما و سایر رسانه ها به آن عمل کنند و ای کاش همین رسانه ها که یکباره حامی سخنان رهبری شده اند ادعاها و دروغ های اثبات نشده خود در رابطه با نظام اسلامی و دولت و رئیس جمهور را نیز منتشر نمی کردند.و اینجاست که ماجرای یک بام و دو هوا پیش می آید. چرا برخی همچون جناب کروبی و به تبع ایشان برخی از رسانه های همفکر ایشان ،اقدام به انتشار خیالات واهی در خصوص تجاوز به زندانیان را قبل از اثبات ،رسانه ای کرده اند؟ آیا نباید دستگاه قضایی با این اقدامات برخورد قاطع کند. جالب آنکه رهبر معظم انقلاب در همین خطبه های نماز عید فطر به این مسأله و به ظلمهای رسانه های داخلی که مدرک اثباتی خود را از رسانه های ضد انقلاب می گیرند اشاره نموده اند که البته این قسمت از صحبتهای رهبری نیز که به مذاق این رسانه های داخلی خوش نیامده باز هم حذف گردیده (!) : (ديگران - خارجى‏ها، بيگانه‏ها، تلويزيونهاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‏هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‏اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. )

بی شک نگارنده اقدام صدا و سیما را با توجه به تذکر رهبر معظم انقلاب غلط ارزیابی کرده اما در کجای سخنان رهبری عدم پخش اعترافات متهمین در خصوص خودشان دیده می شود ؟! پس رهبری تنها تذکر بر عدم پخش اعترافات یک متهم نسبت به دیگری را داده اند .جملات رهبری در خطبه های نماز عید سعید فطر : همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه‏ها - كه در تلويزيون هم پخش ميشد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‏ى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه درباره‏ى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بى‏ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد.

جالب تر اینجاست که همین سایتها و رسانه هایی که با تحریف سخنان رهبری سعی بر حق جلوه دادن خودنموده اند ،در چندی پیش اعترافات متهمان در مورد خودشان را ،تحت فشار ارزیابی کرده و همین ها این سخنان متهمین را مورد قبول نداشتند و البته به نفعشان نبوده که این قسمت از سخنان رهبری که اعترافات متهمان در خصوص خودشان حجیت دارد را مورد تأئید قرار دهند !!!

3 – رهبر معظم انقلاب به مسأله شفاف سازی و اینکه مسئولین باید مراقب خانواده و فرزندانشان باشند در خطبه های نماز عید فطر و همچنین خطبه های روز 21 رمضان اشاره کردند.چرا این قسمت از سخنان رهبری مورد استقبال این رسانه های حامی جریان آزاد اطلاعات و قائلین به اینکه دانستن حق مردم است قرار نگرفت؟! البته اینجا یک قصور بزرگ مورد توجه نخبگان می باشد که چرا نسبت به تبیین سخنان امام جامعه وارد عمل نمی شوند؟! به برخی از تیترهای این رسانه ها که در زیر آورده شده نگاهی بیاندازید و ببینید که چگونه این اصحاب غوغا اقدام به تحریف سخنان رهبری می نمایند . در اینجا بسیار مناسب است که جریانات انقلابی و ولایی تحقیقاتی را در رابطه با نحوه انعکاس دغدغه ها و سخنان رهبری در رسانه ها انجام دهند و ببینند که چگونه ظلم ها در خصوص سانسور رهبری صورت می پذیرد.

برخی تیترهای رسانه ها :

تشویش پرونده‌سازان از پیامدهای سخنان رهبر انقلاب 

جناب ضرغامی! شما مطیع رهبرید یا...؟!!

پاسخ دندان‌شكن رهبرانقلاب به سناریوسازان امنیتی و رسانه‌ای

هاشمی در جمع خبرگان رهبری :باید با متخلفان پخش اعترافات برخوردكرد

جدا از سخنان فوق ، چرا نباید نسبت به اتهاماتی که سالهاست در اذهان مردم نقش بسته ،خود این حضرات به افکار عمومی توضیح دهند و البته قصور قوه قضائیه در این ماجراها بسیار مشهود است .بالاخره ماجرای پرونده المکاسب فرزند آقای طبسی (تولیت آستان قدس ) چه شد؟! ماجرای پرونده مفسد اقتصادی ؛شهرام جزایری چه شد؟و البته ای کاش مجلس در رابطه با این دو پیشنهاد رئیس جمهور که اولی در ماجرای کردان و دومی در ماجرای وزارت محصولی در صحن علنی مجلس طرح شد ،اقدامی صورت می داد و رسانه ها و نخبگان این مطلب را مطالبه می کردند . اولی در رابطه با بررسی مدارک تحصیلی کلیه مسئولین از نماینده مجلس تا قضات قوه قضائیه و معاونین و استانداران و وزارء دولتی و اطلاع آن به افکار عمومی و دومی در رابطه با بررسی ثروت تمامی کسانی که بعد از انقلاب مدیر بوده اند(از فرماندار به بالا) و در این دوران ثروت آنها افزایش یافته ،بوده است ،تا مشکل برای همیشه حل شود و رئیس جمهور خود را به عنوان اولین فرد معرفی کرد .در انتها از ریاست محترم جمهور نیز درخواست می شود که پس از گذشت یک سال از دستور ایشان به وزیر علوم وقت در 6/6/87 مبنی بر بررسی جامعی از چگونگی ادامه تحصیل ، اخذ مدرک ، استفاده از بورس های تحصیلی در داخل و خارج از کشور و چگونگی ارزیابی آن به ویژه از سال 62 به بعد توسط مدیران را به ساحت ملت ارائه نمایند.

 

+ نوشته شده در 88/07/04ساعت 17:51 توسط میکائیل دیانی |

 

  هر کس در راهپیمایی بود لباس شخصی تن کرده بود


امروز داشتم توی سایت ها چرخی میزدم که توی یه وبلاگ موج سبزی این جور نوشته بود که خاتمی توسط لباس شخصی ها کتک خورد و امامه از سرش افتاد . عکس های زیادی هماز این صحنه زدهبود که چند تاییش رو براتون می زنم همه از خبر نامه امیرکبیره انگار آقایون با این افراطیون هماهنگی می کنن که کجا حاضر بشن اما بگذریم بذار مطلب خودم رو به عرض برسونم.گفتم بد نیست که من هم این مطلب را به اون دوستان متذکر بشم که تمامی میلیون انسانی که اومده بودند راهپیمایی لباس شخصی تنشون بود و از کسی لباس قرض نگرفته بودند و اینکه این همه لباس شخصی می خواستند خاتمی رو بزنن نشاندهنده میزان علاقه مردم به این شخصه (دوستان احتمالاْ توضیحات تکمیلی رو در مورد استقبال و پذیرایی مردم از خاتمی موسوی و کروبی را در خبرگزاری ها خونده اند اما اگر نتونستند اجاع میدم شما را به بخش پیوند های روزانه خودم که بخوانید واكنش مردم به حضور موسوي، كروبي و خاتمي و بطري‌هاي آب آشاميدني ) . در خصوص اینکه امامه از سرش افتاد هم باید بگویم کسی که اون چنین در مورد حضرتزهراجکمی سازه اصلاْ لیاقت این لباس رو نداره و امیدوارم که هر چه زودتر از طرف مراجع دستور خلع لباسش صادر بشه

حیف شد نتونستم عکسی پیدا کنم که بادمجون پای چشم خاتمی داشته باشه اما مطمئنم مردم پای چشمش رو خالی نگذاشتند و در مراسمات بعدی شاهد شاهکار چوب اسلام خواهیم بود .گفتم چوب اسلام آخه دلیل داشتم توی راهپیمایی در قسمتی از خیابان درگیری مختصری بین سبزیجاتبا مردم شد که ناغافل یه پیرمرد محاسن سفید با دست کوبید وسط فرق سر یکی از این سبزی ها و بلافاصله بهش گفت: نوش جان کردی این چوب اسلام بود که تو سرت فرود اومد

+ نوشته شده در 88/06/29ساعت 12:51 توسط میکائیل دیانی |

 

موج سبزی که در سیل عاشقان ولایت محو شد


دیروز روز بزرگی بود و حضور مسلمین دیدنی اما با تبلیغاتی که در هفته گذشته شده بود باورم این بود که این راهپیمایی یک میتینگ موسویچی هاست تا راهپیمایی روز جهانی قدس

با این وجود بر حسب تکلیف شرعی که امام (ره) و مقام عظمی ولایت بر دوشمان گذاشته بودند صبح از مسیر میدان امام حسین حرکت کردم باورنکردنی بود طرفداران موسوی به جز اندک شماری در آن مسیر نبودند ؛مقصد دانشگاه تهران بود اما نمی دانم چرا در چهارراه ولیعصر سیل خروشان ملت به سمت بالای میدان ولیعصر تغییر مسیر دادند انگار واقعاْ این یک راهپیمایی خودجوش بوده و این همه مسیر ها که اعلام کردند هیچ بوده500 متری که رفتیم دلیلش رو فهمیدم موسوی چی ها داشتند از بالای میدان ولیعصر به سمت پائین می آمدند در تقابل این دو جریان ؛ جریان به اصطلاح موج سبز که خیلی کمتر از جریان حزب الله بودند به عقب رانده شدند و کم کم در این سیل جمعیت محو شدند اما داستان به اینجا ختم نشد وقتی که به میدان ولیعصر رسیدیم جریان دیگری از موج سبز که مسیر پائین رو شکست خورده دیدند به سمت بلوار کشاورز مسیر رو کج کردند اما آنجا هم دو جریان حزب الله دیگر یکی از روبرو و دیگری از پشت در حال شعار دادن به خیابان کشاورز آمدند گویی این موج سبز در این سیل خروشان هضم شد . شعار هایی که آنها می دادند جالب بود "نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران" (که البته بعد از این رسوایی و شکست شروع به تخریب ایرانشان کردند ).وقتی در تهران این جمعیت اندک رو دیدم به چند شهر بزرگ دیگر هم تماس گرفتم و با دوستام صحبت کردم اونجا ها یه نفر موج سبز هم نداشتند  .استفاده از روز قدسی که امام آن را نام گذاری کرده و چنین هدف والایی دارد بدست طرفداران آقای مثلاً نخست وزیر امام نشان از روح جدا و مخالف این شخصیت منفور از دید پیروان حضرت امام با شخصیت آن امام همام دارد اما شکر خدا حامیان ولایت با حضور میلیونی خود سوژه دست رسانه های بیگانه ندادند و آنان مجبور به این اعتراف شدند که مردمان ایران که همواره پیرو ولایت فقیه بودند خشم و انزجار خود را از رژیم غاصب اسرائیل نشاندادند و تجدید میثاقی دوباره با مردم ستمدیده غزه را اعلام کردند

+ نوشته شده در 88/06/29ساعت 11:16 توسط میکائیل دیانی |