تبليغاتX
مسیر
مسیر

کاش مسیرت از کوی ما بود

بعد از 1400 سال دوباره حسين را قرباني كردند


الان كه مي خوام اين مطلب رو بنويسم بغض گلوك رو گرفته كه چرا ما نبايد حرفي بزنيم به نام بسيجي توهين شد دم بر نياورديم؛ از شهيد سوءاستفاده شد حرفي نزديم؛ به انقلابمان توهين شد و امام و آقا را مورد توهين قرار دادند به فرمان حضرت آقا سكوت كرديم كه ايشان فرمودند آرامش خود را حفظ كنيد اما ديگه جلوي توهين به امام حسين هم بايد ساكت بمونيم به خدا داريم مي تركيم از اين درد ها كه توي سينه ما مي كوبند و ما سكوت مي كنيم انقلاب ما تماماً برگرفته از انقلاب امام حسين است و وقتي حسين رو زير سوال ببرند ديگه واويلا است . انقدر ساكت مونديم كه جرأت كردند پرچم امام حسين رو آتش بزنند و قرآن رو كه كلام خداوند عزوجل است رو همچنين.

آخه تا كي سكوت كنيم؟  اينها از كجا ساپورت مي شن ؟ چه گروهي با حسين -اين عقل سرخ- مشكل داره ؟ اينها الان دارن از سازمان هاي صهيونيسمي و بهايي حمايت مي شن همون بهايي هايي كه خانم جميله كديور از اونها حمايت مي كنه .

بايد به اين آقايون بگيد موسوي و كروبي و خاتمي و  امثالهم ؛ بايد بهشون بگيد كه دارن توي چه زميني بازي مي كنن . آخه كروبي احمق تو لياقت اون لباسي رو كه تنت مي كني رو هم نداري ! لباسي كه پيغمبر اكرم تنش مي كرد ! اون لباس حرمت داره .

هي مي خوام دست ببرم روي كيبورد تحليل بنويسم ولي نمي دونم ديگه به امام حسين جسارت كردن و به قرآن اهانت كردن هم تحليل مي خواد اصلاً دستم به اينكار نميره الان فقط منتظرم و منتظريم كه مقام عظمي ولايت فرمان بده و واي بخالشون اون موقعي كه آقا فرمان رو صادر كنه واي به حالشون چرا كه

ما موج فرو خفته ي يك طوفانيم


+ نوشته شده در 88/10/07ساعت 21:0 توسط میکائیل دیانی |
چند تا مطلب برای یک نفر

۱. دقت کردید شب اول قبر حسینعلی منتظری، بلندترین شب ساله؟‬

        از سر شب تا اول صبح نکیر و منکر از خجالتش درمی آن!

۲.عبدالله نوری و منتظری

آدم کلی متنبه می شود و به فلسفه حرکت جوهری ملاصدرا پی می برد وقتی می بیند  عبدالله نوری که 20  سال پیش با بلدوزر به جان خانه منتظری افتاده بود و قصد ویران کردن آن را داشت، شب گذشته در گفت و گ با بی بی سی فارسی(علیه السلام!) در فقدان منتظری  بغض کرد و به گریه افتاد.

۳.نامه تسلیت آقا برای فوت منتظری

فکر می کنم از این بهتر نمی شد پیام داد و به جز آقا از کس دیگری هم مقدور نبود این پیام

بسم الله الرحمن الرحيم   

اطلاع يافتيم که فقيه بزرگوار آيت الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمه الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند. ايشان فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند.

دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيم الشأن گذشت و ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختي هاي زيادي در اين راه تحمل کردند. در اواخر دوران حيات مبارک امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد که از خداوند متعال ميخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند  و ابتلائات دنيوي را کفاره ي آن قرار دهد. اينجانب درگذشت ايشان را به همه ي بازماندگان بويژه همسر مکرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت ميگويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت ميکنم.

سيّد علي خامنه اي

29/ آذر/ 1388


ودر آخر نامه امام به منتظری مبنی بر عزل از قائم مقامی رهبری:

نامه تاريخي امام خمینی(ره) به آیت الله حسینعلی منتظري

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد: 19 سال گذشت ... 1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد. 2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد. 3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند. 4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم. سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم. من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68

 روح‌الله الموسوي الخميني

(صحیفه نور/ جلد 21 - صفحه 330)

 

+ نوشته شده در 88/09/30ساعت 14:6 توسط میکائیل دیانی |
پدرم آنچه پاره شد عکس تو نبود بلکه قلب ما بود

وقاحت و بی شرمی به کجا رسیده است که توهین به امام هم صورت می گیرد وای بر جنبش دانشجویی مسلمان اگر بخواهد در برابر این حرکت سکوت کند .

ما دانشجویان سمنان بخصوص بچه های انجمن اسلامی دانشجویان و بسیج دانشجویی هم راهپیمایی ترتیب دادیم تا انزجار خودمون را از عوامل این حرکت نشان دهیم. گوشه ای از این حضور را ببینید

 

 

ما به نوبه ی خود بیانیه ای هم صادر کردیم که در ادامه مطلب می بینید.

راستی 22 آذر تولدم هم بود اما با وقایعی که اتفاق افتاد و لباس سیاهی که بر تنمان پوشاندند ترجیح دادم تولدی نگیرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/09/23ساعت 17:15 توسط میکائیل دیانی |

 

روز ۱۶ آذر ضدآمریکایی است و ضد آمریکایی خواهد ماند


امروز نمی خواستم پست جدیدی بنویسم ولی مجبورم که بگویم چرا که فضا نیاز به شفاف سازی دارد. فضای غبارآلودی که توسط برخی از دوستان بدتر از دشمن می خواهند حیثیت نظام را به مسخره بکشانند.اما باید به شما بگوییم که خونمان هدیه به رهبر است و نظام .

بحث من در مرود دانشگاه خودمان است  :

پیرو دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان از دیگر تشکل‌های این دانشگاه به منظور برگزاری میزگرد دانشجویی و نیز برخی موضع‌گیری‌های پیرامون آن، این تشکل بر خود لازم می‌داند نکاتی چند را به اطلاع دانشجویان فهیم و آزادمنش برساند.

اول) بی‌تردید گفتمان انقلاب اسلامی که بر مدار عدالت و آزادی و معنویت می‌گردد، تعریفی اصیل از انسان و تمدن ارائه نموده و ریشه در حیاتِ سعادتمندِ فردی و جمعیِ دینی دارد و فهم این درهم‌تنیدگی مفهومی البته جز با نگرشی دقیق بر پارادایم دینی این گفتمان امکان‌پذیر نیست.

این گفتمان، جنبش دانشجویی مسلمان و اصیل برآمده از انقلاب را هم غنای تئوریک خاص بخشیده است.

در این منظومه‌ی فکری، آزادی ودیعه‌ای الهی و گوهری تابناک است که با صیانت در صدف عقل و منطق و اخلاق، زمینه‌ی شکوفایی مادی و معنویِ فرد، جامعه و دانشگاه را پدید می‌آورد و بزرگترین تهدید برای آزادی رفتار و کردار؛ آنان‌اند كه تحت لواي آزادی‌خواهی، مرزهای اخلاقی و انسانی را درنوردیده و چهره‌ای متعارض از آزادی، دینداری و اخلاق محوری را تصویر می‌کنند.

دوم) از آن‌جا که نضج فضای تئوریک و بستر سازی برای گفتگوی شفاف پیرامون مسائل و موضع‌گیری‌ها؛ امری سهل الوصول نیست، تلاش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان برآن بوده تا با فراهم آوردن جمیع شرایط و اطلاع رسانی صحیح در راستای طرح نظرات متکثر و احیای غیر شعاریِ زنده باد مخالف من بکوشد؛ اما گویا داعیان شعارهای این‌چنینی و مدعیان آزادی بیان و سینه‌چاکان بحث تئوریک هنوز قصد برخورد شفاف با دانشجویان را نداشته و عزم رقابت جزم نکرده‌اند و گویا ترجیح‌شان بر آن است تا بر تکیه بر فضای غبار آلود و ناشفاف؛ نه گوشی برای شنیدن مهیا کنند و نه زبانی به جهت پاسخ گفتن.

پس باز بر ما فرض است تا ایشان را به گفتمانی پایاپای دعوت کرده و قل هاتوا برهانکم زمزمه نمائیم و برای چندمین بار تکرار کنیم که انجمن اسلامی بر طبق مشی چندین ساله،همیشه نقد حکومت را از ارکان و اجزای گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان می‌داند و به هیچ‌وجه دانشجویان - این صاحبان سنگر دانشگاه و مشتاقان تضارب آرا- را نامحرم نپنداشته و بر خلاف بعض دوستان قصد برخورد دوگانه ندارد که هم از بودجه‌ی تخصیصی دولتی ارتزاق کند و هم سنگ کسانی را بر سینه بکوبد که دولت را نامشروع می‌شمرند و البته این سیاست خود اجرای نعل بالنعل رفتار چسبیدگی به قدرت و عبور از حاکمیتِ کاخ سفید نشینان امروز و شاگردان معنوی نهضت آزادی و امثال علی افشاری‌ها در عصر اصلاحات را به ذهن متبادر می‌کند.

سوم)شکایت از فضای بسته‌ی اطلاعاتی و محیط سانسور و فشار هم البته امری خسته کننده و تکراری‌ست؛ چراکه اگر فضای ابراز عقاید مهیا نیست، پس این میزگردِ فراهم آمده چیست؟ و چگونه است که به برنامه‌های آن تشکل محترم از سخنرانی‌های پیشا-انتخاباتی با سخنران ملی-مذهبی  تا سخنرانی انتخاباتی عباس عبدی-که داستان رسوایی عبدی‌گیت‌اش نیاز به بازخوانی ندارد- و البته همین برنامه‌ی اخیر جناب کاظمیان همه از شورای فرهنگی دانشگاه مجوز دریافت کرده‌اند؟ و اگر فضا بسته، سرها در گریبان و دست‌ها پنهان است؛ چطور هر روز بُردی تازه جلوی سلف و سطح دانشگاه مشاهده می‌شود و چگونه در آن از دفاع از منتظری تا پـــــوشــــشِ تــجـمعات غیرقانونی سیزده آبان در سراسر کشور، جملگی نصب می‌گردد؟!

پس لازم به یادآوری‌ست که اگر انصافی در کار باشد و اگر دوستانِ آن تشکیلات محترم از سیاست‌زدگی برکنار باشند؛ خود اذعان خواهند نمود که این سخنان؛ صرفاً به بازی گرفتن افکار عمومی و جو سازی رسانه‌ای‌ست و در محضر دانشجویان بیدار، محلی از اعراب ندارد و قطعا علت عدم اعلام حضور آن تشکل در میزگرد و مناظره، فضای بسته و جو خفقان نیست که اتفاقا فضا به جهت فعالیت دوستان، بسیار هم باز بوده است.

البته از نگر این انجمن، التزام به آزاد اندیشی و اعتقاد به فضای باز رسانه‌ای با هو و جنجال و جوسازی عاطفی توفیر داشته و این تشکل برآن است که این مدعیات خود را به محک دانشجویان آزاد اندیش بگذارد و بدیهی‌ست در این مسیر جملات شورانگیز و انشائات احساساتی اهمیت چندانی نخواهد داشت.

چهارم) و اما نسبت با قانون؛ مرور آرا و افکار و عملکرد جمعی در دانشگاه، همواره این سوال را برای قاطبه‌ی دانشجویان طرح نموده-و عموما بی‌پاسخ رها کرده- که نسبت این جمع با قانون چیست؟ و اصولا معمای این رفتار به‌قدری بهم پیچیده که تنها می‌توان اینگونه قضاوت نمود که قانون تا آن‌جا مورد توجه این جماعت قرار دارد که منافع ایشان را تامین نماید. به عنوان مثال در بحث 13آبان شاهد آنیم که در قبال اِعمال قانون برای اَعمالی غیر قانونی و با آن‌که برخورد قانونی تنها با عده‌ای از دانشجویان صورت گرفته که در تجمع ساخته شده توسط جریان موسوم به سبز حاضر بوده‌اند، خواست اینان آن است که دانشجویانی که تنها جرم‌شان سر دادن شعارهایی در حمایت از قانون در مقابل هجمه به اعتقاداتشان بوده با برخورد انضباطی مواجه شوند و البته گویا این دفاع از قانون گویا به مذاق آقایان خوش نیامده‌است و درحالی‌که در جریان سیزده آبان تنها با تعداد انگشت‌شماری برخورد شده‌است و نه همه‌ی تجمع کنندگان؛ این شک را به یقین مبدل می‌سازد که اصرار در برخورد انضباطی با جمعی که آنان را اعضای تشکل ذی‌نفوذ می‌خوانند به‌خاطر محتوای شعارهای داده شده توسط این دانشجویان است. همان ذی‌نفوذی که پیش از اعطای مجوز هیئت نظارت به سخنرانی ملی-مذهبی‌ها و اپوزیسیون و جریان مقابل؛ از برنامه‌ی مناظره‌ی انتخاباتی و مناظره با موضوع 18تیرش سلب مجوز شده‌است.

فراخوان به قانون البته ارزشمند است اما پذیرش نیت صحیح این جمع هنگامی سخت می‌شود که هنوز خاطره‌ی حضور غیرقانونی حبیب ا... پیمان که حتی در عصر غوغازیستی اصلاحات نیز نه شورای تامین استان و نه شورای سه نفره‌ی نظارت دانشگاه اجازه‌ی سخنرانی را در دانشگاه صادر ننموده بودند در اذهان باقی‌ست.

ناگفته پیداست انجمن اسلامی دانشجویان در برخوردهای انضباطی با دانشجویان؛ چنانچه تشخیص دهد حق و حقوق هر دانشجویی در زیر لگام اهمال‌کاری‌ها و کج‌سلیقگی‌های فراقانونی پایمال شده؛ در راستای احقاق حق و عدل حاضر به پرداخت هزینه و استفاده از تمام ظرفیت‌های اجتماعی و سیاسی خود است؛ اما شیپور را از سر گشاد نواختن و طرح موضوعاتی از باب مظلوم نمایی و ایجاد فضای هژمون عاطفی برای گریز از فضای تئوریک و بحث شفاف نظری با تکیه بر عباراتی نظیر: بحث تئوریک نداریم و یا با اطلاعات در حد دبیرستان نمی‌توان به بحث پرداخت و امثال ذلک در مناظره‌ی با موضوع صراط‌های مستقیم و مناظره‌ی اخیر، مسبوق به سابقه و طرحی نخ نما برای قاطبه‌ی دانشجویان روشن‌ضمیر است و البته بی‌شک بهترین راه مکشوف شدن حقایق؛ بیان شفاف مواضع در محضر وجدان بیدار دانشگاه است.

 

 

+ نوشته شده در 88/09/17ساعت 11:41 توسط میکائیل دیانی |
 

شتر دیدی ! ندیدی!



در روزهاي اخير به خصوص در يك ماه گذشته در بخشي از اخبار رسانه ها و گفته هاي سیاسیون، از پروژه ای تحت عنوان آشتی ملی سخن به ميان آورده شد و كم و بيش مورد استقبال برخی از جریانات دوستدار انقلاب و حتي برخي شخصیتهای موثر در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات قرار گرفت، قطعا اهل هوشياري و بصيرت همچنان كه به دنبال نوش‏داروي وحدت و يك پارچگي در تمام سطوح نظام هستند، از اسامي و الفاظ پر زرق و برق اما توخالي بري و بيزارند.

لذا نکاتی را به اختصار در بيان شرايط و مختصات وحدت به معناي واقعي در ادامه تقديم مي داريم:

د- چرا آشتي ملي؟! از منظر واژه شناسي كلمه آشتي همواره در مقابل قهر و قطع ارتباط به كار گرفته شده است، و كاربرد اصطلاح آشتي آن هم در سطح ملي نشان از عدم شناخت يا سعي در القاي وارونه ي واقعيت ها توسط طراحان دارد.

آيا به راستي ما با يك شكاف و قهر ملي مواجه هستيم؟ آيا مردم شهرهاي مختلف ايران عليرغم همه القائات و دورغ پراكني هاي دشمن از زندگي روزمره دست كشيده اند؟ آيا روابط اجتماعي مختل شده است؟

پاسخ اين سوال را تك تك افراد حاضر در جامعه به درستي مي توانند بدهند. از سوي ديگر و در ادبيات سياسي به كارگيري اصطلاح آشتي ملي مختص مواردي نظير لبنان و عراق است كه گرفتار جنگ داخلي و نزاع خياباني بوده اند.

لذا به نظر مي رسد به كار بردن اين واژه از نگاه ادبيات سياسي نيز ناشي از بي اطلاعي، كم سليقگي يا حتي القائات مغرضانه است.

بنابراين نام انتخاب شده براي اين پروژه گويايي لازم جهت بيان محتواي آنرا ندارد و شايد الفاظي از قبيل بازگشت احزاب و سياسيون، بازگشت نخبگان يا آشتي احزاب و جناح ها، پيشنهاداتي ست كه نزديكي بيشتر با محتواي طرح خواهد داشت.

گذشته از نام و نشان طرح، بايد برخي مختصات آن با توجه هدف قراردادن وحدت مورد توجه قرار گيرد:

1-برقراری وحدت نيازمند به محور است و این محور با توجه به نظام سياسي واجتماعي كشور ما بايستي رهبری جامعه باشد و اگر کسانی قصد دارند ،با معرفی برخی دیگر به عنوان محور وحدت برای برقراری این آشتی اقدام کنند، بایستی نخبگان و تشکلهای انقلابی با بصیرت و روشنگری جلوی تکرار تاریخ را بگیرند.

مبادا گروه ها و جریاناتی که امروز پایگاه های مردمی خود را بدلیل آشکار کردن چهره های واقعی شان در بستر انتخابات دهم از دست داده اند ، با تمسك به حيله هايي چون حكميت و مهره هايي ساده لوحي مانند ابوموسي اشعري باعث ادامه ي حيات باطل و به تعويق افتادن اجراي عدالت شوند ! شايد كمتر از ده ضربه تا ستون خيمه ي معاويه مانده باشد!

2- قبل از طرح آشتی در بین خواص و سیاسیون ،بایست مسئله بازگشت به خط انقلاب و امام(ره) و قانون اساسی توسط کسانیکه در این ایام به شيوه هاي گوناگون ، پنجه در چهره نظام اسلامی کشیدند ، محقق گردد و به عبارتی بایستی بر مسئله توبه مردودي ها تأکید شود.

3- جریانات طرف دعوا، بایستی قبل از هرچیز، به طور شفاف نسبت و ارادت خود را با انقلاب، نظام اسلامي، قانون اساسي ومقام معظم رهبري روشن كنند و به عبارتی برادری خود را ثابت نمايند. در غير اين صورت محصول اين پروسه يك اتحاد ساختگي و بسيار شكننده خواهد بود.

4- با توجه به روشن شدن نقش کلیدی برخی از نخبگان در رهبري اغتشاشات و تشويش اذهان عمومي و دروغ پراكني رسانه اي كه موجب خدشه به چهره ي نظام گرديده است و از سوي ديگر طرح عنوان آشتي ملي از سوي احزابي كه سران و اعضاي آنها در اين جريانات نقش داشته اند؛ اين شبهه به وجود مي آيد كه سعی بر این است تا با طرح مسائلی همچون آشتی ملی (!) از پیگیری مجازات این خاطیان جلوگیری به عمل آورند و حاشيه امني براي مصون قرار دادن ظالمان در حق ملت و نظام اسلامی فراهم كنند.

5- همچنين هوشياري اقتضا مي كند كه طرح آشتی ملی (!) مانع از رسيدگي به ادعاهای مطرح شده در خصوص پرونده های مفاسد اقتصادی برخی آقازاده ها و احزاب سیاسی نشود و سير حقوقي كامل و متقني تا اثبات جرم يا برائت در اين موارد طي گردد و مبادا كه به بهانه ي آشتی ،هرکس که بدنبال عدالتخواهی بود، او را با الفاظی همچون، بهم زننده اتحاد مورد حمله قرار دهند و بار دیگر برای برخي حضرات مصونیتهای ارزشی و قانونی ایجاد نمایند.

6- به طور خلاصه برخي از تحليل ها دلالت بر اين دارد كه عده اي از ورشكستگان سياسي كه در كج روي خود به بن بست رسيده اند با طرح این موضوع، یعنی آشتی ملی، می خواهند فریاد بزنند که ای مردم ،ای رهبری، ای قانون و ای قوه قضائیه؛ «شتر دیدی،ندیدی!» كه بايد گفت اين جمله در مبنا با تأکیدات فراوان رهبر معظم انقلاب پس از اغتشاشات ،هم خوانی نداشته و رهبری بارها و بارها به ستاندن حق مردم و دفاع از انقلاب و برخورد قاطع با عوامل اصلی اغتشاشات بدون هیچگونه مماشاتی اشاره کرده اند و ایشان اعلام کردند، همانطور که آبروی افراد مورد اهتمام است ،آبروی انقلاب و نظام نیز بایستی مدنظر قرار گیرد و با کسانی که اتهامات واهی به نظام اسلامی بستند برخورد شود .بایستی همه کسانیکه در یک سال گذشته بذر تردید را در جامعه کاشتند و با نطقهای خود ،از یک سال قبل از انتخابات ،سلامت انتخابات را زیر سوال بردند ،از گفته های خود در محضر ملت توبه نمایند.

بایستی همه کسانیکه بر خلاف سخنان رهبری، مدام به سیاه نمایی پرداخته و آیه های یاس را درجامعه سر دادند و وحدت ملی و عزت ملی و اعتماد به نفس ملی را هدف قرار داده و به تعبیر رهبری حرفهای دشمنان را تکرار نمودند ،در محضر ملت توبه کنند تا شاید ملت از سر تقصیرات آنها بگذرد.

7- با دقت در کلام رهبر معظم انقلاب در دیدار های ایشان در عید سعید فطر و یا نمازجمعه پس از انتخابات ،بخوبی مسئله بازگشت همه کسانیکه اشتباه کرده اند ،دیده می شود و رهبری نظام بر این مسأله تأکید دارند و این پرواضح است که اگر بازگشت این شخصیتها و احزابشان صورت گیرد ،به طور طبیعی و بدون هیچ میانجیگری ،وحدت حاصل خواهد شد .اما متاسفانه هنوز در نطق ها و بیانیه های این اشخاص و احزاب بر طبل ابطال انتخابات و اتهام وارد کردن به نظام کوبیده می شود و این با مسئله وحدت و برقراری آشتی در تناقض است.

امروز بر همه نخبگان ارزشی و انقلابی و تشکلهای دانشجویی پیرو ولایت که افسران جوان جبهه مبارزه با جنگ نرم می باشند ،لازم است که با کسب بصیرت و نگاه به اقوال رهبری نظام اسلامی ، هوشياري خود را نسبت به جريانات شكل گرفته حفظ كنند تا دیگر بار فتنه عمروعاص ها ، اشعث ها و ... گريبان گير جامعه اسلامی نشود.
مطلب در سایت جهان نیوز

 

+ نوشته شده در 88/09/03ساعت 19:28 توسط میکائیل دیانی |